هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید استتوس های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده.
اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسینتان می کنند.
- طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی
تو تلویزیون اومده می گه توصیه من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند
خودِ لامصبت آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟
- از مارمولک له شده زشت تر، پسربچه تو سن بلوغه. اصلا مثل کوبیسم می مونه، هیچیش به هیچیش نمیاد
- دیشب که خوب می خوردین
این چی چیه آوردین؟
(گروه بانوان در مراسم پاتختی در هنگام باز کردن کادو)
- زندگی همیشه در جریانه ولی ما رو در جریان نمی ذاره!
- جای خالیش را نه کتاب پر می کند، نه قهوه، نه حتی سیگار، من دلم آی فون 5 می خواهد.
- یه سوال ذهن منو مشغول کرده
چرا شلوار سفید می پوشی خاکی میشه رنگش سیاهه؟
ولی وقتی شلوار مشکی می پوشی خاکی میشه رنگش سفیده؟
- یکی می ره به شیرینی فروشه می گه این شیرینی کشمشیا چرا توش کشمش نیست؟
یارو میگه شما شیرینی ناپلئونی می خرین لای هر کدومش ناپلئونه؟
- کاش یکی بود که توی کوچه ها داد می زد:
خاطره خشکیه، خاطره خشکیه
اونوقت همه خاطراتتو،
همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن
می ریختم تو کیسه و می دادم بهش و می رفت ردِ کارش
- اونقدری که من بالش زیر سرمو تا صبح می چرخونم، اگه به جاش توربین بود می تونستم برق کل روستاها رو تامین کنم!
- یکی از بزرگترین لذت های دوران کودکیم این بود که دستمو تا آرنج بکنم تو کیسه برنج! آی حال می داد.
- اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم
- «شام چی درست کنم؟»
اولین جمله مامانم در حین جمع کردن سفره ناهار
- بابابزرگم لپ تاپم رو دیده می گه چندتا قُوّه می خوره؟!
- همه نیمه گمشده و مکمل شونو پیدا کردن
ما هنوزمتمم مون روهم ندیدیم!
به 30 درجه هم راضی شدیم دیگه!
نبود؟ یه 10 درجه ... !؟
- پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!
- تو صف نون بودم دیدم دوتا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث می کردن.
اولی: برو بابا! دومی: به من نگو بابا به من بگو عمو، وقتی می گی بابا من نسبت بهت احساس مسئولیت پیدا می کنم!
- فکر کنم دارم بابا می شم ... الان چند شبه بیدار می شم کولرو خاموش می کنم!
- هر وقت احساس کردی خیلی بالایی چند تا نارگیل واسه من و بچه ها بنداز پایین!
- یه زمانی وقتی به رفیقت فحش ناموس می دادی حکم مرگتو امضا می کردی، الان میزان صمیمیت و رفاقتتو نشون می دی.
- ضربه روحی که یخچال خالی به من وارد می کنه، عشق دوران جوونیم نتونست وارد کنه.
- تنها موجودی که با نشستن به موفقیت می رسد مرغ است.
- یک بنده خدایی می گفت: حالا درسته ما قصد ازدواج نداریم ولی خب آخه یه خواستگار نباید بیاد برامون؟
- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه گفت: خدای نکره یه وقت لازمت نشه؟!
- یارو دو دقیقه پیش زنگ زده خونه به جای اینکه من بگم شما، اون میگه شما؟ منم گفتم ببخشید اشتباه برداشتم!
- یه روز رفتم شلوار بخرم فروشنده یه شلوار آورد خوب نبود. گفتم این خیلی خزه، مگه اسکلم اینو بپوشم؟
فروشنده از پشت پیشخون اومد اینور دیدم همون شلوار پای خودشه!
- بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که دبستان می رفتم و مامور آبخوری شدم.
- آیا می دونین اولین کسی که عبارت «مردا همه مثل همن» رو به کار برد، یه زن چینی بود که شوهرشو تو بازار گم کرده بود؟
- اگه قراره با دمپایی ابریِ خیس تو دهنِ کسی زده بشه، اون کسی نباید باشه جز پسری که با صدای بچگونه حرف می زنه!
- پسرخالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا می دانید رود هیرمند به کدام دریا می ریزد؟ اینم نوشته بود: بله می دانم!
معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.
- به کافه چی گفتم همان همیشگی ...
گفت زر نزن، مثل آدم بگو چی می خوری!
- پسرا هجده ماه میرن خدمت، اندازه 18 سال خاطره تعریف می کنن! لامصبا همشونم قهرمان پادگان بودن.
سودای ثروت و ثروتمند شدن را کسی نیست که در خیال خود نپروراند، اما کمتر کسی پیدا می شود که خیالش با واقعیت زندگی اش یکی شود و در زندگی واقعی ثروتمند باشد.
پول پارو کردن هم مثل هر کار دیگری اصولی دارد و با فکر و خیال به دست نمی آید. در واقع اصل ماجرا این است که آنچه آدم ها را به دو دسته افراد معمولی و ثروتمند تقسیم می کند، طرز تفکر است و نه فکر و خیال.
در این ایمیل از تفاوت های فکری افراد ثروتمند و معمولی برای شما می گوییم. حالا دیگر انتخاب با خودتان است که جزو کدام دسته باشید.
1. آدم های معمولی فکر می کنند پول چرک کف دست و ریشه همه بدی هاست، در حالیکه از نظر ثروتمندان فقر ریشه همه بدی هاست.
2. آدم های معمولی توجه به خود را بد می دانند، در حالیکه از نظر ثروتمندان توجه به خود نوعی پرهیزکاری است.
3. آدم های معمولی فکر می کنند همه چیز شانسی و الله بختکی است، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی جنبش و حرکت و عمل.
4. آدم های معمولی فکر می کنند راه ثروتمند شدن از مسیر تحصیلات رسمی و َآکادمیک می گذرد، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای ثروتمند شدن باید در دانش یا مهارت خاصی استاد بود.
5. آدم های معمولی در خاطرات گذشته درجا می زنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان آینده را باید دید.
6. آدم های معمولی می خواهند با احساسات و جوگیری به پول برسند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بهترین راه رسیدن به پول منطقی فکر کردن است.
7. آدم های معمولی معمولا برای کسب درآمد کارهایی را انجام می دهند که دوست ندارند، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای پولدار شدن باید کاری را با عشق و علاقه انجام داد.
8. آدم های معمولی سطح توقعاتشان پایین است و در نتیجه ناامیدی به سراغشان نمی آید، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی چالش و کلنجار رفتن با مشکلات بزرگ.
9. آدم های معمولی فکر می کنند باید کار خاصی انجام داد تا به ثروت کلان رسید، در حالیکه از نظر ثروتمندان برای کسب ثروت خود فرد باید چیزی در چنته داشته باشد.
10. آدم های معمولی فکر می کنند برای پولدار شدن باید سرمایه خوب اولیه داشت، در حالیکه از نظر ثروتمندان در قدم اول باید از پول دیگران استفاده کرد.
11. آدم های معمولی فکر می کنند، بازارها را استراتژی و منطق هدایت می کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان این طمع و احساس است که چرخ بازار را می چرخاند.
12. آدم های معمولی به کودکانشان یاد می دهند که چگونه تنها به زندگی ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان بچه ها باید یاد بگیرند که چگونه پولدار شوند.
13. آدم های معمولی اجازه می دهند تا داشتن یا نداشتن پول عامل ایجاد استرس شان شود، در حالیکه از نظر ثروتمندان باید میان خود و ثروت صلح برقرار کرد.
14. آدم های معمولی تفریح و سرگرمی را به یادگیری چیزهای جدید ترجیح می دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان یادگیری از تفریح اهمیت بیشتری دارد.
15. آدم های معمولی فکر می کنند، ثروتمندان آدم های افاده ای هستند، در حالیکه از نظر ثروتمندان معاشرت تنها با افراد همفکر جذاب است.
16. آدم های معمولی فکر می کنند در هر شرایطی باید تمرکز افراد روی پس انداز باشد، در حالیکه از نظر ثروتمندان زندگی یعنی خرج کردن.
17. آدم های معمولی ترجیح می دهند برای در امان ماندن از هر خطری زندگی را بدون ریسک ادامه دهند، در حالیکه از نظر ثروتمندان دانستن وقت و زمان مناسب برای رفتن به دل حوادث پولشان را بیشتر می کند.
18 آدم های معمولی دوست دارند راحت باشند، در حالیکه از نظر ثروتمندان راحت بودن یعنی تردید و کنکاش.
19. آدم های معمولی هرگز ارتباطی بین پول و سلامتی پیدا نمی کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان پول می تواند زندگیشان را نجات دهد.
20. آدم های معمولی فکر می کنند باید بین پول و خانواده ای خوشبخت یکی را انتخاب کنند، در حالیکه از نظر ثروتمندان می توان هر دوی اینها را با هم داشت.
می خواستم یه پیام مهمی رو برات بفرستم بیخیال بابا حیف که گوشیت لمسی نیس پیام منو لمس کنه
تصور کن من چند وقتیه که فوت کردم اگه یه روز یه جا حرفی از من شد میگی یادش بخیر.عجب آدم.....
(جای خالی رو پر کن لطفا)
فروش فوق العاده انواع کلنگ با قیمت استثنایی ویژه ی شما عمله های محترم!
تاحالا فکر کردی چه قدر برام ارزش داری؟
200تومن!
قیمت گوشیت همین حدوداست دیگه؟
9355001400این شماره ی پینوکیوست زنگ بزن ببین چطوری آدم شده تو هم آدم شی
عشقم از وقتی رفتی خونه تاریکه چراغ خونه خاموشه!
لامصب چرا فیوزکنتورو برداشتی؟
دقت کردین وقتی ctrl+w رو می زنین بادکنک های رنگی تو صفحه ظاهر میشه.
تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه :
1.عضو فیس بوک باشی!!!
2.موبایل داشته باشی!
4-وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی!
5- نفهمیدی تو این مطلب شماره 3 وجود نداره؟!!!!!!
7-الان چک کردی ببینی که شماره 3 هست یا نه؟!!!!
8- شماره 6 کجاست؟!!
9-حالا لبخند می زنی!!!
10- شماره 1 کجاست؟.
.
11-هه هه هه رفتی چک کنی ببینی شماره 1 هست؟..
حالا خداییش فکر می کنی آدم بیکـــــــاری نیستی؟؟؟
مامان امروز یه خواستگار خوش تیپ اومد سرکار شماره خونه را ازم گرفت
.
.
.
ستاد شادسازی دل مادران!
متشون یسراف راین راشف تدوخ هب ینزیم روز یراد یلیخ منکیم ساسحا ------چه زبونیه!؟ خب ازآخر برعکس بخون!
عزیزم وقتی کسی بهت گفت خوشگل اول یه لبخند ساده بزن بعد با مشت بزن تو صورتش که دیگه مسخره ات نکنه !
شب بود خسته بودم.... موهامو بسته بودم
خورشید سر زد و من ...... توی وان نشسته بودم
چشمامو باز کردم .... دیدم ازت خبر نیست
دیدم هیچ چی توی دنیا ... از تو لطیف تر نیست D:
"شامپو داروگر"
خرس ها با یک ظرف عسل خر میشن، اسبها با چند حبه قند، طوطی با تخمه، سگ با استخوان، مردا با زن زیبا، زنا با یکم تعریف و تمجید،... راستی برات موز خریدم !!!
اگر به یکدیگر احترام بگذاری ، یکدیگر نیز به تو احترام خواهند گذاشت !
حیف نون رو می فرستند دنبال نخود سیاه، پیداش می کنه نامرد !
رمـز و رازهای موفقیـت از زبـان دکتـر سیـدا
وارد دفتر کار دکتر سیدا که می شوی در نگاه اول، انبوه تقدیرنامه ها توجه تو را به خود جلب می کند. شاید تصور کنی رسیدن به جایگاهی که مرد برتر حافظه ایران صدایت کنند، نیازمند داشتن حافظه ای استثنایی با یک ضریب هوشی خیلی بالاست، اما گفت وگو با دکتر تمام گره های ذهنمان را در این مورد باز کرد. دکتر سیدا با رویی خوش و لبخندی دلنشین، با زبانی که برای هر کسی قابل درک است، برایمان از داستان زندگی اش گفت تا شما هم یادتان بماند و باورتان شود هیچ چیزی غیرممکن نیست.
? از دیالیز پدر تا مسیر نابغه شدن
موفقیت من داستان جالبی دارد که به بیماری پدرم برمی گردد. من در مهاباد متولد شدم. پدرم در آن دوره زمانی در مهاباد دیالیز می شد و چون در شهر ما تنها 2 دستگاه دیالیز وجود داشت اگر یکی از این دستگاه ها دچار اشکال می شد برای بیماران مشکل به وجود می آمد و به ناچار بیماران را به نوبت برای دیالیز به ارومیه می فرستادند. زمانی که پدر من در مهاباد دیالیز می شد من کنارش می ماندم و حین دیالیز مراقبش بودم اما داستان در ارومیه کمی متفاوت تر شد. در بیمارستان ارومیه چون تعداد دستگاه ها و به دنبال آن تعداد پرسنل بیشتر بود، مجموعه آنجا اجازه ورود همراه بیماران را حین دیالیز نمی دادند و به همین دلیل حدود 4 تا 5 ساعت، باید این زمان را به تنهایی سر می کردم. بیمارستان خارج از شهر بود و برای همین من وارد محدوده شهر شدم و گذرم به یکی از کتابخانه ها افتاد. 2 کتاب توجه مرا به خود جلب کرد؛ کتاب اول «حافظه در روانشناسی» و کتاب دیگر «مانیتیسم شخصی» نام داشت. من در حیاط بیمارستان این دو کتاب را خواندم و از آنجا بود که به بحث حافظه خیلی بیشتر از قبل علاقه مند شدم. این کتاب مسیر را به من نشان داد و اینطور نبود که دقیقا بر اساس کتاب ها عمل کرده باشم، بلکه من بسیاری از روش هایی که در کتاب ها بود را به سبک خودم تغییر دادم و تکمیل کردم. بعد از مطالعه این کتاب ها دلم می خواست نتیجه یافته هایم را با همکلاسی هایم در میان بگذارم. زمانی که به مدرسه برگشتم چند تکنیکی که از خواندن کتاب ها یاد گرفته بودم را با چند نفر از دوستانم در میان گذاشتم. عده ای به من خندیدند و اصلا حرف هایم را جدی نگرفتند اما 2 نفر از دوستانم با من همراهی کردند و من با وجود اطلاعات پراکنده و ناقصم در آن دوره زمانی، با آنها اطلاعاتم را به اشتراک می گذاشتم. مسیر زندگی من از آن زمان به سرعت تغییر کرد زیرا قدم در راهی گذاشته بودم که دوست داشتم با جدیت و پشتکار زیاد در آن موفق شوم.
? انرژی مثبت و منفی آدم ها را حس می کنم
علاوه بر مباحث ذهن یکی از موضوعات موردعلاقه من، شخصیت شناسی و چهره شناسی بود که مطالعات زیادی در این زمینه کرده ام. چهره شناسی یکی از موضوعاتی است که می تواند به هر شخصی کمک کند. من چون به این موضوعات علاقه زیادی داشتم، باعث شد که استعدادم در این زمینه رشد کند.
گاهی اوقات که وارد آسانسور می شوم، می توانم انرژی مثبت و منفی آدم هایی که قبل از من وارد آسانسور شده اند را حس کنم یا اگر همین حالا چشم هایم را ببندم و چند نفر وارد اتاقم شوند، بدون اینکه به آنها نگاهی بیندازم، می توانم ویژگی آنها را حدس بزنم. تمام این موضوعات علم است و هرکسی می تواند آن را به دست بیاورد و بر این اساس به زندگی شخصی اش کمک کند. برای مثال موضوع چهره شناسی به شما کمک می کند که در انتخاب دوست، همسر و همکارتان دقت کنید تا بعدها باعث پشیمانی تان نشود. با داشتن دانش بیشتر در این خصوص می توانید زندگی بهتر و موفق تری داشته باشید.
? بیل گیتس هم دلش می خواهد بیشتر پول داشته باشد
ذات انسان طوری است که در هر مرحله ای قرار بگیرد باز هم به دنبال داشتن امکانات بیشتر است. حتی فرد ثروتمندی مانند بیل گیتس هم بر اساس ذات انسانی اش دلش می خواهد بیشتر از اینها درآمد داشته باشد اما فراموش نکنید که این خواستن ها نباید به اندازه ای باشد که ایجاد حسرت در شما کند. مهم لذت بردن و احساس خوشبختی در همین لحظه و با همین ویژگی هایی است که شما دارید. بعضی آدم ها برای خودشان معیارهایی را به وجود می آورند که اگر تنها به آن درجه برسند فکر می کنند خیلی خوشبخت شده اند اما این نوع طرز فکر باعث از دست دادن لحظات حال شماست و مانع لذت بردن شما از چیزهایی می شود که در حال حاضر از آن برخوردار هستید.
? من هم شکست خورده ام
باید ببینید تعریف تان از شکست چیست چون اگر تصور کنید شکست پایان فعالیت های شماست قطعا زندگی تان مسیر درستی را طی نخواهد کرد. تعریف تان از شکست را تغییر دهید و به آن به شکل یک تجربه نگاه کنید و پلی برای رسیدن به مراحل بعدی از آن بسازید. من هم در طول زندگی ام با لحظاتی مواجه شده ام که کاملا دلسرد شده ام اما آن لحظات، راه را برای موفقیت های بعدی ام هموار کرد و تجربه کافی در اختیارم گذاشت.
? زودتر از دیگران عمل کنید
می خواهم رازی را با شما در میان بگذارم و آن این است که وقتی فکری به ذهنتان می رسد حتما آن را به مرحله عمل برسانید. این تنها شما نیستید که چنین فکری به ذهنتان رسیده چون در همان زمانی که شما به ایده ای فکر می کنید شخص دیگری هم به آن ایده فکر کرده است و در این بین شانس با کسی است که زودتر فکر و تصمیمش را به مرحله اجرا بگذارد. این علم است که شما بتوانید ایده تان را به عمل بگذارید. رمز موفقیت من هم این بود که توانستم ایده هایم را زودتر از دیگران به مرحله اجرا بگذارم در حالی که ممکن است آدم های دیگری هم همزمان با من به فکر راه های تقویت ذهن و تکنیک های بالابردن هوش افتاده باشند اما فقط در مرحله تئوری و ایده باشند.
? از آدم های بدبین فاصله بگیرید
اگر ایده ای دارید و به یقین می دانید که درست است، حتما به فکر به اجرا گذاشتن آن باشید و در این میان سعی کنید با کسانی ایده تان را مطرح کنید که به شما دلگرمی بدهند نه اینکه دلسردتان کنند. با جملاتی مثل تو نمی توانی و... دلسرد نشوید. نکته مهم دیگر در میان گذاشتن دانش و اطلاعات تان با دیگران است. من به شخصه هر آنچه یاد می گیرم را به سرعت به دیگران منتقل می کنم زیرا با این کار به یادگیری خودم بیشتر کمک کرده ام و مهم تر از همه ترغیب می شوم که به دنبال اطلاعات دیگری بروم چون اگر دانشم را به دیگران منتقل نکنم این تصور در من به وجود می آید که نیازی به کسب دانش جدید و بیشتر ندارم و پر هستم، اما با در میان گذاشتن اطلاعاتم این شانس را پیدا می کنم که بیشتر به دنبال فراگیری دانش های جدید باشم. نکته مهم دیگر این است که با انتقال دانش تان به دیگران جمعیت بیشتری را تغذیه می کنید و تاثیر مثبتی روی جامعه تان می گذارید. من معتقدم هر فردی به اندازه خودش مسئولیت دارد که کمکی به افراد جامعه اش برساند. اینکه در یک جا بنشینید و بگویید به من ربطی ندارد و فقط منتظر خدمات رسانی دیگران باشید، نمی توانید انتظار موفقیت داشته باشید. هر کار مفیدی که از دست تان برمی آید، انجام دهید تا راه موفقیت بیشتر از گذشته به رویتان باز شود.
صحبت از باند و چسبزخم نیست. این 10 موردی که میبینید، برای درمانهای جزئی با لوازم و اشیایی است که در خانه دارید. احتمالا بعضی از آنها را میدانید، اما همهاش برای شما آشناست؟
راه اول: الکل طبی
درمان بوی بد پا
اگر پای شما بو میدهد و نمیدانید چطور از شر آن خلاص شوید، اگر حس میکنید این ژنتیک و تقدیر شماست و راهی برای فرار از آن ندارید، این گزینه را امتحان کنید؛ روی لیف یا کیسه حمام خود، مقداری الکل طبی بریزید و پای خود را با آن مالش دهید. الکل، به دلیل قابلیت خشککردن و ضدعفونی، میتواند بوی بد محیطهای باکتریزا و قارچزا را بگیرد و با خشک کردن رطوبت اضافه، محیط را برای رشد آنها نامساعد کند.
راه دوم: مداد
درمان سردرد
وقتی استرس دارید و اضطراب به سراغتان آمده، ناخودآگاه فک و دندانهای خود را به هم فشار میدهید. به همین خاطر ماهیچههای فک و گونه خود را منقبض میکنید و برای خودتان سردرد میسازید. یکی از راههای درمان سردردهای عصبی، قرار دادن مداد در میان دندانهاست. در این حالت باید مداد را در میان دو ردیف دندان خود قرار دهید ولی روی آن فشار ندهید. دکتر شفل، مدیر جدید مرکز درمان سردرد در استنفورد، توضیح میدهد، با این روش کمک زیادی به خودتان میکنید.
راه سوم: ماست
درمان بوی بد دهان
تحقیقات نشان دادهاند، باکتریهای موجود در ماست، میتوانند باکتریهایی که در دهان بوی بد ایجاد میکنند را از میان ببرند. این باکتریهای «خوب»، به شکل غیرقابل باوری، باکتریهای «بد» را سرکوب کرده و محیط را از آلودگیهای آنها پاک میکنند. این تحقیقات را دکتر جان سی انجام داده است؛ دندانپزشک و یکی از اعضای آکادمی زیبایی دهان و دندان.
راه چهارم: محلول لیسترین
ضد آفت دهان
همیشه راههایی سنتی برای درمان بیماریهای ساده وجود دارد. نمونهاش را میتوان در همین مثال محلول لیستریک پیدا کرد. یک محلول خوشبوکننده قوی و کلاسیک که به ضدعفونیشدن محیط دهان کمک کرده و آفتهای احتمالی را دور میکند. در این حالت تنها کافی است پنبهای را به این محلول آغشته کنید و آن را روی آفت مورد نظر قرار دهید. اگر سهبار در روز این حرکت را انجام دهید، مشکلتان از میان خواهد رفت.
راه پنجم: شیرینبیان
درمان میخچه و پینه
یکی از اعضای تیم تحقیقاتی موسسه ملی بهداشت در آمریکا، توضیح داده است که گیاه شیرینبیان، حاوی موادی شبهاستروژن است که باعث نرمکردن پوست سخت میشود. این تحقیقات نشان دادهاند که این گیاه یکی از بهترین راههای درمان میخچه و پینه به حساب میآید. تنها کافی است آن را تبدیل به یک مایع غلیظ کنید و روی مناطق خشن پوستتان بکشید.
راه ششم: توپ تنیس
درمان درد پا
یک راه آسان برای مینیماساژ این است که توپ تنیس را زیر کف پای خود قرار داده و به صورت رول پای خود را روی آن حرکت دهید. اگر یک یا دو دقیقه پای خود را روی آن حرکت دهید، به ماهیچههای کف پای شما آرامش میدهد و به این صورت، برای خودتان یک مینیماساژ خانگی ترتیب دادهاید.
راه هفتم: روغن زیتون
برای درمان اگزما
روغن زیتون میتواند تسکیندهنده نقاط تحریکشده با اگزما باشد. درواقع روغن زیتون به دلیل آنتیاکسیدانهای موجود در آن، التهاب همراه با اگزما را کاهش میدهد. وقتی از روغن زیتون بهعنوان یک روش درمان استفاده میکنید، درواقع مواد محرک شیمیایی را از آن دور و یک ماده طبیعی را جایگزین آنها میکنید. در این حالت از آنتیاکسیدانهای روغن زیتون برای پیشگیری و درمان آسیبهای بعدی هم استفاده کردهاید. تنها باید یک قاشق چایخوری از آن را روی نقاط تحریکشده پوست خود بکشید و منتظر درمان باشید.
روش هشتم: شکر
برای درمان سکسکه
یک قاشق چایخوری از شکر خشک میتواند سکسکه شما را بلافاصله آرام کند. پزشکان یکی از دانشگاههای آمریکا، پس از دریافت این نکته، توضیح دادند که خوردن یک قاشق شکر، به دلیل تاثیری که روی عضلات عصبی میگذارد، این عضلات را به آرامش دعوت میکند و سکسکه را از بین میبرد.
روش نهم: ای پاد
برای درمان فشار خون بالا
یک مرکز تحقیقاتی در زمینه فشار خون بالا برای بیماران خود آهنگهایی را از طریق آی پاد پخش کرد و پس از مدتی به این نتیجه رسید که هنگام شنیدن موسیقی، ضربان قلب و تنفس حالت آرامی به خود میگیرد و بیمار را به آرامش فرامیخواند. به همین دلیل توصیه اصلی آنها، 30 دقیقه گوشدادن به آهنگهای آرامشبخش است.
راه دهم: بستنی
درمان سوختگی دهان!
اگر از آن دست افرادی هستید که عادت دارید غذای تند بخورید و در سقف دهانتان احساس سوختگی دارید، پیشنهاد اول، ترک عادت خوردن غذاهای تند است و پیشنهاد دوم، تسکیندادن این محیط با یک قاشق بستنی یا ماست یخزده است. در این موقعیت شما درمانی موقتی برای آن در نظر گرفتهاید. مخصوصا که سقف دهان تنها چند میلیمتر ضخامت دارد و بلافاصله سوزش را به اعصاب منتقل میکند.
تبـلت یا لپ تاپ، کـدام یک بهتـر است ؟
امروزه با پیشرفت تکنولوژی و گسترش فناوری نیاز به ابزار های مفید و قابل حمل برای انجام امور مختلف بیش از پیش احساس می شود ، ابزاری که در مقابل نمونه های پیشین خود برتری های بیش تری داشته باشد و حرف اول را بین آن ها بزند! نمونه ی این ابزار ، رایانه های لوحی (تبلت ها) هستند که از ابتدای ورود به بازار با استقبال چشم گیری از سوی کاربران مواجه شدند و هر لحظه هم به محبوبیت آن ها بین کاربران افزوده میشود ، کمی قبل تر از ورود تبلت ها به بازار لپ تاپ ها حرف اول را می زدند و همه ی ما شاید در محل کار یا اتاقمان یکی از آن ها را داشته باشیم و بیش تر کارهایمان را با آن انجام دهیم . اما سوال اینجاست آیا میتوان گفت که دیگر دوره ی کارکردن با لپ تاپ ها گذشته است و باید به تبلت ها پرداخت و آن ها را برای انجام کارهایمان برگزینیم؟
در این مقاله تلاش کرده ایم تا معایب و برتری های هر دو محصول را برسی کنیم و در پایان به شما در انتخاب بین آن دو کمک کرده باشیم . اگر بین خرید این دو محصول دو دل هستید با ما تا انتها همراه باشید.
لپ تاپ ها :
رایانه کیفی یا لپتاپ (به انگلیسی: Laptop)، کوچک و نسبتاً سبک گفته میشود. وزن آن معمولاً بین 1 تا 7 کیلو است که بهاندازه و مواد مصرف شده در ساخت آن بستگی دارد. این رایانه کوچکتر از رایانههای رومیزی است و میتواند با یک باتری کارکند و یا از یک آداپتور AC/DC خارجی تغذیه شود. بسیاری از آنها چند سلول 3 ولت دارند که در اجرای عملکرد ساعت و دیگر فرآیندها در هنگام قطع برق مفید است. لپتاپها به طور کلی دارای همان اجزایی هستند که در یک رایانه رومیزی وجود دارد ولی با این تفاوت که تا جای ممکن از وزن و اندازه آنها کاسته شدهاست. لپتاپها دارای صفحه نمایش بلور مایع هستند و چند طرح حافظه درآنها برای RAM در نظر گرفته شدهاست. لپتاپها دارای یک صفحه کلید سرخود هستند و یک ماوس نیز روی صفحه زیرین آنها وجود دارد ولی میتوان صفحهکلید و ماوس خارجی و جداگانه نیز به آنها متصل کرد.{ویکی پدیا فارسی}
یکی از مزایای استفاده از یک لپ تاپ ها ، بهره گیری از سخت افزار هایی است که در آن گنجانده شده اند که از جمله آن ها میتوان به صفحه کلید کامل ، صفحه نمایش بزرگ و با وضوح بالا اشاره کرد. صفحه کلید فیزیکی کامل به افرادی که علاقه ای به تایپ کردن روی صفحه نمایش ندارند بسیار کمک میکند و همچنین سرعت عملکرد آن ها را نیز افزایش میدهد.
صفحه نمایش بزرگ و با کیفیت به آن ها کمک میکند تا با دید بازتری به کارهایشان بپردازند، کتاب بخوانند ، بازی کنند ، ویدئو تماشا کنند و یا اینکه صفحات وب را مرور کنند. لپ تاپ ها دارای صفحه نمایش هایی با اندازه هایی متفاوت هستند که شما میتوانید با توجه به نیازتان آن ها را انتخاب کنید. معمولا صفحه نمایش آن ها به دور از هرگونه صدمات و آسیب های جانبی هستند و ممکن است بعضی از آن ها از قابلیت لمس هم پشتیبانی کنند.
فضای ذخیره سازی (هارد دیسک) در لپ تاپ ها بسیار زیاد است و برای یک استفاده معمولی کاملا مناسب است به طور متوسط بهره گیری از یک حافظه 500 گیگابایتی به بالا در این محصولات این امکان را برای شما فراهم میکند تا با خیال راحت هر آنچه را که مایلید از مالتی مدیا تا پروجه های کاریتان را در آن به راحتی ذخیره کنید و هر زمان که خواستید با سرعت بالا به آن دسترسی داشته باشید.
یکی دیگر از ویژگی های لپ تاپ ها بهره گیری از تجهیزات و سخت افزار های قدرتمند(با توجه به مدل آن ها متفاوت است) است که انجام کارهای مختلف از جمله بازی کردن و کارکردن با انواع نرم افزار ها را برای شما به آسانی فراهم میکند.
لپ تاپ ها تقریبا تمام پورت ها و درگاه های مورد نیاز را روی خود دارند و بیش تر اوقات نیازی به خرید محصولات جانبی نخواهید داشت.
باتری لپ تاپ ها هم با یکدیگر متفاوت اند و بسته به کاری که در حال انجام آن هستند شارژدهی و بازده متفاوتی دارند اما به طور متوسط در سخت ترین شرایط باتری لپ تاپ میتواند تا 1 ساعت کامل شارژدهی داشته باشد و همچنین هر وقت هم که به هردلیلی این بخش از لپ تاپ دچار مشکل شد میتوانید آن را از لپ تاپ جدا کرده و از بازار یک جایگزین آن را تهیه کنید یک موضوع دیگر هم این است که اگر بخواهید از منبع تغذیه برق استفاده کنید باید از آداپتور مخصوص لپ تاپ که معمولا وزنی حدود 100 تا 400 گرم دارد استفاده کنید و اگر مدام در حال رفت و آمد باشید باید آن را همیشه در کیفتان همراه داشته باشید.
اکثر لپ تاپ ها از یک دوربین بهره میبرند که آن هم در جلوی دوربین و روی صفحه نمایش نصب شده است و کیفیت چندان بالایی ندارد ولی برای یک مکالمه ویدئویی و … کاملا مناسب به نظر می آید.
سیستم عامل در لپ تاپ ها اکثرا به دو دسته تقسیم میشود : سیستم عامل ویندوز (به طور مثال ویندوز7)
و سیستم عامل Mac OS X شرکت اپل که این دو سیستم عامل عملکردی کاملا متفاوت با یکدیگر دارند و در هنگام خرید باید توجه داشت که کدام یک از آن ها بیش تر به کار شما کمک میکنند.
قیمت لپ تاپ ها کاملا متفاوت است و به عوامل مختلفی از جمله مشخصات داخلی و همچنین شرکت سازنده محصول و… بستگی دارد.
لپ تاپ ها ساخته شده اند تا شما بتوانید کامپیوترتان را هر جا که دوست دارید ببرید و آن را به راحتی حمل کنید . معمولا لپ تاپ ها وزنی حدود 1 تا 3 کیلوگرم دارند و شاید حمل بیش از اندازه آن ها در طول روز درون یک کیف دستی یا کوله پشتی کمی ناراحت کننده باشد و در دراز مدت مشکلاتی را از جمله کمردرد برایتان به وجود بیاورد.
تبلت ها:
تبلت یا لوحرایانه (به انگلیسی: Tablet computer) یک موبایل رایانه? قابل حمل میباشد که از یک تلفن موبایل بزرگتر است و منحصرا با تماس صفحه نمایش به جای استفاده از صفحه کلیدهای فیزیکی عمل میکند. {ویکی پدیا فارسی}
تبلت ها به طور معمول داری صفحه نمایشی بین 7 تا 10 اینچ هستند که از قابلیت لمس با انگشت و بعضی از آن ها قلم پشتیبانی میکنند . صفحه لمسی آن ها به شما این اجازه را میدهد تا به طور مستقیم کارهایتان را انجام دهید ،بازی کنید ، کتاب ورق بزنید و صفحات وب را مرور کنید.
البته در نظر داشته باشید که هر لحظه ممکن است به صفحه نمایش تبلت شما آسیب وارد شود و تبلت هم بدون صفحه نمایش بی معنا خواهد شد ! بهترین راه که آن هم تضمین صد در صدی نیست استفاده از کیف و تجهیزات جانبی است که با توجه به نوع آن ها قیمت های متفاوتی خواهند داشت.
اکثر تبلت ها از یک دوربین جلو برای مکالمات ویدئویی و … بهره می برند اما امروزه مشخص شده است که بسیاری از کاربران تمایل دارند تا یک دوربین هم با کیفیت بالاتری در پشت تبلت نصب شود و با آن بتوان عکس و فیلم های با کیفیتی گرفت، این نوع تبلت ها که دارای این ویژگی هستند یعنی 2 دوربین با عملکرد مجزا معمولا قیمت بالاتری نسبت به تبلت های بی دوربین و یا تک دوربین دارند.
حافظه تبلت ها کاملا متفاوت با یک دیگر است از 8 گیگ تا 64 و یا بالاتر ! اما معمولا اندازه آن ها بین 16 و 32 گیگابایت است. برای یک استفاده معمولی یعنی مالتی مدیا و اینترنت به نظر مناسب می آید اما اگر این مقدار حافظه برای شما کافی نیست و جوابگو نیازتان نیست می توانید از حافظه های جانبی استفاده کنید که علاوه بر پرداخت هزینه جدا باید به این نکته هم توجه داشته باشید که آیا تبلت شما از حافظه های جانبی پشتیبانی میکند یا خیر.
پورت و درگاه ها در تبلت ها متفاوت است اما اکثر آن ها همه ی پورت ها را ندارند و شاید تمام پورت های روی تبلت به 4 عدد هم نرسد! شما میتوانید از پورت های جانبی استفاده کنید همچنین بیش تر تبلت ها فقط داری یک صفحه نمایش لمسی برای ارتباط با شما هستند و اگر میخواهید از ماوس و صفحه کلید استفاده کنید باید هزینه آن را بپردازید.
معمولا سخت افزارهایی که در تبلت ها به کار میروند به قدرتمندی کامپیوتر ها و لپ تاپ ها نیست و نمیتوان با آن ها کارهای بسیار سنگین انجام داد و اکثر آن ها را نمیتوان ارتقاء داد. اما سخت افزار های به کاربرده شده در تبلت ها معمولا برای کارهای روزمره بسیار مناسب اند و به شما این امکان را میدهند تا بازی کنید و در عین حال از اینترنت هم استفاده کنید و یا به دیگر کارهایتان بپردازید.
سیستم عامل در تبلت ها بسیار متنوع است و هر تبلت ممکن است با توجه به شرکت تولید کننده از یک سیستم عامل استفاده کند . به طور مثال تبلت های شرکت اپل از سیستم عامل اختصاصی خود شرکت به نام ios استفاده میکنند و شرکت های دیگر هم معمولا از سیستم عامل آندروید استفاده میکنند و تعداد محدودی از تبلت ها هم از سیستم عامل ویندوز 7 (اکثرا نسخه خانگی) استفاده میکنند ، سیستم عامل موجود روی هر تبلت هم میتواند چیزی به قیمت آن افزوده و یا کم کند.
باتری تبلت ها معمولا درون آن ها قرار داده شده است و قابل جدا کردن از دستگاه نیست . شارژدهی آن ها برای استفاده عمومی مناسب است و در سخت ترین شرایط به طور مثال کار کردن با فایل های آفیس ، اجرای همزمان بازی ، گوش دادن به موسیقی و همچنین اتصال به اینترنت میتوانند بیش از 1 تا 5 ساعت شارژ در اختیار شما قرار دهند و همین طور شارژکننده (آداپتور) دستگاه هم بسیار کوچک و سبک است و به راحتی در جیب شما جای میگیرد.
حمل نقل تبلت ها بر خلاف لپ تاپ ها کاملا آسان است و بی ضرر چرا که تبلت ها وزنی کمتر از یک کیلوگرم دارند و این به شما اجازه میدهد تا آن را همیشه همراه خود حمل کنید و همه جا آن را کنار خود داشته باشید بدون اینکه برای سلامتی شما مشکلی به وجود بیاید.
قیمت تبلت ها با توجه به مشخصات آن ها کاملا متفاوت است و اکثرا از یک لپ تاپ(با امکانات بالا) ارزان تر هستند ولی این موضوع برای همه صدق نمی کند و تبلت هایی هم در این بین هستند که قیمتشان از یک لپ تاپ با تمام امکانات هم گران تر است !
جمع بندی و نتیجه گیری:
اگر به مقایسه کوتاه بالا دقت کرده باشید متوجه خواهید شد که هر کدام داری نقاط ضعفی هستند که در کنار هم یکدیگر را خواهند پوشاند . به طور قطعی نمی توان گفت کدام یک بهتر یا ضعیف تر است . این موضوع کاملا به خواسته شما از محصول مورد نظر بستگی دارد و اگر هم همه ی نکات مثبت در هر دو محصول یعنی تبلت و لپ تاپ را میخواهید داشته باشید در حال حاضر بهترین کار استفاده از هر دوی آن ها در کارها است . در حال حاضر تبلت ها و لپ تاپ ها مکمل یکدیگر هستند و به شما در انجام کارهایتان در نهایت آرامش و آسایش کمک خواهند کرد . این را هم فراموش نکنید که تبلت هنوز در ابتدا راه است و خیلی ها برای آن آینده ی روشنی را پیش بینی کرده اند.
در این مقاله به 10 درسی که می توانید از شکست های خود بگیرید اشاره کرده ایم.
بله، ممکن است اوضاع بد پیش برود یا مطابق برنامه ما پیش نرود اما واقعاً چیزی به اسم شکست وجود ندارد زیرا همیشه یک دلیل خوب برای خوب پیش نرفتن اوضاع و درسی برای آموختن از آن وجود دارد. در طولانی مدت، هر اتفاقی که میافتد به صلاح شما خواهد بود.