سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

اس ام اس های فلسفی و پرمعنا

“عیوب” دیگران را با انگشتان “کثیف” نشان نده . . .

(مثل ایتالیایی)

هنگامی که در زندگی اوج میگیریبه جای اینکه قصه هایی برای فرزندانمان بگوییم که به خواب بروندقرار نیست در کاری عالی باشید تا آن را شروع کنیدبهترین ترکیبی که هر پدر و مادری می‌توانند داشته باشنداعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد . . .خطایم را در منظر نگاه دیگران به رویم نیاور ، آنگاه بی شک مدیر قلب من خواهی بود !با کلاس بودن یعنی آنکه بدانید چه بگویید، چه زمانی بگویید و چه زمانی خاتمه اش دهید . . .فرار از مشکلات مسابقه ای است کهاگر بدانید بسیاری از مردمهیچگاه فصل اول زندگیتان را به فصل بیستم زندگی کسی مقایسه نکنید . . .“خشم” احساسی است که باعث می شودبزرگان خود را گرامى شمار / تو را گر بود جان من این شعارتقوا یعنی اینکههرگز به گذشته برنگردموانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشمتان را از هدف بر می دارید به نظر می رسند . . .چو با صدقه منّت گذارى به کَسسرانجام کشف شد کهخودت باشاز آنچه که گذشتعاشق طرز فکر آدمها نشید ، آدمها زیبا فکر میکنند ، زیبا حرف میزنند ، اما زیبا زندگی نمیکننددوست خوب غمها را از بین نمی برد اما کمک میکند با وجود غمها محکم بایستیمدوست داشتن را باید گفتاینکه به گذشته خود نگاه کنید اشکالی نداردشما اجازه نمی دهید افراد عوضی در منزلتان ساکن شوند

به دشمنانت هزاران بار فرصت بده تا با تو دوست شوند

اما به دوستانت یک فرصت هم نده که دشمنت شوند

زیرا دوستانت جای عمیق زخمهای دلت را دقیق می دانند . . .

دوستانت می فهمند تو چه کسی بودی

اما هنگامی که در زندگی، به زمین می خوری

آنوقت تو میفهمی که دوستانت چه کسانی بودند . . .

سعی کنیم قصه هایی بگوییم که بیدار شوند . . .

قرار است آن را شروع کنید تا در آن کار عالی شوید . . .

پدری است که در پشت چهره‌ی قاطع خود ، مهربان باشد

و مادری که در پشت چهره‌ی مهربانش ، قاطع باشد . . .

هرگز در آن برنده نخواهید شد . . .

هزاران بار بیشتر به یک سردرد معمولی خود اهمیت می دهند تا به خبر مرگ من و شما

دیگر نگران نخواهید شد که درباره شما چه فکری می کنند!

(دیل کارنگی)

زبان شما سریع تر از “عقلتان” کار کند . . .

کنند از تو کوچک تران احترام‏ / به نیکىّ و خوبى برند از تو نام‏ . . .

اگر یک هفته مخفیانه از همه کارهای ما فیلم گرفتند

و گفتند اعمال هفته گذشته ات در تلویزیون پخش شده، ناراحت نشویم . . .

(آیت الله مجتهدی)

اگر سیندرلا برای برداشتن کفشش برمیگشت هیچوقت پرنسس نمیشد . . .

(هنری فورد)

تو را این چنین بذل و انفاق بس‏

گناهش ز اجرش بود بیشتر

مزن بر دل بینوا نیشتر . . .

صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها

مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند . . .

(روسکین)

نه تندیسی که دیگران می خواهند

وقتی روحت را قالب فکر دیگران می کنی

زیبا می شوی به چشمشان اما قبول کن

تمام مجسمه ها شکستنی هستند ، در کمال زیبایی . . .

از آنچه که شکست

از آنچه که نشد

از آنچه که ریخت

حسرت نخور

زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد . . .

(رومن پولانسکی)

درست مثل چتر خوب که باران را متوقف نمیکند ، اما کمک میکند آسوده زیر باران بایستیم . . .

بیشتر دوست نداشتن ها نتیجه ی نگفتن دوست داشتن هاست . . .

(ویکتور هوگو)

اشکال وقتیست که به آن زل بزنید . . .

پس چرا اجازه می دهید (افکار عوضی) ساکن مغزتان شوند . . . ؟






تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 9:4 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

   نقاشی هایی عجیب و خلاقانه

  لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید

نقاش خلاق و با استعداد هلندی Redmer Hoekstra در آثار جدید خود هر چیزی که می شناسید را با هم تلفیق کرده و موجوداتی جدید را در نقاشی های عجیب و خلاقانه خود خلق کرده است. دیدن نقاشی های زیبای او خالی از لطف نیست.






تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 8:17 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
ایده های خلاقانه یک مادر برزیلی در خوراکی و غذا
غذا تنها به مفهوم خوردن و رفع نیازهای پروتئینی و ویتامینی بدن نیست. به عقیده ی ژاپنی ها خلاقیت در تزئین و چیدمان هر وعده غذایی هنری است که نباید نادیده گرفته شود. خصوصا برای بچه ها که موجب می شود ذائقه ی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. این عقیده در ذهن نیوآ سالگادو که یک مادر برزیلی است باعث شده تا چنین خوراکی های جالب خلق شود ...


لطفا تا باز شدن کامل عکسها شکیبا باشید
اگر تصاویر برای شما قابل نمایش نیست بر روی لینک موجود در ابتدای ایمیل کلیک کنید

alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt






تاریخ : چهارشنبه 93/5/22 | 7:34 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

فهرست تمام ضرب المثل های فارسی

لیست تمام ضرب المثل های ایرانی را بخوانید
با توجه به حروف الفبا ضرب المثل تنظیم شده اند...

فصل « آ »

×××××××××××××××××

آب از دستش نمیچکه !

آب از سر چشمه گله !

آب از آب تکان نمیخوره !

آب از سرش گذشته !

آب پاکی روی دستش ریخت !

آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !

آب را گل آلود میکنه که ماهی بگیره !

آب زیر پوستش افتاده !

آب که یه جا بمونه، میگنده .

آبکش و نگاه کن که به کفگیر میگه تو سه سوراخ داری !

آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ـ چه یک نی چه صد نی !

آب که سر بالا میره، قورباغه ابوعطا میخونه !

آب نمی بینه و گرنه شناگر قابلیه !

آبی از او گرم نمیشه !

آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد !

آخر شاه منشی، کاه کشی است !

آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه !

آدم بد حساب، دوبار میده !

آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !

آدم خوش معامله، شریک مال مردمه !

آدم دست پاچه، کار را دوبار میکنه !

آدم زنده، زندگی میخواد !

آدم گدا، اینهمه ادا ؟!

آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه !

آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !

آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !

آرزو بر جوانان عیب نیست !

آستین نوبخور پلو  !

آسوده کسی که خر نداره --- از کاه و جوش خبر نداره !

آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه !

آشپز که دوتا شد، آش یا شوره یا بی نمک !

آش نخورده و دهن سوخته !

آفتابه خرج لحیمه !

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی !

آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !

آمدم ثواب کنم، کباب شدم !

آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !

آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !

آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .

آنرا که حساب پاکه، از محاسبه چه باکه ؟!

آنقدر بایست، تا علف زیر پات سبز بشه !

آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !

آنقدر مار خورده تا افعی شده !

آن ممه را لولو برد !

آنوقت که جیک جیک مستانت بود، یاد زمستانت نبود ؟

آواز دهل شنیده از دور خوشه !

***********************************

فصل « الف »

 اجاره نشین خوش نشینه !

ارزان خری، انبان خری !

از اسب افتاده ایم، اما از اصل نیفتاده ایم !

از اونجا مونده، از اینجا رونده !

از اون نترس که های و هوی داره، از اون بترس که سر به تو داره !

از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !

از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !

از این ستون بآن ستون فرجه !

از بی کفنی زنده ایم !

از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

از تنگی چشم پیل معلومم شد --- آنانکه غنی ترند محتاج ترند !

از تو حرکت، از خدا برکت .

از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !

از خر افتاده، خرما پیدا کرده !

از خرس موئی، غنیمته !

از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!

از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هات بده !

از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !

از دور دل و میبره، از جلو زهره رو !

از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !

از شما عباسی، از ما رقاصی !

از کوزه همان برون تراود که در اوست !  (( گر دایره کوزه ز گوهر سازند ))

از کیسه خلیفه می بخشه !

از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند !

از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !

از ماست که بر ماست !

از مال پس است و از جان عاصی !

از مردی تا نامردی یک قدم است !

از من بدر، به جوال کاه !

از نخورده بگیر، بده به خورده !

از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن !

از هر چه بدم اومد، سرم اومد !

از هول هلیم افتاد توی دیگ !

از یک گل بهار نمیشه !

از این گوش میگیره، از آن گوش در میکنه !

اسباب خونه به صاحبخونه میره !

اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !

اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !

اسب دونده جو خود را زیاد میکنه !

اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !

اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !

استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!

اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !

اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !

اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !

اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره !

اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وختی !

اگه باباشو ندیده بود، ادعای پادشاهی میکرد !

اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !

اگه تو مرا عاق کنی، منهم ترا عوق میکنم !

اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !

اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !

اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !

اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !

اگر دانی که نان دادن ثواب است --- تو خود میخور که بغدادت خرابست !

اگه دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند !

اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !

اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !

اگه علی ساربونه، میدونه شترو کجا بخوابونه !

اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .

اگه لالائی بلدی، چرا خوابت نمیبره !

اگه لر ببازار نره بازار میگنده !

اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !

اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !

اگه مهمون یکی باشه، صاحبخونه براش گاو می کشه !

اگه نخوردیم نون گندم، دیدیم دست مردم !

اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !

اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !

اگه همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار زمین و بمیر !

امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !

امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !

انگور خوب، نصیب شغال میشه !

اوسا علم ! این یکی رو بکش قلم !

اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !

اول بچش، بعد بگو بی نمکه !

اول برادریتو ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن !

اول بقالی و ماست ترش فروشی !

اول پیاله و بد مستی !

اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !

ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !

این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !

اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !

این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !

این قافله تا به حشر لنگه !

اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !

اینو که زائیدی بزرگ کن !

این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !

اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!

اینهمه خر هست و ما پیاده میریم !






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:15 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

فصل « ب »

با آل علی هر که در افتاد ، ور افتاد .

با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیکت !

با این ریش میخواهی بری تجریش ؟

با پا راه بری کفش پاره میشه، با سر کلاه !

با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !

باد آورده را باد میبرد !

با دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !

بادنجان بم آفت ندارد !

بارون آمد، ترکها بهم رفت !

بار کج به منزل نمیرسد !

با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچکدام با هرهیچکدام هر دو !

بازی اشکنک داره ، سر شکستنک داره !

بازی بازی، با ریش بابا هم بازی !

با سیلی صورت خودشو سرخ نگهمیداره !

با کدخدا بساز، ده را بچاپ !

با گرگ دنبه میخوره، با چوپان گریه میکنه !

بالابالاها جاش نیست، پائین پائین ها راش نیست !

بالاتو دیدیم ، پائینتم دیدیم !

با مردم زمانه سلامی و والسلام .

تا گفته ای غلام توام، میفروشنت !

با نردبان به آسمون نمیشه رفت !

با همین پرو پاچین، میخواهی بری چین و ماچین ؟

باید گذاشت در کوزه آبش را خورد !

با یکدست دو هندوانه نمیشود برداشت !

با یک گل بهار نمیشه !

با یک گل بهار نمیشه !

با یک گل بهار نمیشه !

به اشتهای مردم نمیشود نان خورد !

به بهلول گفتند ریش تو بهتره یا دم سگ ؟ گفت اگر از پل جستم رریش من و گرنه دم سگ !

بجای شمع کافوری چراغ نفت میسوزد !

بچه سر پیری زنگوله پای تابوته !

بچه سر راهی برداشتم پسرم بشه، شوهرم شد !

بخور و بخواب کار منه، خدا نگهدار منه !

بد بخت اگر مسجد آدینه بسازد --- یا طاق فرود آید، یا قبله کج آید !

به درویشه گفتند بساطتو جمع کن ، دستشو گذاشت در دهنش !

بدعای گربه کوره بارون نمیاد !

بدهکار رو که رو بدی طلبکار میشه !

برادران جنگ کنند، ابلهان باورکنند !

برادر پشت ، برادر زاده هم پشت

خواهر زاده را با زر بخر با سنگ بکش!

برادری بجا، بزغاله یکی هفت صنار !

برای کسی بمیر که برات تب کنه !

برای همه مادره، برای ما زن بابا !

برای یک بی نماز، در مسجد و نمی بندند !

برای یه دستمال قیصریه رو آتیش میزنه !

بر عکس نهند نام زنگی کافور !

به روباهه گفتند شاهدت کیه ؟ گفت: دمبم !

بزبون خوش مار از سوراخ در میاد !

بزک نمیر بهار میاد --- کنبزه با خیار میاد !

بز گر از سر چشمه آب میخوره !

به شتره گفتند شاشت از پسه ، گفت : چه چیزم مثل همه کسه ؟!

به شتر مرغ گفتند بار ببر، گفت : مرغم، گفتند : بپر، گفت : شترم !

بعد از چهل سال گدایی، شب جمعه را گم کرده !

بعد از هفت کره، ادعای بکارت !

بقاطر گفتند بابات کیه ؟ گفت : آقادائیم اسبه !

به کیشی آمدند به فیشی رفتند !

به گربه گفتند گهت درمونه، خاک پاشید روش !

به کچله گفتند : چرا زلف نمیزاری ؟ گفت : من از این قرتی گیریها خوشم نمیاد !

به کک بنده که رقاص خداست !

بگو نبین، چشممو هم میگذارم، بگو نشنو در گوشمو میگیرم، اما اگر بگی نفهمم، نمیتونم !

بگیر و ببند بده دست پهلوون !

بلبل هفت تا بچه میزاره، شیش تاش سسکه، یکیش بلبل !

بمالت نناز که بیک شب بنده، به حسنت نناز که بیک تب بنده !

بماه میگه تو در نیا من در میام !

بمرغشان کیش نمیشه گفت !

بمرگ میگیره تا به تب راضی بشه !

بوجار لنجونه از هر طرف باد بیاد، بادش میده !

بهر کجا که روی آسمان همین رنگه !

به یکی گفتند : سرکه هفت ساله داری ؟ گفت : دارم و نمیدم، گفتند : چرا ؟ گفت : اگر میدادم هفت ساله نمیشد !

به یکی گفتند : بابات از گرسنگی مرد . گفت : داشت و نخورد ؟ !

بمیر و بدم !

به گاو و گوسفند کسی کاری نداره !

بیله دیگ، بیله چغندر !


فصل « پ»

پا را به اندازه گلیم باید دراز کرد !

پای خروستو ببند، بمرغ همسایه هیز نگو !

پایین پایین ها جاش نیست، بالا بالا ها راش نیست !

پز عالی، جیب خالی !

پس از چهل سال چارواداری، الاغ خودشو نمیشناسه !

پس از قرنی شنبه به نوروز میافته !

پستان مادرش را گاز گرفته !

پسر خاله دسته دیزی !

پسر زائیدم برای رندان، دختر زائیدم برای مردان، موندم سفیل و سرگردان !

پدر کو ندارد نشان از پدر --- تو بیگانه خوانش نخوانش پسر !

پشت تاپو بزرگ شده !

پنج انگشت برادرند، برابر نیستند !

پوست خرس نزده میفروشه !

پول است نه جان است که آسان بتوان داد !

پول پیدا کردن آسونه، اما نگهداریش مشکله !

پول حرام، یا خرج شراب شور میشه یا شاهد کور !

پولدارها به کباب، بی پولها به بوی کباب ،

پول ما سکه عُمَر داره !

پیاده شو با هم راه بریم !

پیاز هم خودشو داخل میوه ها کرده !

پی خر مرده میگرده که نعلش را بکنه !

پیراهن بعد از عروسی برای گل منار خوبه !

پیرزنه دستش به درخت گوجه نمیرسید، می گفت : ترشی بمن نمیسازه !

پیش از آخوند منبر نرو !

پیش رو خاله، پشت سر چاله !

پیش قاضی و معلق بازی !


فصل «  ت »

تا ابله در جهانه، مفلس در نمیمانه !

تابستون پدر یتیمونه !

تا پریشان نشود کار بسامان نرسد !

تا تریاق از عراق آرند، مار گزیده مرده باشد !

تا تنور گرمه نون و بچسبون !

تا چراغ روشنه جونورها از سوراخ میان بیرون !

تا شغال شده بود به چنین سوراخی گیر نکرده بود !

تا کرکس بچه دارشد، مردار سیر نخورد !

تا گوساله گاو بشه ، دل مادرش آب میشه !

تا مار راست نشه توی سوراخ نمیره !

تا نازکش داری نازکن، نداری پاهاتو دراز کن !

تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها !

تا هستم بریش تو بستم !

 تب تند عرقش زود در میاد !

تخم دزد، شتر دزد میشه !

تخم نکرد نکرد وقتی هم کرد توی کاهدون کرد !

تا تو فکر خر بکنی ننه، منو در بدر میکنی ننه !

ترب هم جزء مرکبات شده !

ترتیزک خریدم قاتق نونم بشه، قاتل جونم شد !

تره به تخمش میره، حسنی به باباش !

تعارف کم کن و بر مبلغ افزا !

تغاری بشکنه ماستی بریزد --- جهان گردد به کام کاسه لیسان !

تف سر بالا، بر میگرده بریش صاحبش !

تلافی غوره رو سر کوره در میاره !

تنبان مرد که دو تا شد بفکر زن دوم میافته !

تنبل مرو به سایه، سایه خودش میآیه !

تنها بقاضی رفته خوشحال برمیگرده !

تو از تو، من ازبیرون !

تو بگو (( ف )) من میگم فرحزاد !

توبه گرگ مرگه !

تو که نی زن بودی چرا آقا دائیت از حصبه مرد !

تومون خودمونو میکشه، بیرونمون مردم را !

توی دعوا نون و حلوا خیر نمیکنند !






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:15 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

** س **

سال به دوازده ماه ما می بینیم یکدفعه هم تو ببین !

سال به سال دریغ از پارسال !

سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته !

سالی که نکوست از بهارش پیداست !

سبوی خالی را بسبوی پر مزن !

سبوی نو آب خنک دارد !

سبیلش آویزان شد !

سبیلش را باید چرب کرد !

سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد !

سخن خود تو کجا شنیدی، اونجا که حرف مردمو شنیدی !

سر بریده سخن نگوید !

سر بزرگ بلای بزرگ داره !

سر بشکنه در کلاه، دست بشکنه در آستین !

سر بی صاحب میتراشه !

سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره !

سر پیری و معرکه گیری !

سر تراشی را از سر کچل ما میخواد یاد بگیره !

سر حلیم روغن میرود !

سر خر باش، صاحب زر باش !

سر را با پنبه میبرد !

سر را قمی می شکنه تاوانش را کاشی میده !

سر زلف تو نباشد سر زلف دگری !

سرش از خودش نیست .

سرش به تنش زیادی میکنه !

سرش به کلاش میارزه !

سرش بوی قرمه سبزی میده !

سرش توی حسابه !

سرش توی لاک خودشه !

سرش جنگه اما دلش تنگه !

سرش را پیراهن هم نمیدونه !

سر قبری گریه کن که مرده توش باشه !

سر قبرم کثافت نکن از فاتحه خواندنت گذشتم !

سر کچل را سنگی و دیوانه را دنگی !

سر کچل و عرقچین !

سرکه مفت از عسل شیرین تره !

سرکه نقد بهتر از حلوای نسیه است !

سرکه نه در راه عزیزان بود --- بار گرانیست کشیدن بدوش ! (( سعدی ))

سر گاو توی خمره گیر کرده !

سر گنجشکی خورده !

سر گنده زیر لحافه !

سرم را میشکنه نخودچی جیبم میکنه !

سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی --- که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .

سرنا را از سر گشادش میزنه !

سرناچی کم بود یکی هم از غوغه اومد !

سری را مه درد نیمکند دستمال مبند !

سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است ... ))

سری که عشق ندارد کدوی بی بار است . (( لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است ... ))

سزای گرانفروش نخریدنه !

سسک هفت تا بچه میآره یکیش بلبله !

سفره بی نان جله، کوزه بی آب گله !

سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشک میده !

سفره نیفتاده یک عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب !

سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میارزه !

سقش سیاه است !

سگ بادمش زیر پاشو جارو میکنه !

سگ باش، کوچک خونه نباش !

سگ پاچه صاحبش را نمیگیره !

سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت !

سگ چیه که پشمش باشه !

سگ درحضور به از برادر دور !

سگ در خانه صاحبش شیره !

سگ داد و سگ توله گرفت !

سگ دستش نمیشه داد که اخته کنه !

سگ را که چاق کنند هار میشه !

سگ زرد برادر شغاله !

سگست آنکه با سگ رود در جوال !

سگ سفید ضرر پنبه فروشه !

سگ سیر دنبال کسی نمیره !

سگش بهتر از خودشه !

سگ که چاق سد گوشتش خوراکی نمیشه !

سگ گر و قلاده زر ؟!

سگ ماده در لانه، شیر است !

سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه !

سگ نمک شناس به از آدم ناسپاس !

سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه !

سگی که برای خودش پشم نمیکند برای دیگران کشک نخواهد کرد !

سگی که پارس کنه ، نمیگیره !

سلام روستائی بی طمع نیست !

سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد !

سنگ به در بسته میخوره !

سنگ بزرگ علامت نزدنه !

سنگ بنداز بغلت واشه !

سنگ خاله قورباغه را گرو میکشه !

سنگ کوچک سر بزرگ را میشکنه !

سنگ مفت، گنجشک مفت !

سنگی را که نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت !

سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه !

سودا، به رضا، خویشی بخوشی .

سودا چنان خوشست که یکجا کند کسی ! (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب کاشانی ))

سودا گر پنیر از شیشه میخوره !

سودای نقد بوی مشک میده !

سوراخ دعا را گم کرده !

سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته !

سوسکه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !

سهره ( سیره ) رنگ کرده را جای بلبل میفروشه !

سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟!

سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده !

سیبی که بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره !

سیبی که سهیلش نزند رنگ ندارد ! (( تعلیم معلم بکسی ننگ ندارد ))

سیلی نقد به از حلوای نسیه !

 


** ش **

شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه !

شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میکشه !

شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه !

شاهنامه آخرش خوشه !

شب دراز است و قلندر بیکار !

شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !

شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد --- گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم !

شبهای چهارشنبه هم غش میکنه !

شپش توی جیبش سه قاب بازی میکنه !

شپش توی جیبش منیژه خانومه !

شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !

شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !

شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت !

شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است !

شتر در خواب بیند پنبه دانه --- گهی لف لف خورد گه دانه دانه !

شتر دیدی ندیدی ؟!

شتر را چه به علاقه بندی ؟

شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چیزم مثل همه کسه !

شتر را گفتند : چرا گردنت کجه ؟ گفت : کجام راسته !

شتر را گفتند : چکاره ای ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازکت پیداست !

آن یکی می گفت استر را که هی --- از کجا می آیی ای فرخنده پی

        گفت : از حمام گرم کوی تو --- گفت : خود پیداست از زانوی تو !

شتر را گم کرده پی افسارش میگرده !

شتر سواری دولا دولا نمیشه !

شتر که نواله میخواد گردن دراز میکنه !

شتر کجاش خوبه که لبش بده ؟!

شتر گاو پلنگ !

شتر مرد و حاجی خلاص !

شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز کن . گفت : من شترم !

شترها را نعل میکردند، کک هم پایش را بلند کرد !

شراب مفت را قاضی هم میخوره !

شریک اگر خوب بود خدا هم شریک میگرفت !

شریک دزد و رفیق قافله !

شست پات توی چشمت نره !

شش ماهه به دنیا اومده !

شعر چرا میگی که توی قافیه اش بمونی ؟!

شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه !

شغال ترسو انگور خوب نمیخوره !

شغال که از باغ قهر کنه منفعت باغبونه !

شغالی که مرغ میگیره بیخ گوشش زرده !

شکمت گوشت نو بالا آورده !

شکم گشنه، گوز فندقی !

شلوار نداره، بند شلوارش را می بنده !

شمر جلودارش نمیشه !

شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !

شنا بلد نیست زیر آبکی هم میره !

شنونده باید عاقل باشه !

شنیدی که زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی !

شوهر کردم وسمه کنم نه وصله کنم !

شوهر برود کاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا !

شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !

شیر بی یال و اشکم که دید --- اینچنین شیری خدا هم نافرید . (( مولوی ))






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:13 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

**ص**

صابونش به جامه ما خورده !

صبر کوتاه خدا سی ساله !

صداش صبح در میاد !

صد پتک زرگر، یک پتک آهنگر !

صد تا گنجشک با زاق و زوقش نیم منه !

صد تا چاقو بسازه، یکیش دسته نداره !

صد تومن میدم که بچه ام یکشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یکشب چه هزار شب !

صد رحمت به کفن دزد اولی !

صد سال گدائی میکنه هنوز شب جمعه را نمیدونه !

صد سر را کلاه است و صد کور را عصا !

صد من پرقو یکمشت نیست !

صد من گوشت شکار به یک چس تازی نمیارزه !

صد موش را یک گربه کافیه !

صفراش به یک لیمو می شکنه !

صنار جیگرک سفره قلمگار نمی خواد !

صنار میگیرم سگ اخته میکنم، یه عباسی میدم غسل میکنم !


**ض**

ضرب خورده جراحه !

ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته !

ضامن روزی بود روزی رسان !

ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه !

ضرر کار کن، کار نکردنه !


**ط**

طاس اگر نیک نشیند همه کس نراد است !

طالع اگر اری برو دمر بخواب !

طاووس را به نقش و نگاری که هست خلق --- تحسین کنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی ))

طبل تو خالیست !

طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد !

طشت طلا رو سرت بگیر و برو !

طعمه هر مرغکی انجیر نیست !

طمع آرد بمردان رنگ زردی !

طمع پیشه را رنگ و رو زرده !

طمع را نباید که چندان کنی ---  که صاحب کرم را پشیمان کنی !

طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است !

طمعش از کرم مرتضی علی بیشتره !


**ظ**

ظالم پای دیوارِ خودشو، میکنه !

ظالم دست کوتاه !

ظالم همیشه خانه خرابه !

ظاهرش چون گور کافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !


**ع**

عاشقان را همه گر آب برد  --- خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا ))

عاشق بی پول باید شبدر بچینه !

عاشقم پول ندارم کوزه بده آب بیارم !

عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل .  (( مولوی ))

عاشقی شیوه رندان بلا کش باشد !  (( حافظ ))

عاشقی کار سری نیست که بر بالین است ! (( سعدی ))

عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی))

عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))

عاقل بکنار آب تا پل میجست  --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت !

عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان !

عالم بی عمل، زنبور بی عسله !

عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشکل !

عالم ناپرهیزکار، کوریست مشعله دار !

عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی ))

عجب کشگی سابیدیم که همش دوغ پتی بود !

عجله، کار شیطونه !

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !

عذر بدر از گناه !

عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز !

عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد !

عروس که بما رسید شب کوتاه شد !

عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید !

عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه !

عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین کجه !

عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقا دائیش خوبه !

عروس که مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !

عزیز کرده خدا را نمیشه ذلیل کرد !

عزیز پدر و مادر !

عسس بیا منو بگیر !

عسل در باغ هست و غوره هم هست !

عسل نیستی که انگشتت بزنند !

عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند !

عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !

عقلش پاره سنگ بر میداره !

عقل که نیست جون در عذابه !

عقل مردم به چشمشونه !

عقل و گهش قاطی شده !

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد . ((‌ ... دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست ))  (( سعدی ))

علاج بکن کز دلم خون نیاید . (( سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل ... )) (( میر والهی))

علف بدهان بزی باید شیرین بیاد !

عیدت را اینجا کردی نوروزت را برو جای دیگه !


**غ**

غاز میچرونه !

غربال را جلوی کولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور که تو منو میبینی !

غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !

غلیان بکشیم یا خجالت  ! (( مائیم میان این دو حالت  ... ))

غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !

غوره نشده مویز شده است !


**ف**

فردا که برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست ؟ (( ناصر خسرو))

فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !

فرزند عزیز نور دیده --- از دبه کسی ضرر ندیده !

فرزند کسی نمیکند فرزندی  --- گر طوق طلا به گردنش بر بندی !

فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !

فرشش زمینه، لحافش آسمون !

فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !

فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !

فقیر، در جهنم نشسته است !

فکر نان کن که خربزه آبه !

فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه !

فلک فلک، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک !

فواره چون بلند شود سرنگون شود !

فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی !

فیلش یاد هندوستان کرده !

فیل و فنجان !

فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !


**ق**

قاپ قمار خونه است !

قاتل بپای خود پای دار میره !

قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشکشت !

قاشق سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه !

قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن !

قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !

قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !

قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه !

قبا سفید قبا سفیده !

قبای بعد از عید برای گل منار خوبه !

قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری .

قران کنند حرز و امام مبین کشند ! (( یاسین کنند ورد وبه طاها کشند تیغ  ... ))

قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو !

قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم !

قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی !

قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم !

قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت !

قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو !

قسمت را باور کنم یا دم خروس را ؟!

قسم نخور که باور کردم !

قلم ، دست دشمنه !

قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید !

قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند .






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:13 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

**ج**

جا تره و بچه نیست !

جاده دزد زده تا چهل روز امنه !

جایی نمیخوابه که آب زیرش بره !

جایی که میوه نیست چغندر ، سلطان مرکباته !

جواب ابلهان خاموشیست !

جواب های، هویه !

جوانی کجائی که یادت بخیر !

جوجه را آخر پائیز میشمرند !

جوجه همسشه زیر سبد نمیمونه !

جون بعزرائیل نمیده !

جهود، خون دیده  !

جهود، دعاش را آورده !

جیبش تار عنکبوت بسته !

جیگر جیگره ، دیگر دیگره !

 


**چ**

چار دیواری اختیاری !

چاقو دسته خودشو نمیبره !

چاه کن همیشه ته چاهه !

چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی !

چاه نکنده منار دزدیده !

چرا توپچی نشدی !

چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است !

چشته خور بدتر از میراث خوره !

چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی !

چشمش آلبالو گیلاس می چینه !

چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه !

چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه !

چنار در خونه شونو نمی بینه !

چوب خدا صدا نداره ، هر کی بخوره دوا نداره !

چوب دو سر طلا ست !

چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه !

چوب معلم گله، هر کی نخوره خله !

چو به گشتی، طبیب از خود میازار --- چراغ از بهر تاریکی نگه دار !

چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن --- که گوهر فرو شست یا پیله ور!

چه خوشست میوه فروشی --- گر کس نخرد خودت بنوشی !

چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه !

چه  علی خواجه، چه خواجه علی !

چه مردی بود کز زنی کم بود !

چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره !

چیزی که عوض داره گله نداره !

 


**خ****

خار را

روبرو خاله و پشت سر چاله !

روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد !

روز از نو، روزی از نو !

روز گار آئینه را  محتاج خاکستر کند !

روزگار است اینکه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد .(( قائم مقام فراهانی ))

روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز کردنش را ندیده ام !

روزی به قدمه !

روزی گریه دست زن شلخته است !

روضه خوان پشمه چال است !

روغن چراغ ریخته وقف امامزاده !

روغن روی روغن میره ، بلغور، خشک میمونه !

رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز --- تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی . (( عبید زاکانی ))

روی گدا سیاهه ولی کیسه اش پره !

ریسمان سوخت و کجیش بیرون نرفت !

ریش و قیچی هر دو در دست شماست !


** ز **

ز آب خرد، ماهی خرد خیزد --- نهنگ آن به که از دریا گریزد !

زاغم زد و زو غم زد، پس مانده کلاغ کورم زد !

زبان بریده بکنجی نشسته صم بکم --- به از کسی که نباشد زبانش اندر حکم . (( سعدی ))

زبان خر را خلج میدونه !

زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد !

زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد --- بهوش باش که سر در سر زبان نکنی .

زبان گوشت است بهر طرف که بچرخانی میچرخه !

زخم زبان از زخم شمشیر بدتره !

زدی ضربتی ضربتی نوش کن !

زرد آلو را میخورند برای هسته اش !

زرنگی زیاد فقر میآره !

زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست !

ز عشق  تا بصبوری هزار فرسنگ است ! (( دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ ))  (( سعدی ))

زعفران که زیاد شد بخورد خر میدهند !

زکوة تخم مرغ یک دانه پنبه دونه است !

زمانه ایست که هر کس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی ... ))  (( آصفی هروی ))

زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!

زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند !

زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان !

زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !

زن بد را اگر در شیشه هم بکنند کار خودشو میکنه !

زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه !

زن بیوه را میوه اش میخواهند !

زن تا نزائیده دلبره، وقتیکه زائید مادره !

زن جوان را تیری به پهلو نشیند به که پیری !

زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی !

زن سلیطه سگ بی قلاده است !

زن که رسید به بیست، باید بحالش گریست !

زنگوله پای تابوت !

زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشکله !

زن و شوهر جنگ کنند، ابلهان باور کنند !

زنی که جهاز نداره، اینهمه ناز نداره !

زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره !

زور داری، حرفت پیشه !

زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد !

زهر طرف که کشته شود اسلام است !

زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون !

زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن !

زیر دمش سست است !

زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم !

زیر سرش بلنده !

زیر شالش قرصه !

زیر کاسه نیم کاسه ایست .

زیره به کرمان میبره !






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:13 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

**م**

ما از خیک دست برداشتیم خیک از ما دست بر نمیداره !

ما اینور جوب تو اونور جوب !

ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یکی شانزده تومنه !

مادر را دل سوزد، دایه را دامن !

مادر زن خرم کرده، توبره بر سرم کرده !

مادر که نیست با زن بابا باید ساخت !

مادر مرده را شیون میاموز !

مارا باش که از بز دنبه میخواهیم !

مار بد بهتر بود از یار بد !

مار پوست خودشو ول میکنه اما خوی خودشو ول نمیکنه !

مار تا راست نشه بسوراخ نمیره !

مار خورده افعی شده !

مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه اش سبز میشه !

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه !

مار گیر را آخرش مار میکشه !

مار مهره، هر ماری نداره !

مار هر کجا کج بره توی لونه خودش راست میره !

ماست را که خوردی کاسه شو زیر سرت بزار !

ماستها را کیسه کردند !

ماست مالی کردن !

ماستی که ترشه از تغارش پیداست !

ماست نیستی که انگشتت بزنند !

ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه !

ما که خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود !

ما که در جهنم هستیم یک پله پائین تر !

ما که رسوای جهانیم غم عالم پشمه !

مال است نه جان است که آسان بتوان داد !

      مال بد بیخ ریش صاحبش !                                                                                       

مال به یکجا میره ایمون به هزار جا !

مالت را خار کن خودت را عزیز کن !

مال خودت را محکم نگهدار همسایه را دزد نکن !

مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم !

مال دنیا وبال آخرته !

مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره !

مال مفت صرافی نداره !

پول باد آورده چند و چون نداره !

مال ممسک میراث ظالمه !

مال همه ماله، مال من بیت الماله !

ماما آورده را مرده شور میبره !

ماما که دو تا شد سر بچه کج در میاد !

ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون  ---  او بمطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم .

ماه درخشنده چو پنهان شود ---  شب پره بازیگر میدان شود !

ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم !

ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه !

ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است !

ماهی ماهی رو میخوره، ماهی خوار هر دو را !

ماهی و ماست ؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست ؟

مبارک خوشگل بود ابله هم درآورد !

مثقال نمکه خروار هم نمکه !

مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند !

مثل کنیز ملا باقر !

مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه !

مرد خردمند هنر پیشه را --- عمر دو بایست در این روزگار *** تا به یکی تجربه آموختن --- با دگری تجربه بردن بکار . [[ سعدی ]]

مرد که تنبوتش دو تا شد بفکر زن نو میافته !

مرده را رو که رو بدی بکفن خودش میرینه !

مردی را پای دار میبردند زنش میگفت : یه شلیته گلی برای من بیار !

مردی که نون نداره اینهمه زبون نداره !

مرغ بیوقت خوان را باید سر برید !

مرغ زیرک که میرمید از دام - با همه زیرکی بدام افتاد !

مرغ گرسنه ارزن در خواب می بینه !

مرغ، هم تخم میکمه هم چلغوز!

مرغ همسایه غازه !

مرغی را که در هواست نباید به سیخ کشید !

مرغ یه پا داره !

مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه !

مرگ برای من، گلابی برای بیمار !

مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیکنه !

مرگ خر عروسی سگه !

مرگ خوبه اما برای همسایه !

مرگ میخواهی برو گیلان !

مرگ یه بار شیون یه بار !

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد ! (( نابرده  رنج گنج میسر نمی شود ... ))  [[ سعدی ]]

مزد خر سور چرونی خر سواریست !

مزد دست مهتر چس یابوست !

مسجد نساخته گدا درش ایستاده !

مشتری آخر شب خونش پای خودشه !

مشک خالی و پرهیز آب !

معامله با خودی غصه داره !

معامله نقد بوی مشک میده !

معما چو حل گشت آسان شود !

مغز خر خورده !

مفرداتش خوبه اما مرده شور ترکیبشو ببره !

مگس به فضله ش بشینه تا مورچه خور دنبالش میدوه !

مگه سیب سرخ  برای دست چلاق خوبه ؟!

مگه کاشونه که کپه با فعله است ؟

ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشکل !

ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میکرد یکعباسی میداد میرفت حموم !

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم --- تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال . [[ سعدی ]]

من از بیگانگان هرگز ننالم --- که با من هر چه کرد آن آشنا کرد .  [[ حافظ]]

من کجا و خلیفه در بغداد !

من میگم نره تو میگی بدوش !

من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف !

من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش --- چون بفکر سوختن افتاده ای مردانه باش . [[ مرتضی قلیخان شاملو]]

من نوکر حاکمم نه نوکر بادنجان !

موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را !

موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست !

موش چیه که کله پاچش باشه !

موش زنده بهتر از گربه مرده است !

موش به همبونه ( انبار) کار نداره همبونه به موش کار داره !

موش و گربه که با هم بسازند دکان بقالی خراب میشه !

مهتاب نرخ ماست را میشکنه !

مهره مار داره !

مه فشاند نور و سگ عوعو کند --- هر کسی بر طینت خود می تند !  [[ مولوی ]]

مهمون باید خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گریه کنه !

مهمون تا سه روز عزیزه !

مهمون خر صاحبخونه است !

مهمون که یکی شد صاحبخونه گاو میکشه !

مهمون مهمون و نمیتونه ببینه صاحبخونه هر دو را !

مهمون ناخونده خرجش پای خودشه !

مهمون هر کی ، و در خونه هر چی !

میون حق و باطل چهار انگشته !

میون دعوا حلوا خیر نمی کنند !

میون دعوا نرخ معین میکنه !

می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مکن  !

میخوای عزیز بشی یا دور شو یا کور شو !

میراث خرس به کفتار میرسه !

میراث خوار بهتر از چشته خوره !

میوه خوب نصیب شغال میشه !

میهمان راحت جان است و لیکن چو نفس --- خفه سازد که فرود آید و بیرون نرود !






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:12 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

**ک**

کاچی بهتر از هیچی است !

کار از محکم کاری عیب نمیکنه !

کار بوزینه نیست نجاری !

کار خر و خوردن یابو !

کارد، دسته خودشو نمی بره !

کار نباشه زرنگه !

کار، نشد نداره !

کار هر بز نیست خرمن کوفتن --- گاو نر میخواهد و مرد کهن .

کاری بکن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه کباب !

کاسه گرمتر از آش !

کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید !

کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده !

کاشکی را کاشتند سبز نشد !

کاشکی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد !

کافر همه را بکیش خود پندارد !

کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته !

کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده !

کاه پیش سگ، استخوان پیش خر !

کاه را در چشم مردم می بینه کوه را در چشم خودش نمی بینه !

کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد !

کباب پخته نگردد مگر به گردیدن !

کبکش خروس میخونه !

کپه هم با فعله است ؟!

کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه !

کج میگه اما رج میگه !

کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد !

کچل نشو که همه کچلی بخت نداره !

کچلیش، کم آوازش !

کدخدا را ببین ، ده را بچاپ !

کرایه نشین، خوش نشینه !

کرم داران عالم را درم نیست --- درم داران عالم را کرم نیست !

کرم درخت از خود درخته !

کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم ؟!

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ! (( هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !

کسی دعا میکنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه !

کسی را در قبر دیگری نمی گذارند !

کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه !

کسی که از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره !

کسی که را مادرش زنا کنه، با دیگران چها کنه !

کسی که منار میدزده ، اول چاهش را میکنه !

کسی که خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه !

کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد !

کفاف کی دهد این باده بمستی ما --- خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما .

کف دستی که مو نداره از کجاش میکنند ؟!

کفتر صناری،  یاکریم نمیخونه !

کفتر چاهی جاش توی چاهه !

کفشات جفت ، حرفات مفت !

کفشاش یکی نوحه میخونه، یکی سینه میزنه !

کفگیرش به ته دیگ خورده !

کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت !

کلاغ از وقتی بچه دار شد ، شکم سیر بخود ندید !

کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما !

کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما !

کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت !

کلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من  جراحم !

کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه !

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !

کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره !

کلاه کچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود !

کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را !

کلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است ای برادر این نه جنگ است .

کله اش بوی قرمه سبزی میده !

کله پز برخاست سگ جایش شنست !

کله گنجشکی خورده !

کمال همنشین در من اثر کرد --- وگر نه من همان خاکم که هستم .  [‌[ سعدی]]

کم بخور همیشه بخور !

کمم گیری کمت گیرم  - نمرده ماتمت گیرم !

کنار گود نشسته میگه لنگش کن !

کند همجنس با همجنس پرواز ! (( کبوتر با کبوتر باز با باز ...))

کنگر خورده لنگر انداخته !

کور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا !

کور خود و بینای مردم !

کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه !

کور را چه به شب نشینی !

کور کور را میجوره آب گودال را !

کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست !

کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد !

کوزه خالی، زود از لب بام میافته !

کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره !

کوزه نو آب خنک داره !

کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره !

کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد !

کوسه و ریش پهن !

کو فرصت ؟!

کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه !

کوه ، موش زائیده !


**گ**

گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه !

گاو پیشانی سفیده !

گاوش زائیده !

گاو نه من شیر !

گاه باشد که کودک نادان --- بغلط بر هدف زند تیری !

گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره !

گدارو که رو بدی صاحبخونه میشه !

نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت  ----  هر طفل نی سوار کند تازیانه اش ! [‌[ صائب]]

گذر پوست به دباغخانه میافته !

گر بدولت برسی مست نگردی مردی !

گر بری گوش و گر زنی دمبم --- بنده از جای خود نمی جنبم !

گربه برای رضای خدا موش نمیگیره !

گربه تنبل را موش طبابت میکنه !

گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده !

گربه را دم حجله باید کشت !

گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت میزنه !

گربه را گفتند : گهت درمونه خاک پاشید روش !

گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میکنه !

گربه شب سموره !

گربه شیر است در گرفتن موش --- لیک موش است در مصاف پلنگ !

گربه مسکین اگر پر داشتی  ---  تخم گنجشک از زمین بر داشتی !

گر تو بهتر میزنی بستان بزن !

گر تو قرآن بدین نمط خوانی --- ببری رونق مسلمانی را ! ‌[[ سعدی]] 

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند ... )) ‌[[ حافظ]]

گر جمله کائنات کافر گردند --- بر دامن کریاش ننشیند گرد !

گر حکم شود که مست گیرند ---  درشهرهر آنچه  هست گیرند !

گر در همه دهر یک سر نیشتر است  ---  بر پای کسی رود که از همه درویشتر است !

گر در یمنی چو با  منی پیش منی --- ور پیش منی چو بی منی در یمنی !

گرد نام پدر چه میگردی ؟ --- پدر خویش باش اگر مردی ! ‌[[ سعدی]]

گرز به خورند پهلوون !

گر زمین و زمان بهم دوزی  ---  ندهندت زیاده از روزی !

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازیم !

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟!

گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده !

گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد !

گفت پیغمبر که چون کوبی دری --- عاقبت زآن در برون آید سری !

گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر کند یا خاک گور !‌[[ سعدی]]

گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر کند یا خاک گور !‌[[ سعدی]]

گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت کرده اند . گفت : بمن چه ؟!

گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم !

گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد!

گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا که همچین ساخته اند که دارند منو از وسط بر میدارند !

گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا که همچین ساخته اند که دارند منو از وسط بر میدارند !

گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !

گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور !

گل زن و شوهر را از یک تغار برداشته اند !

گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم !

گنج بی مار و گل بی خار نیست  ---  شادی بی غم در این بازار نیست ! ‌[[ مولوی]]

گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره !

گنجشک با باز پرید افتاد و ماتحتش درید !

گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یکیش صد تومنه !

گندم از گندم بروید جو ز جو ! ((‌ از مکافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوی]]

گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند !

گوساله بسته را میزنه !

گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه !

گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه !

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من  ---  آنچه البته بجائی نرسد فریادست !  ‌[[ یغمای جندقی]]

گوشت جوان لب طاقچه است !

گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد !

گوشت را از بغل گاو باید برید !

گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیکشم !

گوهر پاک بباید که شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]]

گه جن خورده !

گیرم پدر تو بود فاضل  ---  از فضل پدر تو را چه حاصل !  ‌[[ نظامی]]

گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار ---  کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]]

گیسش را توی آسیا سفید نکرده !


**ل**

لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها !

لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره !

لب بود که دندون اومد !

لر اگر ببازار نره بازار میگنده !

لقمان حکیم را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان ! [[گلستان سعدی]]

لگد به گور حاتم زده !

لولهنگش آب میگیره !

لیلی را از چشم مجنون باید دید !






تاریخ : یکشنبه 93/5/12 | 10:12 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
<      1   2   3   4      >
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بی بی مارکت
  • ttp://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">