جزئیات جدیدی درباره طراحی برای ساخت مرتفع ترین برج جهان در ساحل دریای خزر منتشر شده است.
ساخت این برج به طول 1050 متر در ساحل دریای خزر در جمهوری آذربایجان ، دو میلیارد دلار ، هزینه در پی خواهد داشت.
مرتفع ترین برج جهان 189 طبقه خواهد داشت و به عنوان بخشی از مجموعه بزرگتر جزایر مصنوعی در ساحل جمهوری آذربایجان در دریای خزر ساخته می شود.
طرح اولیه ، شامل برجی به طول 560 متر بود اما در بررسی های بعدی ، طول این برج به 1050 متر افزایش یافت تا 200 متر از برج خلیفه دبی (طولانی ترین برج موجود در جهان) و 50 متر از برج طراحی شده به نام برج پادشاهی در شهر جده عربستان سعودی بلندتر باشد.
برج 1050 متری قرار است در مجموعه از جزایر مصونی در ساحل جمهوری آذربایجان در دریای خزر ساخته شود. ساخت این مجموعه بزرگ در جزایر مصنوعی 100 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. این مجموعه در جنوب غرب شهر باکو پایتخت آذربایجان ساخته می شود.
مجموعه شرکت های اویستا ، پیمانکار این مجموعه هم اعلام کرد ساخت برج را در سال 2016 آغاز می کند و 2019 زمان پایان ساخت برج اعلام شده است.
این مجموعه شامل 41 جزیره به مساحت دو هزار هکتار و آماده میزبانی از یک میلیون نفر خواهد بود.
در این مجموعه از جزایر مصنوعی ، برج ها و آسمان خراش های دیگری نیز ساخته خواهد شد که 25 تا 60 طبقه خواهند داشت.
جزایر مصنوعی شامل 150 مدرسه ، 60 بیمارستان، مراکز خرید، دانشگاه ها و پیست های مسابقات اتومبیل رانی فرمول وان خواهند بود تا شهری با امکانات کامل مستقر شود.
هفته نامه سلامت: در زمان کودکی پدر و مادرهای امروزی، داشتن یک دوچرخه یا اتاق خصوصی از بزرگ ترین خواسته های فرزندان از والدین بود ولی امروز با وجودی که اوضاع اقتصادی در هیچ جای دنیا چندان تعریفی ندارد، والدین به جای آموزش ساختن با امکانات موجود به فرزندان تلاش می کنند تمام خواسته های فرزندان شان را تامین کنند. همه گیر شدن مصرف برخی کالاها، تقلید و چشم و هم چشمی نیز از سوی دیگر به زیاده خواهی های فرزندان دامن می زند.
تولیدکنندگان انواع و اقسام کالاهای دیجیتال این روزها به جز جلب مشتری جوان و بزرگسال، بازار فروش خود را میان خردسالان و کودکان هم گسترش داده اند. بازار این محصولات میان بچه ها در حالی پررونق می شود که بسیاری از والدین قدرت خرید ساده ترین وسایل ارتباط جمعی را هم ندارند و معضلات ریز و درشت پشت صفحه های رنگی این ابزارهای پرطرفدار، معمولا بر خانواده ها پوشیده است. این هفته نگاهی داریم به فواید و زیان های کالاهای دیجیتال برای کودکان.
4 نکته درباره تلفن همراه
خردسالان و دبیرستانی ها: کودکی را که تلفن همراه دارد، می توان هرجا که باشد، پیدا کرد اما معمولا خردسالان و دبستانی ها به تنهایی جایی نمی روند که بخواهید نگران آنها شوید. داشتن تلفن همراه در این سنین، بیشتر از مزیت می تواند منشاء بروز مشکلات متنوع باشد و مهم ترین پیامد منفی، از دست رفتن تمرکز کودک است.
کودک هرجا که هست، مرتب می خواهد گوشی را دستش بگیرد و از آن استفاده کند؛ ابتدا در حد بازی و بررسی فهرست های گوشی و بعد که این سرگرمی برایش عادی شد، مانند بزرگ ترها مرتب گوشی اش را برای برقراری ارتباط با دیگران به کار خواهد برد و تماس های بی دلیل با هم کلاسی ها یا همسن و سال هایی که شما اصلا نمی شناسید، شروع می شود.
نوجوانان: نوجوانان در این سن با حقیقت بلوغ و پیامدهای آن تازه آشنا شده اند و استقلال طلبی بخشی از طبیعت آنهاست. تلفن همراه در زمان هایی که نوجوان در خانه حضور ندارد برای آگاهی از وضعیت او خوب است، اما همین گوشی می تواند راهی برای آشنایی با دوستان نامناسب و پیوند عاطفی پوچ با آنها باشد.
سن مناسب: هیچ متخصصی سن خاصی را برای تهیه تلفن همراه، مشخص نکرده است و این محدوده سنی به ویژگی های شخصیتی کودک، التزام و شرایط موجود و اطمینان والدین بستگی دارد.
برخورد مناسب والدین: با فرزندتان صحبت کنید و بپرسید که چرا به تلفن همراه نیاز دارد. به جای پرسش هایی که جواب آن بله یا خیر است، سوال هایی بپرسید که بتواند در جواب آنها درددل خود را بگوید و شما بعد از گوش دادن به آنها بگویید: «پس این طور که من فهمیدم، تلفن همراه را برای... می خواهی» و بعد از شنیدن ادامه صحبت های او ادامه دهد: «اگر به تلفن همراه احتیاج داری و دوست هایت هم تلفن همراه دارند، برای ما هم خوب است چون باعث می شود ما هم هر وقت با تو کار داشتیم، راحت تر بتوانیم به تو دسترسی داشته باشیم. سعی می کنم آن را برایت تهیه کنم».
از اینجا می توانید ادامه بحث را به سمتی که گرایش تربیتی تان است، بکشانید. معمولا هر والدی فرزندش را بهتر از هر کسی می شناسد، اما با وجود این، احتیاط شرط عقل است و اندکی لغزش در این سال های حساس عمر کودک و نوجوان مسیر زندگی آنها را به کلی عوض می کند.
اگر بنا به شرایطی که فرزندتان دارد، احساس می کنید خرید تلفن همراه برای او اشکالی ندارد، بهتر است این وسیله را به عنوان پاداشی در ازای اصلاح یک رفتار، موقعیت تحصیلی یا ورزشی به او بدهید. برای پیشگیری از پیامدهای منفی داشتن این وسیله، بهتر است قبل از خریدن آن، شرایطی را برای فرزندتان تعیین کنید ازجمله سقف ریالی تماس ها، زمان استفاده و افراد مورد ارتباط.
6 نکته درباره لپ تاپ و تبلت
استفاده از رایانه برای بچه های نسل امروز اجتناب ناپذیر است؛ اینکه هر خانواده یک رایانه تهیه کند، دور از ذهن نیست اما لپ تاپ یا تبلت به راحتی قابل جا به جا کردن هستند و والدین چندان نمی توانند کنترل لازم را بر فرزندشان داشته باشند.
صرفه اقتصادی: بچه از لپ تاپ بیشتر برای بازی استفاده می کنند و امکان اینکه صفحه کلید، سی دی درایو یا کارت گرافیکی آن را خراب کنند، زیاد است بنابراین به صرفه است که یک رایانه معمولی بخرید تا اگر قسمتی از آن خراب شد، بتوانید راحت آن را عوض کنید.
طراحی جمع و جور: لپ تاپ و تبلت بسیار کوچک اند و بدنه های خوش رنگی هم دارند بنابراین کودکان و نوجوانان این دستگاه ها را ترجیح می دهند.
استفاده های آموزشی: نباید کاملا دیدتان منفی باشد. در غیر این صورت حتی نمی توانید یک چوب کبریت دست فرزندتان بدهید. بهتر است از همانا ابتدایی ترین سال های زندگی، با فراهم کردن زمینه و علاقه یادگیری در فرزندتان، او را طوری تربیت کنید که خودش بخواهد از هر فرصتی برای یادگیری استفاده کند.
می توانید با نشان دادن سایت های آموزشی، بازی های آموزشی یا سایت هایی که به فعالیت های همسالان او مربوط می شود، فرزند را از ورود به فضاها و جهت های نامناسب دور نگه دارید. قرار بگذارید هر روز درمورد یک موضوع به خصوص در اینترنت جست و جو کنید و در ساعت مشخصی یافته های جدیدتان را به هم نشان دهید.
لپ تاپ بخریم یا تبلت: تبلت برای کسانی مناسب است که نوت بوک و لپ تاپ را جا به جا کنند. البته قیمت تبلت از لپ تاپ ارزان تر است اما اگر فرزند بازیگوش شما آن را بیاندازد، معمولا تعمیرشدنی نیست. اما اگر قدرت مالی دارید، می توانید به عنوان پاداش این وسیله را برای فرزندتان تهیه کنید.
ارتباطات تحت کنترل: رایانه هر اندازه ای که داشته باشد، می تواند به اینترنت متصل شود و فضای مجازی برای کودکان و نوجوانان که تجربه های اجتماعی بسیار اندکی دارند، پرخطر است. پس نوع رایانه ای که برای فرزندتان تهیه می کنید، مهم نیست، فقط باید برای اتصال به اینترنت زمان های مشخصی را تعیین کنید و در این زمان ها فرزندتان را با لطافت و هوشمندانه زیر نظر بگیرید. می توانید با برنامه های مخصوص وب سایت های مجازی را برای فرزندتان تعیین کنید.
محدوده زمانی: حتما در طول روز زمانی مشخص را برای کودک تعیین کنید و اجازه دهید فقط در همان زمان با رایانه کار کند. به این ترتیب هم برنامه ریزی را به او آموخته اید و هم از پیامدهای ناشی از استفاده بدون مراقبت کاسته اید.
|
زیبـاترین مـدل های لبـاس عـروس 2012
لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید
در صورتی که هر یک از عکسها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture و یا Reload Image را انتخاب کنید
تفنگ لیزری Hasbaro: مغز این تفنگ لیزری یک دستگاه آیفون یا آیپاد است که به عنوان چشم بازیکن و نشان دهنده مسیر وی عمل میکند. نمایشگر روی صفحه نمایش این ابزار مگسک تفنگ، اهداف، و موقعیت راداری دشمنان را در فاصله 80 متری نشان میدهد. 24 نفر به صورت همزمان میتوانند این بازی را انجام دهند.
جنگنده اسفنجی WowWee: هواپیمای جنگنده اسفنجی WowWee نسخه امروزی بازی کودکانه چرخیدن با یک هواپیمای اسباببازی در اطراف اتاق محسوب میشود. این هواپیمای ده سانتیمتری با استفاده از یک بازوی مکنده، به هر کدام از ابزارهای مجهز به دوربین شرکت اپل متصل میشود و بازیکن میتواند هواپیمای خود را در صحنه نبردهای جنگ جهانی دوم به پرواز درآورد.
جعبه ابراز LittleBits: دلتان میخواهد اسباببازی خودتان را بسازید؟ جعبهابزار LittleBits قطعات ساده لگومانندی را در اختیار شما قرار میدهد تا اسباببازیهای الکترونیکی خودتان را بسازید. هر کدام از اجزاء این جعبه یک کارکرد ساده و از پیش تعریف شده از جمله واکنش به نور، تضعیف نور، مجاورتسنج و ... دارند.
Codee: این اسباببازی در ابتدا به عنوان ماکتی برای کمک به دانشآموزان برای درک توالی دیانای و سایر مفاهیم میکروسکوپیک ارائه شد. اکنون، Codee یک ابزار برای مجسمهسازی و ساخت پازل است. هر رشته Codee از 64 اتصال مفصلی تشکیل شده است که با ارقام و علائم برچسبگذاری شدهاند. با دنبال کردن الگوهای آماده موجود، کاربر میتواند مدلهای جالبی را بسازد.
Codee: نمونه تکمیل شده یک الگوی آماده به همراه یک جفت پای پلاستیکی کوچک، رشته Codee را به یک پنگوئن بامزه تبدیل کرده است.
روپولی zAPPed: اگر شما هم از کسانی هستید که در بازی روپولی یا مونوپولی سر بانکدار را کلاه میگذارید، خبر بدی برای شما داریم: نسخه جدید مونوپولی از پول دیجیتال استفاده میکند. هر بازیکن یک کارت اعتباری مخصوص دارد و یک برنامه موبایل وضعیت حساب آنها را کنترل میکند.
ربات رقصنده Tosy: رباتهایی که در پاسخ به موسیقی واکنش نشان میدهند، چیز جدیدی نیستند؛ اما اگر شما انتظار حرکات زیبا و تحسین برانگیز را دارید، DiscoRobo دقیقا چیزی است که انتظار شما را برآورده میسازد. این ربات آبی متالیک مجهز به تمام مفاصل واقعی دست و بازو، پاها با مفاصل غلتکی، و یک صورت گویا و تاثیرگذار است.
پازل واقعیت افزوده Ravensburger: امسال شرکت راونزبرگر که مشهورترین سازنده پازل در دنیا است، مجموعهای از پازلهای واقعیت افزوده را به بازار عرضه خواهد کرد که در تعامل با یک برنامه رایگان iOS کار میکند. زمانیکه بازیکن ساخت پازل را تمام کرد، دوربین آیپاد یا آیفون خود را مقابل آن میگیرد تا نرمافزار با توجه به تصویر پازل، بازی جدیدی را در ادامه آن پیشنهاد دهد.
توپ Junk Ball: اگر سوراخهایی را روی یک توپ تعبیه کنید، در مقایسه با یک توپ کامل راحتتر میتواند یک مسیر منحنی را طی کند. توپ Junk Ball به پرتابگر اجازه میدهد تا با چرخش حلقه پلاستیکی دور توپ قرار، مقدار هوای عبوری از درون توپ را تنظیم کند. برای مثال اگر تمام سوراخها باز باشند، توپ با شدت تمام به سمت راست منحرف میشود.
توپ اسفنجی TheO: درون این توپ اسفنجی یک گوشی آیفون دفن شده است. توپ TheO از شتابسنج یک ابزار مجهز به آندروید یا آیفون استفاده میکند تا با مجموعهای از نرمافزارهای مخصوص خود ارتباط برقرار کند. برای مثال، این توپ میتواند به یک توپ بولینگ تبدیل، و از طریق وایفای به یک لپتاپ یا تلویزیون هوشمند متصل شود.
تفنگ Razor Vapor Delta 500: این تفنگ تمام لذت تفنگهای بازی پینتبال را بدون هیچگونه کثیف کاری در اختیار شما قرار میدهد. این تفنگ میتواند مهمات ژلهای پایه آب خود را به میزان 25 متر پرتاب کند. هر بازیکن میتواند تا 100 گلوله را با خود حمل کند؛ گلولههایی که پس از برخورد منفجر میشوند و به سرعت خشک شده و هیچ اثری از خود باقی نمیگذارند.
مهمات تفنگ Razor Vapor Delta 500: گلولههای 1.5 سانتیمتری این تفنگ که ماده تشکیلدهنده آنها بر پایه آب است؛ اگرچه هنگام شلیک رنگی است، اما پس از برخورد و خشک شدن بیرنگ میشود.
نقاشی قهوه خانه ای از جمله هنرهایی مردمی شکل گرفته در دوران قاجار است. از سویی موضوع این نقاشی ها شرح دلاوری هاسی ائمه خصوصا روایت کربلا و داستانهای حماسی شاهنامه فردوسی است که با اوضاع سیاسی دوران مشروطه به نوعی سنخیت دارد.

شاهنامه فردوسی فخیم ترین حماسه ملی ایرانیان است. همان طور که شاهنامه فردوسی در زمانی تنظیم شد که مردم ایران از تسلط کارگزاران متعصب و ترکان تازه وارد بر مقدرات خود رنج می بردند. نقاشی قهوه خانه ای نیز در برهه ای از زمان شکل گرفت که توده مردم از رخنه و نفوذ دو ابر قدرت سیاسی همزمان خود (روسیه و بریتانیا) بر ایران به ستوه آمده بودند؛ بنابراین برای حفظ وحدت ملی و جلوگیری تاثیرات بیش از حد هنر بیگانگان بر فرهنگ و هنر ایران به خصوص نقاشی گرایش به مضامین حماسی شاهنامه فردوسی پیدا کردند و این تمایل با انقلاب مشروطیت شدت یافت.
نقاشی قهوه خانه ای از جمله هنرهایی است که تجلی شاهنامه در مضمون های حماسی آن به وضوح دیده می شود. به خصوص در صحنه هایی نظیر نبرد رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و دیگر قهرمانی های شاهنامه ای.
نقاشی قهوهخانه شیوهای از نقاشی ایرانی است. این نقاشی، نقاشی روایی رنگ روغنی با درونمایههای رزمی، مذهبی و بزمی است که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطهء ایران، اوج گرفت. نمونههای قابل توجهی از آثار هنرمندان نقاشی قهوهخانهای در موزهء رضا عباسی نگهداری میشود.
از نقاشان مشهور سبک قهوه خانه ای حسین قوللر آقاسی و محمد مدبر قابل ذکر است که حسین قوللر آقاسی سردمدار نقاشی هایی با مضمون حماسی و محمد مدبر را سردمدار نقاشی هایی با مضمون مذهبی دانسته اند. نگارگری در ایران دارای کاربردهای متفاوتی است، یکی از کاربردهایش استفاده از آن برای تصویرسازی صفحات کتاب بود. از کتبی که در ایران مکرر مصور و با نگارگری تزیین می شده، شاهنامه فردوسی است که همواره سرچشمه الهام هنرمندان ایرانی به خصوص نقاشان قرار گرفته است.
درونمایهء این شیوهء نقاشی موضوعات رزمی، مذهبی و بزمی بودهاست. نقاشی قهوهخانه در تاریخ نقاشی ایران پدیدهای نوظهور بوده که تلفیقی از ارزشهای مذهبی و میهنی ایرانیان است و بیشتر دارای نقشهایی از حماسههای جانبازی و ایثار پیشوایان دینی ایرانیان و امامان شیعه، و نیز پهلوانان ملی ایران میباشد. درونمایهء بسیاری از این نقاشیها حادثهء عاشورا و حکایات شاهنامه است که بر دیوارها نقاشی شدهاست.
نقاشی قهوهخانه شیوهای از نقاشی ایرانی است. این نقاشی، نقاشی روایی رنگ روغنی با درونمایههای رزمی، مذهبی و بزمی است که در اواخر قاجار و اوایل پهلوی همزمان با جنبش مشروطهء ایران، اوج گرفت. نمونههای قابل توجهی از آثار هنرمندان نقاشی قهوهخانهای در موزهء رضا عباسی نگهداری میشود.
این شیوهء نقاشی را از دید موضوع کلی میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
· نقاشیهای مذهبی:
نقاشیهای مذهبی مجموعهای از چهرههای پیشوایان و بزرگان دین و مذهب و صحنههایی از جنگها و نبردهای معروف پیامبر اسلام و علی ابن ابی طالب و رویدادهای کربلا را شامل میشود.
· نقاشیهای غیرمذهبی:
نقاشیهای غیرمذهبی شامل مجموعهای بزرگ از داستانهای رزمی و بزمی ایرانی است که به رویدادها و اتفاقات افسانهای، حماسی، تاریخی و چهرههایی از شاهان و قهرمانان شاهنامه (چون رستم و سیاوش) و صحنههایی از میدانهای نبرد و عرصههای عشقورزی و دلدادگی قهرمانان و بزمگاههای شاهان است.
نقالی از پیش از اسلام به خصوص در دوره ساسانیان در دربار پادشاهان رواج داشته که معمولا همراه موسیقی بوده است. در سه قرن اولیه اسلام، کار نقالان بیان داستان های حماسی و ملی گذشته ایران با همان سبک و سیاق دوره ساسانیان بوده است اما بدون همراهی موسیقی. با سروده شدن و به نظم درآوردن شاهنامه توسط حکیم طوس نقالان دوره های بعد به ویژه مغولی، ایلخانی، و تیموری به بیان داستان های حماسی و شبه حماسی و شاهنامه خوانی با توجه به مضامین شاهنامه فردوسی روی آوردند. با رواج یافتن قهوه خانه در دوره صفوی به خصوص در زمان شاه طهماسب که اولین قهوه خانه ایران در قزوین پایه گذاری شد، کار نقالی و شاهنامه خوانی به قهوه خانه ها کشیده شد. در ابتدا قهوه خانه اختصاص به قشر درباریان داشت. این روند تا اوایل دوره قاجار ادامه پیدا کرد تا این که در دوره قاجار به ویژه دوره سلطنت ناصرالدین شاه به علت ساخت و ساز زیاد و ایجاد قهوه خانه در هر کوی و بر زنی جنبه عمومی پیدا کرد، به طوری که اقشار مختلف جامعه می توانستند در آن جا حضور یابند. در این شرایط بود که کار نقالان نیز به قهوه خانه ها کشیده شد و قهوه چی ها نیز از این وضعیت برای جذب مشتری به نفع خود استفاده بردند؛ اما جو حاکم بر اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران حاکی از نفوذ فرهنگ و هنر فرهنگی در ایران بود. این روابط به تبع باعث تاثیر پذیری هنر ایران به خصوص نقاشی از نقاشی فرنگی شد که شروع این تاثیرپذیری به اواخر دوره صفوی و سلطنت شاه عباس دوم (که محمد زمان را برای فرا گرفتن نقاشی به ایتالیا می فرستد) بر می گردد. این روال در دوره قاجار با توجه به اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم به اوج خود می رسد.

در این زمان عده ای از نقاشان ایرانی برخاسته از بطن جامعه از وضعیت فرنگی مآب حاکم بر جامعه هنری عهد قاجار رنج می بردند و نقطه ضعف شرایط حاکم را عدم توجه به فرهنگ غنی ایران و هویت ملی دانسته اند. به طوری که فرنگی ها از این موقعیت استفاده کرده و سعی در قطع ارتباط ایرانیان با فرهنگ و تاریخ حماسی گذشته خود داشتند و در واقع می خواستند یک نوع خودباختگی فرهنگی را به مردم تفهیم کنند. به همین خاطر نقاشان عامی بدون تاثیرپذیری از نقاشی فرنگی و با حفظ رعایت اصول نقاشی سنتی ایران به تصویر نقل نقالانی روی آوردند که یادآور دلاوری ها و قهرمانی های ایرانیان بودند و رویه ای در پیش گرفتند تا بتوانند روحیه حماسی را با پیشینه تاریخی و دلاوری های این مرز و بوم در ذهن مردم جای دهند. با هدف جلوگیری از خودباختگی فرهنگی رایج در آن برهه از زمان بهترین اثر حماسی که می توانستند آن را الگوی روش کار خود قرار بدهند، شاهنامه فردوسی با مضامین حماسی آن بود. اگر چه نقاشی هایی که از داستان های شاهنامه از ابتدای دوره قاجار تا آغاز جنبش مشروطیت تصویر می شد به نقاشی قهوه خانه ای نزدیک بود ولی هنوز روح حماسه در آنها تجلی نداشت؛ اما با ظهور مشروطه خواهی و مشروطیت در ایران روح حماسه طلبی در بین ایرانیان عهد قاجار جانی تازه گرفت و نقش نقاشان قهوه خانه ای که مضامین حماسی شاهنامه را بر تابلوی نقاشی کشیده بودند، بهتر احساس می شد. در این عهد نقاشانی با همان روحیه چون حسین قوللر آقاسی که از بین توده مردم برخاسته بود، توانست با بهره گیری از موضوعات شاهنامه، دلاوری ها و حماسه خواهی های اصیل ایران را به شیوه ای ترسیم نماید که هم کمترین بهره از عناصر فرنگی، در کارش دیده شود و هم با رعایت اصول نقاشی سنتی ایران که بیشتر از خیال خود برای نقاشی بهره می گرفتند، به ترسیم دلاورانی چون رستم و سهراب، نبرد رستم و اشکبوس و... با چهره و سبک سنتی ایران بپردازد. م:تبیان
در خلقت و آفرینش، دو هدف میتوان تصور کرد: نخست، هدف متوسط و دوم،هدف غایی و عالی. با مراجعه به آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم السلام روشن میشود که هدف متوسط خلقت، عبادت و بندگی خداستک.

الف) اگر پاسخ داده شود: «هدف، همان عبادت و پرستش خداوند است.»، این پرسش مطرح میشود که «مگر خداوند، نیازمندعبادت و پرستش بندگان است؟».
ب) اگر پاسخ بدهید: «خداوند، قادر ومتعال است.»، این پرسش به ذهن میآید که «چرا و چگونه جهان را آفرید؟ آیا هرقادری که میتواند کاری کند، باید آن را انجام دهد؟»
پ) در صورتی که پاسخ داده شود: «هدف،تکامل انسانها است.»، این پرسش مطرح میشود که «تکامل انسان، چه اثری دارد؟چگونه میتواند هدف آفرینش باشد؟»
ت) بر فرض، به تکامل معهود و کمال مطلوب رسید، چه میشود؟
پاسخ: این پرسش، سابقه دیرینه ای دارد ومانند برخی از مسایل فلسفی، برای همگان مطرح است. غالب انسانها مایلند بفهمند که «هدف خلقت خودشان و یا مجموعه انسانها چیست؟»...
این پرسش برای افرادی به صورت یک عقده «لاینحل » در میآید، که دایره هستی رابه جهان ماده منحصر مینمایند و مرگ راپایان زندگی بشر میدانند و عالمی به نام «رستاخیز» و سرایی به عنوان «آخرت » رانمی پذیرند.
اما کسانی که زندگی مادی را برای انسان منزلی از منازل زندگی بشر میدانند و به دنبال این جهان به سرای دیگری معتقدند واین جهان را روزنه و پلی برای نیل به ابدیت میدانند، در مکتب این افراد، پاسخ به این پرسش، آسان است و برفرض اگر هدف ازآفرینش انسان را در این جهان نتوانندبدانند، هدف از خلقت را در جهان دیگر و درزندگی ابدی، جست و جو میکنند ومی گویند: «هدف خلقت انسان در این جهان،آماده کردن او برای یک زندگی جاودانی است که خود هدف و مطلوب نهایی است.»
بعد از ذکر این مقدمه، ابتدا به طور اجمال به بررسی هدف از آفرینش میپردازیم وسپس مطالبی درباره پرسشهایی که مطرح شد، بیان میشود.
در خلقت و آفرینش، دو هدف میتوان تصور کرد: نخست، هدف متوسط و دوم،هدف غایی و عالی. با مراجعه به آیات قرآن وروایات اهل بیت علیهم السلام روشن میشود که هدف متوسط خلقت، عبادت و بندگی خداست. این مطلب، در همه پدیده های عالم ساری وجاری است.
خداوند، درباره همه اشیای مادی عالم میفرماید:«... وان من شی ءالا یسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبیحهم...» (1) ، همه موجودات تسبیح خدا میگویند، اما شما تسبیح آنان رانمی فهمید. و درباره جن و انسان نیزمی فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون » (2) ; آفرینش جن و انسان برای بندگی است. بنابراین از دیدگاه وحی،همه هستی تسبیح گوی ذات او هستند ومشغول عبادت، و عبادت هم هدف متوسط خلقت است. (3)
اما هدف عالی و غایی، وصول به مبدا نورهستی است، یعنی منتهی الیه سیرمخلوقات، اوست: «و ان الی ربک المنتهی » (4) ; انتهای سیر انسان به سوی پروردگار است. «الی ربک الرجعی » (5) ;برگشت به سوی خداست. «انا لله و اناالیه راجعون » (6) : که همگی این آیات غایت سیر را روشن میکنند. البته رسیدن به خدا همان به کمال مطلق رسیدن مخلوقات است. موقعی پدیده های هستی، کمال آخرخود را مییابند که به قرب الهی برسند. پس روشن شد هدف غایی خلقت، به کمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهی است.
در این جا دو مطلب دیگر را نیز باید موردتوجه قرار داد:
نخست این که خدای تعالی فیاض، به تمام معناست و باران رحمت او بر سربندگان،همیشه میبارد و مانعی هم برای آن نمیتوان تصور کرد. به دیگر سخن، مقتضی موجود و مانع مفقود است، پس باید خلق کند، چون لازمه ذات او، خلاقیت و فیاض بودن است.
دوم این که آیا خدا در آفرینش ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سودبه خلق برمی گردد نه به خالق، یعنی خدا ذی نفع نیست، یا به عبارتی، ناقص نیست که با این کاربه کمال برسد، بلکه سود به مخلوق بر میگردد.
من نکردم خلق تا سودی کنم بلکه تا بربندگان جودی کنم
به عبارت دیگر آفرینش، احسان و فیض است از جانب خدا نسبت به مخلوقات; وچنین آفرینشی حسن ذاتی دارد و قیام به انجام فعلی که ذاتا پسندیده است; جز این که خود فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیازی ندارد. بنابراین اگر کسی بپرسد: «چرا خالق منان، دست به چنین کار پسندیده بالذات زده است؟» در پاسخ باید گفت: «خداوند که فیاض علی الاطلاق است، باتوجه به این که میتوانست موجودی را خلق کرده و به کمال برساند، اگر چنین نمیکرد، جای پرسش وایراد به او بود.»
پاسخ بخش الف:
پاسخ بخش ب:
در این که خداوند قادر علی الاطلاق است بحثی نیست، همچنان که کارهایش بی غرض نمیباشد و این طور نیست که هرکاری انجام بدهد، بلکه کارها و افعالش از روی حکمت،مصلحت و هدف خاصی صورت میگیرد که به حکیمانه بودن افعالش امور ذیل دلالت دارد:
1 - وجدان و تجربه; به هر موجودی که درعالم نگاه میکنیم آن را با هدف و حکیمانه میبینیم که این حاکی از حکیم بودن خداوندو حکیمانه بودن افعالش است.
2 - یکی از اسمای الهی که در قرآن برآن تکیه شده «حکیم » است; اقتضای این صفت،این است که تمام افعال خدای متعال حکیمانه باشد. همچنان که آیات متعددی(انعام/ 73; آل عمران/ 119; دخان/ 38 و...)دلالت میکند براین که تمام افعال الهی دارای هدف صحیح است.
بنابراین، خداوند قادر است و جهان را ازروی هدف و غرض آفریده است که بیان مشروحش در عبارت بالا (به دیگر سخن...)گذشت.
پاسخ بخش پ:
همان طور که اشاره شد، هدف غایی ازخلقت انسان، تکامل و وصول به رحمت الهی است و افرادی میتوانند از این رحمت وفیض الهی استفاده کنند که به نهایت درجه تکامل رسیده باشند; از این رو اثر تکامل آرامش در سایه سار رحمت الهی است: «...و لا یزالون مختلفینأ— الا من رحم ربک و لذلک خلقهم » (7) ; آنان همواره در اختلافند، مگر کسانی که پروردگارت رحمت آورد; و برای همین (رحمت) آنان راآفرید.
که این (رحمت) باعث ورود به بهشت ومخلد بودن در آن و زندگی جاودان داشتن درآن جا میشود. (8)
چنان که مولای متقیان میفرماید: «اما بعد بی گمان خدای سبحان دنیا را مقدمهی زندگی پس از آن قرار داده است و آن را برای مردم، بوته آزمونی شمرده است تاهر آن که را نیکوکارتر است، بازشناسد. این است که ما برای دنیاآفریده شدهایم و ماموریت مان تلاش در جهت آن نیست; بلکه برای آزمایش در دنیا نهاده شدهایم.» (9)
پاسخ بخش ت:
نکته اساسی در مورد اهداف این است که هدف نهایی هرچه باشد،چرا ندارد. توضیح این که اگر ازمحصلی سؤال کنیم: برای چه درس میخوانی؟ میگوید: برای این که دکتر یا مهندس شوم. میگوییم:مدرک برای چه میخواهی؟میگوید: برای این که فعالیت مثبتی انجام دهم و در آمد خوبی داشته باشم. بازمی گوییم: در آمد خوب را برای چه میخواهی؟ میگوید: برای این که زندگی آبرومند و مرفهی داشته باشم، سرانجام میپرسیم: زندگی مرفه و آبرومند برای چه میخواهی؟ در این جا میبینیم لحن سخن او عوض میشود و میگوید: خوب برای این که زندگی مرفه و آبرومندی داشته باشم.یعنی همان پاسخ سابق را تکرار میکند.
این دلیل براین است که او به پاسخ نهایی خویش رسیده که ورای آن، پاسخ دیگری نیست. در این جا هم وقتی گفته میشود:هدف از آفرینش چیست؟ میگوییم: برای تکامل انسان و دریافت رحمت. اگر پرسیده شود: تکامل و قرب پروردگار برای چه منظوری است؟ میگوییم: برای قرب به پروردگار! یعنی این هدف نهایی است و همه چیز را برای تکامل و قرب میخواهیم، اماقرب و دریافت رحمت را برای خودش (یعنی برای تقرب به پروردگار) که ماورای آن پاسخ دیگری نیست. م:تبیان
سفالینه های نیشابور مربوط به قرون 4 و 3 هجری قمری از اهمیت خاصی برخوردار است چراکه به دلیل مشابهت نقوش ،ادامه هنر فلزکاری دوره ساسانی است.

نیشابور که در شمال شرق ایران و در استان خراسان واقع شده است در قدیم، به نامهای ابرشهر، ابرسهر، برشهر در متون تاریخی ثبت شده است. نیشابور، به عقیدهی بعضی از مورخان، زمانی «نسایاد» یا «نیسا یاد» نامیده میشد.
در کتاب تاریخ بیهقی آمده است: «نیشابور را شاپور اول ساساانی بنا کرد و اصل نام آن شهر «بناشاپور» بود، پس «ب» و «الف» بیفکندند و «الف» به «یا» بدل کردند.»
به زبان پهلوی، «نی» به معی «بنا» بود و نیشابور به معنی «بنای شاپور» است. در سالهای 17 تا 23 هجری، عمر بن خطاب، احنف بن قیس را برای فتح خراسان فرستاد. در آن ایام ماهَوی، از طرف یزدگرد سوم، حاکم خراسان بود. با فرار ماهوی، خراسان به دست اعراب تسخیر شد و تا سال 129 هجری که ابومسلم خراسانی قیام کرد نیشابور، مرتبا مرکز حکومت حکام اموی بود. ابومسلم پس از غلبه بر خراسان، مدتی در نیشابور اقامت داشت. در زمان حکومت طاهریان، نیشابور، مرکز حکمرانی خراسان بود.
در سال 259 هجری، نیشابور به دست یعقوب لیث فتح شد، و در سال 334 هجری امیر نوح سامانی به نیشابور آمد. در دورهی سلطنت غزنویها، نیشابور در رونق و آبادانی بود. شهر نیشابور از زمان سلطنت مسعود غزنوی تا سلطنت سلطان سنجر در کمال عظمت مرکزیت قرار داشت.
در فاصلهی سالهای 1315-1318 شمسی، هیئت باستانشناسی موزهی متروپلیتن در شهر کهنهی نیشابور حفریاتی انجام داد، و آثاری از تمدن دورهی اسلامی به دست آورد، که نتیجهی آن نشانگر آن است که این شهر از مراکز بزرگ سفالسازی اسلامی بوده است. سفالهای به دست آمده ظروف لعابدار زیبایی بودند که به قرون سوم و چهارم هجری تعلق داشتند و نقوش آنها بیشتر سیاه و قرمز و ارغوانی بر روی متن سفید عاجی رنگ است. برخی دیگر از سفالهای این مجموعه از گل قرمز رنگ ساخته شدهاند که شامل ظروف کاسه و بشقاب با تصاویر انسان، حیوان و پرنده و گلهای تزئینی و نوشتههای تزئینی کوفی و مناظر و مجالس دربار بودهاند.
در سال 1343، هیئتی ایرانی به سرپرستی آقای کامبخش فرد، در نیشابور حفاری کردند که به کورههای پخت سفال و قالبهای سفالی تزئینی و سفالهای زیبا دست یافت.
بسیاری از پژوهشگران، بر این اعتقادند که هنر برجای مانده در سفالینههای نیشابور، ادامهی روند هنر دوره ساسانی بر روی فلز است که بررسی در مهارت ساخت و به کار بردن تزیینات و عبارات مختلف و تحول خط را بر روی سفالینهها ممکن میسازد. به سبب ویژگیهای موجود در سفالینههای سدهی سوم و چهارم معروف به سفال سامانی، این نوع سفال به لعاب «گلی» معروف شده است که بیشتر در شرق ایران، از جمله نیشابور، ساخته میشد. سفال را که از خمیر نخودی و قرمز رنگ است، پس از ساختن در داخل لعاب گلی نخودی رنگ فرو میبردند و پس از خشک شدن، نقوش مورد نظر را بر روی آن میآراستند. به نمونههای ساخته شده در این دوران که تعدادی از آنها در مجموعهی موزهی آبگینه نگهداری میشوند، اشاره میشود:
ساخت سفال با طرح تزیینی که اغلب دارای رنگهای زرد، قهوهای و سبز بود، در دورهی حکومت عباسیان به سبب توسعه ارتباط ایران و چین گسترش یافت. وانگهی بسیاری از کالاهای چینی از راه دریا به ایران وارد میشدند و تعدادی از هنرمندان کشور چین در دربار عباسیان حضور داشتند، و این ارتباط باعث نوآوری در سفالگری دورهی اسلامی گردید
· سفال لعاب گلی با نقوش سیاه روی زمینهی سفید: در این نوع سفال که مهمترین مرکز ساخت آن، نیشابور بوده است، سفال پس از پخت با لعاب گلی تزیین شده و سپس نقش عبارات به خط کوفی یا خطوط تزئینی به رنگ سیاه روی آن نوشته میشد. ویژگی این ظروف، آن است که بیشتر فضای ظروف، خالی است و در گوشهای از آن عبارتی نقش شده است. گاهی با توجه به بزرگی ظروف، عبارات طولانیتر شدهاند و در وسط بعضی از ظروف نقشی شبیه گلابپاش دیده میشود.
· سفال لعاب گلی و نقوش رنگارنگ روی زمینهی سفید: ساخت این نوع سفال، با تزئین رنگارنگ روی زمینهی سفید، از ابتکارات سفالگران ایرانی، محسوب میشود. و یکی از مراکز مهم آن نیشابور بوده است که با ترسیم نقش انسان، گیاه و حیوانات به رنگهای سیاه، قهوهای، زرد، اُخرایی و ارغوانی تیره دیده شده است، و نقوش روی آنها مرغ شاخدار، پرندهی مسبک (نقطه نشان) و نقوش اسلیمی هستند که بعضی از آنها تقلید از ظروف مسی ساسانی است.
· سفال لعاب گلی با لعاب درخشان معروف به زرین فام اولیه: سفال، پس از پوشش گلی با لعابهایی تزیینی رنگین زینت مییافت، و پس از پخت درخشندگی خاص به حالت زرین فام داشت که با گل تزیینی و یا عبارات به خط کوفی تزیین میشد. از این نوع سفال در حفاریهای نیشابور، نمونههایی به دست آمده است.
· سفالینههای لعاب گلی با نقوش سیاه روی زمینه سفید: این نوع سفالینهها در نگاه اول، زرد رنگ بوده اند، لیکن سفالگر پس از پوشش گلی و تزیین آن با نقوش سیاه رنگ، تزیین دیگری که عموما زردرنگ بوده به شکل لکه، قسمتهای مختلف ظرف را آرایش نموده و در قرن سوم و چهارم هجری ساخته شده است. در سال 289 هجری ایالت خراسان به انضمام پایتخت آن –نیشابور-، به وسیلهی سلاطین سامانی، ضمیمهی ماوراءالنهر شد. در این دوره، سفال سیاه و سفید کتیبهدار در هر دو ایالت ساخته میشد. به طور کلی سفال لعاب گلی از سفالهای مشخصهی قرون اولیهی اسلامی است که ساخت آن تا اواخر سدهی چهارم هجری ادامه داشته است. در این سفال که از لعاب گلی شیری رنگ و ساده و با تزیین کم شروع و به تدریج تمام سطح ظرف را کتبیهی کوفی پر میکند، و بعدها لعاب گلی رنگارنگ متداول میشود که پایان آن با لعاب پاشیده خاتمه مییابد.

سفال لعاب پاشیده
ساخت سفال با طرح تزیینی که اغلب دارای رنگهای زرد، قهوهای و سبز بود، در دورهی حکومت عباسیان به سبب توسعه ارتباط ایران و چین گسترش یافت. وانگهی بسیاری از کالاهای چینی از راه دریا به ایران وارد میشدند و تعدادی از هنرمندان کشور چین در دربار عباسیان حضور داشتند، و این ارتباط باعث نوآوری در سفالگری دورهی اسلامی گردید. همزمان با حکومت خانوادهی «تانگ» [Tang] در چین، نوعی سفال با تزیین لعاب پاشیده متداول شد، که در ایران نیز آن را مشاهده مینماییم. البته با تغییراتی که هنرمندان ایرانی در آن به وجود آوردند.
سفال لعاب پاشیده بر دو نوع تقسیم شده است:
1. سفال با لعاب پاشیده.
2. سفال با لعاب پاشیده و نقش کنده.
از هر دو نوع در موزهی آبگینه و سفالینههای ایران موجود است.
· سفال با لعاب پاشیده: که در آغاز، سفال با لعاب گلی پوشش داده شده و سپس با لعاب و رنگهایی که از ترکیب اکسید فلزات تهیه گردیده به صورت لکه یا گاهی به صورت نقطهچین روی ظرف را پوشاندهاند. رنگهای پاشیده شده شامل سبز، آبی، زرد کهربایی و ارغوانی بودهاند.
· سفال با لعاب پاشیده و نقش کنده: در این نوع، سفالگران ایرانی، به ابتکار جدیدی دست یافتند که قبل از لعاب اصلی، سطح ظرف را با نقش کنده تزیین میکردند و سپس لعاب اصلی را بر روی ظرف میپوشاندند، که بیشتر شامل نقوش گیاهی و اسلیمی و حیوانی و انسانی بود. زیباترین نقوش کنده، ظروفی هستند که با نقوش انسان و یا انسان و حیوانند، و به نام «گبری» معروف شدهاند. ادامهی سنتهای دورهی ساسانیان در فلزکاری در این سفالینه مشهود است. همچنین تاثیر ادبیات داستانی و حماسی بر روی سفالینهها دیده میشود.
سفالهای مشبک تزیینی:
کاسههای سفید کرم رنگ و آبی فیروزهای از نیشابور به دست آمدهاند که دارای بدنهی بسیار شفاف و نازک و سخت هستند و گاهی نوشتههای کوفی و نسخ در بدنهِ آنها به طریق مشبک انجام شده است.
در حفاریهای انجام شده در نیشابور، قالب سفالین که با آنها ظروف قالبی میساختهاند، یا قالبهایی که در تزیینات معماری به کار رفتهاند پیدا شده و در گزارشهای آقای کامبخش فرد به آنها اشاره شده است. در این دوران ظروف قالبی لعابدار و بدون لعاب نیز ساخته شدهاند که نمونهای از آنها در این موزه نگهداری میشود. از جمله ظروف سفالین قالبی لعاب فیروزهای است که دارای دوازده ترک قالبی عمودی است و در هر ترک نقش انسان در حال حرکت دیده میشود و مربوط به قرون پنجم و ششم هجری است.
مجموعهای که معرفی شد، نمونه و بخشی از آثار سفالین ساخته شده در نیشابور است که در موزهی آبگینه و سفالینههای ایران نگهداری میشوند. م:تبیان
در آیه 118 سوره مبارکه بقره قاعده ای نهفته است که با آن میتوان بسیاری از وقایع تاریخی و یا رفتارهای اجتماعی، سیاسی را تحلیل کرد و به علت آنها پی برد.

آیه شریفه این است: «وَ قالَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ لَوْ لا یُکَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتینا آیَةٌ» افراد بی اطلاع گفتند: چرا خدا با ما سخن نمیگوید؟ و چرا آیه و نشانهای بر خود ما نازل نمیشود؟ قرآن کریم در پاسخ به این ادعاهای لجوجانه و خودخواهانه ابتدا میفرماید: پیشینیان آنها نیز سخنانی اینگونه داشتند «کَذلِکَ قالَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ» سپس دلیل این تشابه در عملکرد و رفتار را ذکر میکند و میفرماید «تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ»؛ یعنی چون فکر و باور اینها شبیه عده ای در گذشته بود از این رو ایشان همان حرفی را زدند که سالها قبل آنها زده بودند.
نتیجه اینکه اگر افرادی از نظر فکر و اندیشه؛ اعتقاد و باور، شبیه به هم بودند قطعا از لحاظ عملکرد و رفتار فردی و اجتماعی نیز به مانند هم عمل خواهند کرد و در عملی شدن این قانون، زمان و مکان تاثیری ندارند. به عبارت دیگر فاصله زمانی و بُعد مکانی مانع اجرای این قانون نمیشود.
نمونه ای از این تشابه در رفتار به سبب تشابه در عقیده
به خدمت گرفتن اراذل و اوباش در جهت ظلم و یا تداوم ستمگری از جمله حربه هائیست که هموراه جانیان و دشمنان دین و عدالت به نفع خود از آن بهره گرفته و میگیرند.
اوباش «بنی اسلم» در خدمت سقیفه نشین ها
علامه عسگری (ره) مینویسد:(1) پایهگذاران سقیفه نزد قبیله «اسلم» که در آن وقت برای تهیه آذوقه از خارج مدینه به شهر آمده بودند و کوچههای مدینه در اشغال ایشان بود، رفتند و به آنها گفتند: شما بیایید کمک کنید تا از مردم برای خلافت ابوبکر بیعت بگیریم، ما هم در عوض به شما خواروبار مجانی میدهیم. اینها هم عباهای عربی خود را به کمر بستند و دامنها را بالا زدند و به دنبال ابوبکر راه افتادند. به هر کس میرسیدند، دستش را میگرفتند و به دست ابوبکر میمالیدند و بیعت میگرفتند. کار بیعت ابوبکر در آن روز این گونه تمام شد. فردا در مسجد جمع شدند و دوباره با ابوبکر بیعت کردند.
برای همین بود که عمر گفت:«ما هو الّا أن رأیت اسلم فأیقنت بالنّصر.» (2) «یقینی به پیروزی نبود، مگر آن زمان که قبیله اسلم را دیدم که چگونه به نفع ما وارد عمل شدند.»
«منافقین» اوباش در خدمت صدام
منافقین به دستور صدام ددمنشانهترین جنایات را در حق مردم عراق روا داشتند و برای خوش خدمتی به ارباب خود، از انجام هیچ جنایتی فروگذار نکردند و به هر نحو ممکن سند نوکری خود به صدام را به اثبات رساندند. تاکنون اسناد بسیاری توسط سازمانهای بینالمللی در خصوص کشتار وسیع کردهای شمال و سرکوب انتفاضه جنوب عراق توسط منافقین منتشر شده است و جداشدگان بسیاری نیز در گفتگو با سایتهای خبری، بر اسناد منتشر شده توسط سازمانهای بینالمللی صحه گذاشتهاند.
منافقین در سرکوب قیام معروف به انتفاضه شعبانیه که در جنوب عراق بر علیه رژیم صدام شکل گرفت، سنگ تمام گذاشتند و تعداد زیادی از شیعیان این کشور را به شهادت رساندند. اسناد کشتار 25 هزار عراقی توسط منافقین بعد از سقوط رژیم بعثی صدام از استخبارات عراق کشف شد و به طور رسمی پرده از جنایات متعدد منافقین در عراق برداشته شد. اقدام منافقین در کشتار وسیع کردهای شمال و شیعیان جنوب عراق با تمجید صدام و هدایای بسیار زیاد وی جبران شد که شامل تجهیز نظامی منافقین و کمکهای مالی فراوان و اعطای 17 پایگاه به منافقین بود.
طالب عبدالوهاب ساعدی، دبیرکل «جنبش انتفاضه شعبانیه 1991 عراق» در گفتوگو با یکی از پایگاههای اطلاع رسانی گفت: منافقین در طی انتفاضه مقدس شعبانیه مردم عراق در سال 1991 بر ضد رژیم صدام، در قتل و کشتار هزاران تن از مردم شهرها و مناطق طوز خرماتو، کرکوک، دیالی، واسط و حتی شهرهای مقدس کربلا و نجف و شهرک صدر بغداد نقش اساسی داشتند.(3)
اوباش «آل سعود» در خدمت آل خلیفه
بر اساس قاعده ای که «تشابهت قلوبهم» به ما میآموزد رفتار امروز آل خلیفه و آل سعود نیز به خوبی قابل تحلیل است. سران ددمنش آل خلیفه که نام و ظاهری از اسلام را یدک میکشند وقتی دیدند که حکومت ظالمانهشان در خطر نابودی است از پوستین اسلام خارج شدند و با به خدمت گیری اوباش سعودی جنایتی خلق کردند که روی گذشتگان خود را سفید کردند.
درندگان سعودی نیز با خوش رقصی برای خون خواران آل خلیفه، ماهیت خود را آشکار کردند. بر همگان هویدا شد که خادم الحرمینی و چاپ میلیونی قرآن کریم و هدیه آن به مسلمانان و کارهایی از این دست همه و همه برای یک هدف بود و هست که آن هم چیزی نیست جز تکیه بر اریکه قدرت و غوطه ور شدن در زر و زور.
اینها ثابت کردند نه خدا ذره ای برای آنها ارزش دارد و نه خانه او؛ نه دین خدا برای آنها محترم است و نه کتاب او. مسلمانان را به جرم گفتن لا اله الا الله کاسه سر شکافتند؛ خانه های خدا را با خاک یکسان کردند؛ کتابهای خدا را آتش زدند؛ ناموس مسلمان را هتک حرمت کردند و سپس در کاخهای جهنمی خود، نماز به جماعت خوانند.
بر اساس قاعده تشابه قلوب چون فکر و اندیشه اینها شبیه غاصبان خلافت است رفتار اینها نیز دقیقا همانگونه است. همان هایی که ظاهر دینی به خود میگرفتند اما برای رسیدن به ریاست و خرانه اسلامی دیگر چیزی برایشان محترم نبود؛ نه حکم خدا در غدیر، نه کلام پیامبر صلی الله علیه و آله در بستر؛ آن را با سقیفه حرمت شکستند و این را با هذیان خواندن در کنار بستر حضرت. (4)
دیگر نباید از تخریب مساجد و سوزاندن قرآن توسط مدعیان اسلام و تدین تعجب کرد چون مشابهان اینها در گذشته خانه وحی را آتش زدند و قرآن ناطق را به بند کشیده و زیر تیغ بردند.
آیا این داستان تکرار شدنی است؟
عده ای برای کسب قدرت ابتدا پوستین دین را به تن کرده و اظهار تدین و مسلمانی میکنند؛ اما همین که زر و زورشان را از دست رفته و یا در معرض خطر میبینند لباس دین را از تن به در کرده؛ دین ستیزی خود را نمایان میکنند.
تا زمانی که چنین افرادی وجود دارند چه اینکه قبلا هم بودهاند؛ از باب «تشابهت قلوبهم» این جنایتها و به کارگیری اراذل و اوباش برای جنگ با دین خدا هم وجود خواهد داشت.