سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.
تاریخ : سه شنبه 91/12/22 | 7:17 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

میلیاردرهای زیر 40 سال جهان

سال‌های سال اغلب هم‌نسل‌های ما عنوان ثروتمندترین فرد جهان را با نام «بیل گیتس» به خاطر می‌آوردند. حالا اما اوضاع کمی تغییر کرده است.

هر چند بنیانگذار بزرگ‌ترین شرکت نرم‌افزاری جهان همچنان به عنوان یکی از اعضای پروپا قرص فهرست ثروتمندترین مردم جهان شناخته می‌شود، اما نسل جدیدی از ثروتمندان در حال رشد است که مهم‌ترین مشخصه‌ آنها سن و سال پایین و کم است

تازه ترین فهرستی که مجله فوربس از ثروتمندترین جوانان جهان در سال 2013 منتشر کرده است، نام های گوناگونی را از آمریکا تا آسیا در خود جای داده است.

1. داستین موسکویتز

ثروت خالص: 3/8 میلیارد دلار

سن: 28 سال

هم اتاقی پیشین زاکربرگ و یکی از بنیانگذاران فیسبوک حالا دیگر در این شبکه اجتماعی کار نمی کند، اما کماکان از ثروتمندترین افراد در جهان است.

2. مارک زاکربرگ

ثروت خالص: 13/3 میلیارد دلار

سن: 28

تنها 8 روز ار هم اتاقی سابقش بزگتر است. مدیرعامل فعلی محبوبترین شبکه اجتماعی جهان در اوج جوانی با ایده این شبکه اجتماعی به ثروت هنگفت فعلی رسیده است.

3. آلبرت وون تارن اوند تاکسیز

سن: 29 سال

ثروت خالص: 1/5 میلیارد دلار

اولین بار نام او در 8 سالگی در فهرست ثروتمندان فوربس قرار گرفت، اما به طور رسمی در سن 18 سالگی وارد این لیست شد.

حضور او در این لیست به لطف ارثی است که به وی رسیده است. آلبرت راننده رالی در آلمان است.

4. اسکات دانکن

ثروت خالص: 5/1 میلیارد دلار

سن: 30 سال

او هم از آن میلیاردرهایی است که ثروتش را به لطف ارثی که از پدر به ارث رسیده، بدست آورده است.

5. ادورادو ساورین

ثروت خالص: 2/2 میلیارد دلار

سن: 30 سال

یکی دیگر از بنیانگذاران فیسبوک است. زمانی با اتهام عدم پرداخت مالیات مواجه شد.

وی حالا در سنگاپور زندگی می کند و در همین کشور کوچک اما زیبا هم سرمایه گذاری هایی انجام داده است.

6. هویان یانگ

ثروت خالص: 5/7 میلیارد دلار

سن: 31 سال

خانم یانگ یکی از ثروتمندترین زنان چینی و دختر یکی از موسسان یک شرکت املاک و مستغلات بسیار بزرگ در چین است.

7. فهد حریری

ثروت: 1/35 میلیارد دلار

سن: 32 سال

فهد حریری، جوانترین پسر رفیق حریری، نخست وزیر ترور شده و پیشین لبنان است. او یک استودیوی طراحی داخلی راه انداخت و به عربستان صادر می کرد.

8. ماری بسنیر بیوالت

ثروت خالص: 1/5 میلیارد دلار

سن: 32 سال

او هم ثروتش را به همراه خواهر و برادرانش به ارث برده است. وی از جمله وارثان یک شرکت لبنیات مشهور در فرانسه است.

9.  سین پارکر

ثروت خالص: 2 میلیارد دلار

سن: 33

او اولین مدیر فیسبوک در 24 سالگی بود. این کارآفرین آمریکایی که رئیس موسسان فیس بوک بود، شرکت هایی چون نپ استار را تاسیس کرد. وی یک تاجرم موفق در عرصه تکنولوژی است.

10. ایمان حریری

فرزند دیگر رفیق حریری، رئیس جمهور فقید و پیشین لبنان، هم مثل برادرش در لیست ثروتمندان جوان قرار گرفته است. وی که رئیس هیئت مدیره شرکت عربستانی اوگر فعال در زمینه ساخت و ساز، مخابرات و املاک و مستغلات است، به لطف ارثی که پدر برایش باقی گذاشته پول پارو می کند.






تاریخ : دوشنبه 91/12/21 | 8:14 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

منتخبی از عکس های معروف زیبا و دیدنی



















تاریخ : دوشنبه 91/12/21 | 7:48 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

چطو یک ازدواج موفق داشته باشیم؟

پژوهش ها نشان می دهد، که با ثبات ترین ازدواج ها آن است که زن وشوهر بیش ترین شباهت ها را با هم داشته باشند. بعضی از روانشناسان شباهت های بین زوجین را در حکم سپرده بانکی مشترک تلقی کرده و اشاره می کنند. اگر میزان سپرده بانکی شما کم تر باشد در مقابل بحران اقتصادی و اجتماعی بهتر می توانید مقاومت و احساس امنیت کنید. در غیر این صورت دچار مشکل می شوند. این تشبیه نشان می دهد هر چه قدر میزان تشابه بین زوجین بیشتر باشد کمتر دچار بحران می شوند.

تشابه در ازدواج

چه تشابه هایی لازم است؟

- هوش: اگر هوش زن وشوهر به یک اندازه باشد رابطه زناشویی آنان با گرفتاری کم تری روبرو می شود.

- ارزش ها: لازم است که زن و شوهر به بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلا: مهم است زن و شوهر از نظر معنوی و یا درک اقتصادی اختلاف نظر زیادی نداشته باشند.

- علائق: اگر زن وشوهر در بسیاری از زمینه ها علائق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین خواهد شد.

با این حال زن و مرد ذاتا با همدیگر تفاوت هایی دارند که شناخت این تفاوت ها می تواند باعث شود طوری رفتار کنند که با هم به اختلاف نخورند. تفاوت های میان زن و مرد تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوتها ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی و بعضی نشأت گرفته از عوامل اجتماعی و فرهنگی و باید در ازدواج و زندگی مشترک به آن توجه کرد.

ازجمله:

1- دیدگاه زنان و مردان نسبت به مسائل جنسی کاملاٌ متفاوت است: این تفاوت ریشه نسبی دارد. رابطه جنسی در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده ولی در مردها بیشتر جنبه فیزیولوژیکی دارد.

2- برای مردان استقلال اهمیت بسیاری دارد: آنها می خواهند در مورد مسائل مالی معملات و سایر موارد مشابه مستقل باشند. و مخالفت همه و عدم توجه وی به این نکته می تواند مشکلات و موانعی را در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به استقلالش لطمه خورده است.

3- زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند: چنانچه حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته به شدت آزرده شده و واکنش های شدید عاطفی نشان می دهد.

4- مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است: با مراجعه به فرهنگ های مختلف در جوامع گوناگون خواهیم دید که مردها به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است. البته، این مسئله را باید جدا از تبعیض جنسی میان زن ومرد به حساب آورد. در خانواده ها که زن بدون نظر خواهی و مشورت همسرش درباره ی مسائل خانوادگی تصمیمی اتخاذ می کند با این که قدرت اول خانواده است، مشکلات زیادی مشاهده می شود. البته این که مردها قدرت اول خانواده باشد به این معنا نیست که مرد همانند یک دیکتاتور عمل کند بلکه منظور نقش مدیریتی است.

5- صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است: زنان با دور هم جمع شدن و حرف زدن بسیاری از نگرانی ها و اضطرابها و ناراحتی های خود را تخلیه می کنند و تمایل به ارتباطات اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است. چنانچه درک و آگاهی زن ومرد به این خصوصیات ضعیف باشد، مطمئاٌ آنها را دچار سوء تفاهم های جدی در زندگی مشترک می کند.

6- نگاه مردان به مسائل کلی تر است : مردها معمولاٌوارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند در حالی که زنها به عمق مسائل و اجزای ریز در ارتباطات توجه زیادی دارند و این خصوصیت زن و مرد باعث می شود، که زن تصور کند که مرد درباره بسیاری از مسائل بی دقت است و مرد نیز تصور کند که همسرش فردی حساس و ریز بین است.

7- زن ها عاطفی تر از مردها هستند: تفاوت عمده بین زن ومرد عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زنها از مردها دارند. مثلاٌ زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج، تاریخ تولد و مانند آن را به یاد دارد وقتی با شوهری روبرو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا است نخستین احساسش این است همسرش نسبت به او بی علاقه است و ادامه چنین تفکرات منفی در مدت زمان اندک موجب سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترک می شود. لذا آگاهی از این نکات ضمن آنکه از ناراحتی های بسیار زیادی جلوگیری می کند. احساس توانایی و مهارت زندگی مشترک را در شخص رشد می دهد.

با تفاوت ها چه کنیم؟

چیزی که تحمل تفاوت ها را ساده تر می کند، همدلی است. یعنی پذیرفتن این که تنها زاویه دید شما مهم نیست و باید گاهی دنیا را از چشم همسر خود ببینید. همدلی با افراد مهارت خاصی می خواهد. همدلی به معنی توانایی درک و فهم احساسات دیگران است، به طوری که فرد بتواند خود را به جای دیگران بگذارد. از دید او به موضوع نگاه کند و احساسات او را درک کند. همدلی به معنی تایید   رفتارهای فرد مقابل نیست بلکه فقط به این معنی است که او و شرایط او را درک می کنیم.

همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی با افراد کمک می کند گاهی افراد به اشتباه تصور می کنند تفاهم به این معنی است که با فرد مقابل کاملاٌ هم فکر و هم عقیده باشیم در حالی که چنین تصوری از پایه اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی توان دو نفر را یافت که شبیه هم باشند اختلاف در دیدگاه ها، علائق ها، آرزوها، سلیقه ها، امری طبیعی و عادی است.

حرف زدن همسران

اصول مهارت همدلی

1- به صحبت های دیگران خوب گوش کنید.

2- با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید.

3- به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

4- خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

5- در همدلی با طرف مقابل از جمله های قاطع استفاده نکنید.

اثرات همدلی

1) عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.

2) در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.

3) فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.

4) موجب اخذ تصمیم های صحیح تر می شود.

5) از بسیاری تعارضات و سوء تفاهم ها جلوگیری می کند.

6) همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.

7) در تحکیم روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.

8) احساس آرامش و قوه ی ادارک فرد را افزایش می دهد.

9) موجب افزایش اعتماد به نفس می شود.

10) زمینه شناخت بهتر و بیشتر از دیگران را فراهم می آورد.

11) روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.

12) امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.

13) میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.

14) بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند.

منبع: خراسان، گفتگوی دینی






تاریخ : یکشنبه 91/12/20 | 10:12 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

با این درد چه کنیم؟

سردرد
شاید به جرات بتوان گفت که کمتر فرد بزرگسالی وجود داشته باشد که حداقل یکبار در زندگی خود دچار سردرد نشده باشد.
 
البته بسیاری از افراد نیز هستند که معمولا دچار سردرد می‌شوند. اما نباید فراموش کرد که سردرد انواع مختلفی دارد و بسیاری از آنها گذرا و زودگذر هستند اما برخی متاسفانه زندگی معمولی افراد را مختل می‌نمایند. اگرچه سردرد چه از نوع خفیف و چه از نوع شدید آن زجرآور است اما سردرد‌های متوالی مانند میگرن می‌توانند تهدید کننده سلامت روحی و روانی فرد نیز باشند.
آلودگی هوا

عوامل متعددی در ایجاد سردرد نقش دارند. از شا‌یع‌ترین این عوامل می‌توان به آلودگی هوا، کم خوابی یا بدخوابی، مسمومیت با منواکسیدکربن، کاهش یا افزایش فشارخون، تغییرات آب و هوایی و ارتفاع،‌ استرس، آلرژی، آلودگی‌های صوتی، امواج الکترومغناطیسی، عفونت‌های ویروسی و بسیاری از فاکتورهای دیگر اشاره نمود. برای رهایی از سردرد روش‌های متعددی وجود دارد که بسیاری از آنها دارویی است و همانطور که ممکن است در کاهش سردرد مفید باشد ممکن است دارای عوارض متعددی نیز باشد. بنابراین روش‌های جایگزین از طرفداران بیشتری برخوردار است. در واقع برای درمان یا کاهش علائم سردرد بهتر است ابتدا نوع سردرد و علت آن مشخص شود و سپس پروسه درمان شروع شود. برای مثال کسی که به خاطر افت قند خون دچار سردرد می‌شود کافی است با دریافت یک مقدار غذا بویژه از گروه نان وغلات سردرد را برطرف نمود. بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب دچار سردرد می‌شوند که معمولا ناشی از افت قند خون است. این افراد با پرهیز از دریافت قند‌های ساده قبل از خواب و مصرف کافی نان و غلات کامل به همراه مقادیر کافی پروتئین می‌توانند از افت قند خون صبحگاهی جلوگیری و متعاقب آن از سردرد رهایی یابند. بسیاری از سردرد‌های دیگر نیز می‌توان با ریشه‌یابی صحیح اقدام به مداخله به موقع و مناسب از وقوع آنها پیشگیری یا علائم آنها را کاهش داد.
شایع ترین سردرد

اما شایع‌ترین سردردها مربوط به بیماری میگرن می‌شود که معمولا در فاز حمله فرد را به مدت 4 تا 72 ساعت دچار سردرد متوسط یا شدید می‌نماید. در واقع میگرن ناشی از تغییر قطر عروق به خاطر انبساط شدید عروق مغزی ایجاد می‌شود. علائم میگرن تنها به سردرد ختم نمی‌شود بلکه تهوع، تغییرات بینایی، اشکال در گفتار، ضعف یا کرختی در قسمتی از بدن، احساس مورمور و سوزش این بیماران را آزار می‌دهد. اگرچه علل واقعی میگرن کاملا شناخته نشده است اما بدون شک فاکتورهای ژنتیکی بیشترین نقش را در ایجاد میگرن دارند. با این حال با توجه به نقش عوامل محیطی در تشدید یا کاهش درد‌های میگرنی این عوامل نیز مورد توجه دانشمندان قرار گرفته اند. مهمترین فاکتورهای محیطی عبارتند از فاکتورهای غذایی، هورمونی و استرس.
تغذیه نادرست

بدون شک کسانی که با مشکل میگرن مواجهه هستند متوجه شده‌اند که تغذیه نادرست و یا مصرف برخی مواد غذایی در ایجاد و یا تشدید درد‌های میگرنی نقش دارد. اگرچه اطلاعات صحیح و علمی در این زمینه محدود می‌باشد اما مطالعات انجام گرفته در این زمینه بیانگر این اصل کلی است که گرسنگی و حذف وعده عمده‌ترین علت شروع یا تشدید علائم در این بیماران است. برخی مطالعات نشان داده‌اند که کاهش دریافت چربی‌ها می‌تواند شدت و تکرر سردرد‌های میگرنی را کاهش دهد. پنیر، شکلات،‌ افزودنی‌ها و چاشنی‌ها و همچنین مغزها از شایع‌ترین مواد غذایی هستند که افراد ارتباط مصرف آنها با علائم میگرنی را گزارش کرده‌اند. کم آبی و در یافت ناکافی مایعات از دیگر عوامل موثر گزارش شده است. همچنین مصرف مشروبات الکلی با تشدید علائم بیماری در ارتباط بوده است. برخی از مطالعات نیز به تاثیر مصرف کافئین که معمولا در قهوه، چای، نوشابه‌ها و بسیاری از شکلات‌ها وجود دارد بر ایجاد علائم بیماری میگرن اشاره نموده‌اند. دریافت غذاهای صنعتی بویژه آنهایی که حاوی مقادیر بالای قند‌های تصفیه شده هستند ممکن است اثر نامطلوبی بر علائم میگرن داشته باشند.
نقش موادغذایی

با این وجود مواد غذایی دیگری نیز ممکن است در ایجاد و یا تشدید علائم این بیماری نقش داشته باشند اما اثرات آنها کمتر مورد بررسی قرار گرفته شده‌اند. از مهمترین این مواد می‌توان به غذاهای آلرژن مانند بادام زمینی، مرکبات، ماهی دودی، لبنیات بویژه پنیر کهنه، موز، انجیر  و یا مواد دیگری مانند جگر مرغ، انجیر، بعضی از انواع حبوبات، مغزها، میوه‌هایی مثل آواکادوو موز همچنین پیاز، غذاهای فرآوری شده گوشتی حاوی نیترات (مثل همبرگر، سوسیس، کالباس، گوشت دودی شده )، غذاهای با چربی اشباع شده و تخمیرشده، ترشی یا غذاهای خوابانده شده در ترشیجات و آبلیمو اشاره نمود. نکته‌ای که نباید فراموش نمود این است که با توجه به تفاوت‌های فردی ممکن است برخی از این مواد در بعضی افراد ایجاد کننده یا تشدید کننده علائم باشد اما در برخی دیگر اینگونه نباشد.
منبع : salamatnews.com






تاریخ : یکشنبه 91/12/20 | 9:0 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند...

"خانه‌هایی که دیوار‌هایش سه ذرع یا پنج ذرع ارتفاع دارد و تمام منفذ این خانه‌ها منحصر به یک در است که آن‌هم توسط دربان محفوظ است. در زیر یک زنجیر اسارت و یک فشار غیرقابل محکومیت، [زنان ایرانی] اغلب سر و دست‌شکسته، بعضی با رنگ زرد پریده، برخی گرسنه و برهنه، قسمی در تمام شبانه‌روز، منتظر و گریه‌کننده."

این تصویری است که تاج السلطنه، دختر ناصرالدین شاه از زندگی زنان آن دوره ترسیم می‌کند. او که فکر می‌کرد بهتر از پدر و برادرانش حکومت‌داری می‌داند، آرزو داشت روزی از پشت پرده حرم بیرون آید، وزیر و وکیل شود و در دنیای مردانه حرفش را بزند.

بعد از یک قرن، بسیاری از رویاهای تاج السلطنه محقق شده است. این آروز‌ها، همچنان آرزو می‌ماند اگر زنان و مردان بسیاری برای به دست آوردنش عمر و جان فدا نمی‌کردند.

این مجموعه نگاهی است به زندگی 10 زن نامدار از میان زنان قاجار تا انقلاب که از جامعه خود جلو‌تر بودند، یا نگاه به زنان و نقش آنان را در جامعه تغییر دادند.

قره العین

طرحی بر اساس چهره طاهره

طاهره قره‌العین

شاعر و عالم مذهبی
تولد 1193 یا 1196 خورشیدی در قزوین
اعدام 1231 در تهران 

فاطمه زرین‌تاج برغانی قزوینی مشهور به طاهره و قره‌العین? شاعر و عالم مذهبی، سال 1231 خورشیدی در ایران اعدام شد. گفته می‌شود او اولین زنی است که به جرم افساد فی‌الارض در ایران اعدام شده است.

طاهره در یک خانواده شیعه در قزوین به دنیا آمد. پدرش از روحانیان مشهور قزوین بود. همراه خواهرش در کودکی مقدمات علوم، فقه، اصول، کلام و ادبیات عرب را از پدر آموخت؛ در حالی که در ایران نه تنها زنان که اکثریت جامعه مردان هم بی‌سواد بودند.

او با عموزاده خود ازدواج کرد که پسر یکی از مجتهدان مشهور مکتب اصولی بود. در آن ایام که بین علمای شیخیه و اصولی اختلاف و رقابت زیادی وجود داشت، طاهره قره‌العین جذب شیخیه شد. تا جایی که برای دیدار با سید کاظم رشتی، بالا‌ترین مقام مکتب شیخیه آن زمان به کربلا رفت. لقب قره‌العین صفتی است که سید رشتی به طاهره داد.

بعد از مرگ کاظم رشتی، قره‌العین از پشت پرده به طلاب او درس می‌داد. گرایش او به شیخیه سبب خشم پدر و عمویش شد که از بزرگان مکتب اصولیون بودند.

او در ‌‌نهایت بر اساس روایت‌ها به مذهب باب گروید و جز حروف حی یعنی نخستین 18 نفری شد که به علی محمد باب ایمان آوردند. در راه بازگشت از عراق به ایران در شهرهای مختلف برای مذهب باب، تبلیغ می‌کرد.

مرداد ماه 1227 شمسی در محلی به نام بدشت واقع در چند کیلومتری شاهرود، گردهمایی چند روزه‌ سران مذهب باب برگزار شد. روایت شده که آنجا طاهره قره‌العین هنگام سخنرانی از پشت پرده بیرون می‌آید و روبنده را کنار می‌زند. این کار باعث غوغایی در میان پیروان باب می‌شود.

بعد از واقعه بدشت به دنبال تعقیب مأموران حکومت ناصرالدین شاه? مدتی مخفیانه زندگی کرد تا اینکه در ‌‌نهایت به اتهام کشتن محمدتقی برغانی، عموی روحانی خود دستگیر شد. حکومت می‌گفت سوء قصد به جان محمدتقی برغانی به دستور و تحریک طاهره صورت گرفته است.

طاهره که همسرش او را طلاق داده و از بچه‌هایش جدا مانده بود? حدود سه سال در خانه‌ای در تهران زندانی ماند. تا اینکه بعد از سوء قصد چند پیرو باب به جان ناصرالدین شاه? و صدور فرمان قتل بابی‌ها? طاهره را در باغ ایلخانی تهران مخفیانه، خفه یا اعدام کردند.

در کنار روایت‌های غالب از گرایش او به مذهب باب چند روایت دیگر هم وجود دارد که می‌گوید او گرچه از پیروان شیخیه بود، اما هیچ‌گاه بابی نشد و در زمان مرگ به مذهب شیعه درگذشت. هنگام مرگ بین 35 تا 38 سال داشت.

بی بی استر آبادی

معایب الرجال، سایت دانشگاه هاروارد
بی‌بی خانم استرآبادی

نویسنده و طنزنویس
تولد 1236 خورشیدی، استرآباد گرگان
مرگ سال1300 

بی‌بی فاطمه استرآبادی معروف به بی‌بی‌خانم استرآبادی از نخستین زنانی بود که در عصر مشروطه با امضای زنانه بی‌بی در نشریه‌های مشروطه مانند حبل‌المتین و تمدن مقاله می‌نوشت.

مادر بی‌بی خانم? ملاباجی یا معلم مکتب‌خانه دخترانه دربار قاجار بود.

او قلم تند و طنزآمیزی داشت. چند سال بعد از آنکه رساله تأدیب نسوان با قلمی نا‌شناس چاپ شد? او رساله معایب الرجال را نوشت که طنزی بود در پاسخ به مقاله تأدیب نسوان.

او در این کتاب درباره روابط زنان با شوهرانشان در خانه توصیه‌هایی را مطرح می‌کند.

در بخش دوم معایب الرجال نوشته است: "زخم زبان بد‌تر از زخم سنان است. حق است این سخن، حق نشاید نهفت. آنچه زخم زبان کند با مرد? هیچ شمشیر جان ستان نکند. اما از روی انصاف در هیچ عهد و زمانی و در هیچ زمین و مکانی به کسی مثلاً شده است که گفته باشد قربانت بگردم، او در جواب بگوید زهرمار؟ تا مرد خود صد مرتبه زخم زبان به زن چندان نزند و زن را ملجاء نکند، زن یک مرتبه جواب زشت ندهد. جواب هر جفنگی یک جفنگ است، کلوخ انداز را پاداش سنگ است!""

خانم استرآبادی اولین مدرسه دخترانه تهران را با نام مدرسه دوشیزگان در سال 1285 شمسی هم‌زمان با انقلاب مشروطه تأسیس کرد. این مدرسه در خانه شخصی بی‌بی‌خانم برپا شد.

با کودتا علیه مشروطه و به دنبال فضای بسته سیاسی? برخی از افراد که مخالف تحصیل زنان بودند? مدرسه را مرکز فساد خواندند و به آن حمله کردند.

از خاطرات افضل وزیری دختر بی‌بی‌خانم نقل شده است که یکی از روحانیان در حرم شاهزاده عبدالعظیم بر سر منبر گفته بود "بر این مملکت باید گریست که در آن دبستان دوشیزگان باز شده است."

در ادامه فشار‌ها برای بسته شدن مدرسه دوشیزگان? خانم استرآبادی نزد وزیر معارف می‌رود. وزیر معارف به او می‌گوید نام مدرسه را از دوشیزگان تغییر بدهد و فقط به دختران 4 تا 6 ساله آموزش بدهد. به ناچار بی‌بی خانم برای باز نگه داشتن مدرسه این شرط‌ها را اجرا می‌کند.
او در تمام عمر به دنبال تربیت? آموزش و تعلیم حقوق زنان ایران بود.

نجم السلطنه

نجم‌السلطنه و فرمانفرما، عکس از سایت دنیای زنان در عصر قاجار

ملک تاج نجم‌السلطنه

اشرافی نیکوکار
تولد 1232 خورشیدی
مرگ 1311 خورشیدی

ملک تاج، ملقب به نجم السلطنه یکی از دختران فیروز میرزا، پسر عباس میرزای نایب السلطنه بود. او سال 1232 خورشیدی، شش سال بعد از آغاز سلطنت ناصرالدین شاه متولد شد.

سه بار ازدواج کرد و هر سه بار بیوه شد. منصوره اتحادیه در کتاب «زنانی که زیر مقنعه کلاهداری نموده‌اند» می‌نویسد تربیت کودکان خردسال و اداره امور مالی از او زنی مصمم، فعال و پرجرأت ساخت.

نامه‌های به جای مانده از او به برادرش عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نخست‌وزیر ایران، بخشی از روابط اجتماعی و سیاسی دربار را آشکار می‌کند. نجم‌السلطنه مسائل و اخبار تهران را زمانی که برادرش به کرمان رفته بود، برای او تشریح می‌کرد.

در یکی از نامه‌هایش به عبدالحسین میرزا فرمانفرما درباره قرض از روسیه نوشته است "برادر، مردم چه کار دارند دولت پول دارد یا ندارد، رضای میل آن را می‌کنند، مثل شما‌ها راه نمی‌روند که دو سفر خواست برود به انواع اقسام موقوف کردید..."

منصوره اتحادیه در کتابش می‌نویسد نگاه انتقادی او، در پسرش محمد مصدق هم نفوذ کرده بود. محمد مصدق حاصل ازدواج دوم نجم‌السلطنه بود.

هر چند نجم السلطنه مانند بسیاری دیگر از زنان هم دوره‌اش زیر سایه مردان اطرافش بود، اما باوجود زندگی سنتی و بسته، سعی کرد از این قالب خارج شود.

نام نجم السلطنه از راه موقوفه وارد تاریخ اجتماعی معاصر شهر تهران شد. او سال 1307 شمسی تصمیم گرفت در ملکی که از شوهر سوم به او رسیده بود، بیمارستانی تأسیس کند. این بیمارستان، به نام بیمارستان نجمیه، 15 آذر 1308 افتتاح شد.

نجم السلطنه بیشتر ثروت خود را وقف ساخت این بیمارستان کرد. بر اساس وقفنامه، نجم السلطنه نظارت بیمارستان نجمیه را پس از مرگش به جای آنکه به رسم معمول به پسرانش بسپارد، به دختر بزرگش واگذار کرد. پسرش محمد مصدق در همین بیمارستان درگذشت.

ستاره فرمانفرماییان، خواهر نجم السلطنه هم از زنان مشهور و تأثیرگذار قاجار بود. زنی که اولین مدرسه عالی مددکاری را در ایران تأسیس کرد.

زینب پاشا

تندیس و عکس زینب‌پاشا در موزه مشروطه تبریز

زینب پاشا

مبارز اجتماعی در تبریز
تولد نامعلوم
زندگی و مرگ در فاصله سال‌های 1230 تا 1300 خورشیدی

از جزئیات زندگی زینب پاشا پیش از جنبش تنباکو اطلاعات زیادی در دسترس نیست. گفته می‌شود که در خانواده‌ای روستایی و تهیدست در یکی از محله‌های قدیمی تبریز به دنیا آمد.

نام زینب معروف به دهباشی زینب یا زینب پاشا با شورش نان در تبریز و قیام علیه واگذاری امتیاز فروش تنباکو گره خورده است.

تابستان 1270 زینب پاشا در ناآرامی‌های تبریز نقش مهمی به عهده داشت. در جریان نهضت تنباکو بعد از بسته شدن بازار تبریز? مأموران با ارعاب و فشار دوباره دکان‌ها را باز می‌کنند. گفته می‌شود زینب پاشا که عادت داشت دو گوشه چادر را به کمر ببندند همراه عده‌ای دیگر از زنان با چوب و چماق وارد بازار می‌شوند و دکان‌ها را می‌بندند.

نوشین احمدی خراسانی در مقاله‌ای در نشریه بایا از زینب پاشا روایت کرده است که روزی در جمع تبریزی‌ها که از شرایط ناراضی بودند حاضر می‌شود و خطاب به جمع می‌گوید: "اگر شما مردان جراُت ندارید جزای ستم پیشگان را کف دستشان بگذارید، اگر می‌ترسید که دست دزدان وغارتگران را از مال و ناموس و وطن خود کوتاه کنید، چادر ما زنان را سرتان کنید و در کنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید، ما جای شما با ستمکاران می‌جنگیم."

اواخر دوره ناصرالدین‌شاه هم‌زمان با شورش نان در تهران و اعتراض زنان به ناصرالدین شاه? شماری از زنان تبریز هم به سرکردگی زینب پاشا اعتراض خیابانی کردند. در منابع مختلف گفته شده که در جریان درگیری‌ها چند زن کشته شدند.

زینب پاشا علاوه بر ساماندهی اعتراض خیابانی به انبارهای غله از جمله انبار والی آذربایجان حمله کرد. او گندم و آرد انبار‌ها را بین گرسنگان توزیع می‌کرد.

در هر دو ماجرای نهضت تنباکو و شورش نان در زمان ناصرالدین شاه زنان زیادی نقش آفرین و فرمانده اعتراض‌ها بودند، از جمله انیس‌الدوله در دربار ناصرالدین‌شاه و زنی دیگر به نام "رستمه" در زنجان. اما هنوز هم در تبریز وقتی می‌خواهند زنی با اقتدار را مثال بزنند می‌گوید "مثل دهباشی زینب یا زینب پاشا."

بی بی مریم بختیاری

بی‌بی مریم بختیاری

سردار بختیاری و حامی جنبش مشروطه
تولد 1253، اصفهان
مرگ1316

او از زنان تحصیل‌کرده زمان مشروطه بود که به حمایت از آزادی‌خواهان برخاست و حتی به تهران لشکرکشی کرد.

به واسطه زندگی در ایل بختیاری و پدرش که خان ایل بود تیراندازی و سوارکاری می‌دانست.
می‌گویند او از مشوقان اصلی برادرش علیقلی‌خان سردار اسعد برای فتح تهران بوده است. پیش‌تر در زمان استبداد صغیر، افراد ایل را به مبارزه علیه استعمار تشویق می‌کرده است.

قبل از فتح تهران? همراه سواران مخفیانه وارد پایتخت شد و شبانه روی سقف خانه‌ای که رو به روی مجلس بهارستان بود سنگربندی کرد تا بعد از ورود سردار اسعد بختیاری با قزاق‌ها بجنگند.

بعد از این ماجرا در ایل بختیاری به بی‌بی‌مریم، لقب سردار دادند.

او در خاطراتش درباره دلایل اینکه زنان در جامعه عقب مانده‌اند نوشته "... تمام بدبختی‌های ما از خودمان می‌باشد، زیرا که نه علم داریم و نه حقوق خود را می‌دانیم، اگر ما هم بدانستیم که برای چه خلقت شدیم، البته در اطراف حقوق خود جان فشانی‌ها می‌کردیم. ما حالا فکر می‌کنیم فقط برای رفع شهوت مرد‌ها خلق شده‌ایم یا برای اسارت و کنیزی خلق شده‌ایم. ما می‌توانستیم برای حقوق انسانی خود به تمام ملل عالم تظلم بکنیم و حقوق خود را برقرار بکنیم ... اما ما زن‌های ایرانی ابدا از عالم انسانیت خارجیم..."

بی‌بی مریم بختیاری از معدود زنان عصر مشروطه است که خاطرات زندگی خود را نوشته است.

منابع ایل بختیاری نقل کرده‌اند که سردار بی‌بی مریم بختیاری سال 1288 خورشیدی در جنگ آزادسازی اصفهان به همراه خواهرش بی‌بی لیلی فرماندهی یک ستون سواره نظام را به عهده داشته است.

سال 1295 هم که یک افسر آلمانی با سربازانش در کنار عشایر جنوب ایران علیه انگلیسی‌ها مبارزه می‌کرد، سردار مریم بهترین نیروهای خود را برای همراهی با او به تنگستان فرستاد.

گفته می‌شود که در دوران جنگ جهانی اول خانه او در اصفهان پناهگاهی بوده است برای فعالان سیاسی و فرهنگی مانند علی‌اکبر دهخدا? ملک‌الشعرا بهار و در مقطعی در سال 1299 پناهگاهی برای محمد مصدق.

سایه‌ای از زندگی پارتیزانی و مقاومت‌های بی‌بی مریم بختیاری، بعدها در سرنوشت فعالان چپ دیده می‌شد. زنانی مانند مریم فیروز و اشرف دهقانی که الگوی بسیاری از زنان چپ در ایران بوده‌اند.

صدیقه دولت آبادی

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

صدیقه دولت آبادی

روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان
تولد 1261 خورشیدی، اصفهان
مرگ 1340 خورشیدی، تهران

صدیقه دولت‌آبادی از فعالان حقوق زنان و پیشگامان روزنامه‌نگاری در ایران بود.

در خانواده‌ای تحصیل‌کرده در اصفهان به دنیا آمد. زبان عربی و فارسی را از شیخ محمد رفیع طاری فرا گرفت و درس‌های دیگر را تا سطح دیپلم با معلمان خصوصی ادامه داد. در بیست سالگی با اعتضاد الحکما ازدواج کرد و چند سال بعد از او جدا شد.

35 ساله بود که در اصفهان دبستان دخترانه "مکتبخانه شرعیات" را تاسیس کرد و بعد از آن انجمنی به نام "شرکت خواتین اصفهان" را بنا گذاشت. تقریبا تمام عمر خود را وقف تعلیم و تربیت دختران و ارتقای حقوق اجتماعی آن‌ها کرد.

این آغاز فعالیت‌های خانم دولت‌آبادی برای گسترش تعلیم و تربیت دختران و حقوق اجتماعی زنان بود که کمابیش تمام عمرش را وقف آن کرد. صدیقه دولت‌آبادی سال 1297 مجوز اولین نشریه زنان اصفهان را به نام "زبان زنان" را از وزارت معارف گرفت.

چندی بعد به دلیل انتقادهای تند نشریه از قرارداد 1919 وثوق‌الدوله? زبان زنان توقیف شد. خانم دولت‌آبادی بعد از توقیف? انتشار نشریه را در تهران شروع کرد.

او در نشریه‌اش حجاب زنان را نقد می‌کرد. صدیقه دولت‌آبادی هرچند از خانواده‌ای مذهبی بود، اما یک دهه پیش از کشف حجاب اجباری رضاشاه? حجاب از سر برداشته بود.

خانم دولت‌آبادی برای درمان از ایران خارج شد? در ‌‌نهایت به پاریس رفت و مدرک کار‌شناسی را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت.

زمانی که خارج از ایران بود در دهمین کنگره "اتحادیه بین المللی حق رأی زنان" شرکت کرد و اواخر سال 1306 به ایران بازگشت. مهرماه 1307 در وزارت معارف بخش تعلیم نسوان به او سپرده شد و سال بعد به مدیریت کل تفتیش مدارس نسوان منصوب شد.

صدیقه دولت آبادی مردادماه 1340 در اثر سرطان در تهران در گذشت. جمعی از فعالان حقوق زنان در ایران به پاس تلاش‌های خانم دولت آبادی برای جنبش زنان? سال 1383 جایزه و کتابخانه‌ای به نام صدیقه دولت‌آبادی تاسیس کردند.

مهرانگیز دولتشاهی

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

مهرانگیز دولتشاهی

اولین سفیر زن ایران
تولد 1296 خورشیدی، اصفهان
مرگ 30 مهر 1387، پاریس

مهرانگیز دولتشاهی اولین زن ایرانی بود که به عنوان سفیر ایران در کشوری دیگر منصوب شد.

او سال 1296 خورشیدی در خانواده‌ای تحصیل‌کرده به دنیا آمد. مادرش از اقوام صادق هدایت بود و پدرش از مشاوران رضاشاه. برای تحصیل به آلمان رفت و با دکترای علوم اجتماعی به ایران بازگشت.

سال 1325 در سازمان خدمات اجتماعی و انجمن حمایت از زندانیان مشغول به کار شد و در همین ایام "جمعیت راه نو" را تاسیس کرد.

این گروه اولین نمایشگاه بین المللی "فعالیت زن" را با شرکت 30 کشور آسیایی و اروپایی در ایران برگزار کرد.

سه دوره به عنوان نماینده کرمانشاه در مجلس شورای ملی حضور داشت. در دوران نمایندگی از طراحان "قانون حمایت خانواده" بود که حق طلاق را برای زنان به رسمیت می‌شناخت. و همچنین داشتن همسر دوم را مشروط به اجازه همسر اول می‌کرد.

مهرانگیز دولتشاهی بخش عمده‌ای از عمر خود را صرف بهبود زندگی زنان ایرانی کرد. از جمله فعالیت‌هایش تلاش برای آموختن سواد به زنان جنوب شهر تهران بود.

خانم دولتشاهی سال 1354 به عنوان اولین سفیر زن، عازم سفارت ایران در دانمارک شد و تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی به این ماموریت ادامه داد.

رضا قاسمی از سفیران ایران پیش از انقلاب اسلامی می‌گوید که این انتصاب از تبعات انقلاب سفید محمد رضا شاه بود که در جریان آن از برابری حقوق زن و مرد نیز سخن می‌گفت.

به گفته آقای قاسمی در دوره ماموریت خانم دولتشاهی در دانمارک بسیاری از رسانه‌های اروپایی به آن واکنش مثبت نشان می‌دادند.

خانم دولتشاهی پس از انقلاب راهی پاریس شد و تا هنگام مرگ در این شهر اقامت داشت.

کتاب «جامعه، دولت و جنبش زنان ایران» یکی از آخرین نوشته‌های خانم دولتشاهی است.

قمر الملوک وزیری

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

قمرالملوک وزیری

خواننده
تولد 1284 خورشیدی، قزوین
مرگ 14 مرداد 1338

قمرالملوک وزیری با اسم اصلی قمرخانم سید حسین‌خان، یک سال پیش از صدور فرمان مشروطیت در سال 1284 خورشیدی در قزوین به دنیا آمد. او اولین خواننده زن ایران در دوران معاصر بود که بدون حجاب کنسرت اجرا کرد.

قمرالملوک وزیری از طریق مادربزرگش خیرالنسا با موسیقی آشنا شد. خیرالنسا که سرپرستی قمرالملوک یتیم را به عهده داشت، روضه‌خوان سفره‌های مذهبی زنانه بود.

در نوجوانی در یکی از محافل خصوصی به درخواست مهمانان آوازی خواند که توجه مرتضی خان نی‌داوود، نوازنده برجسته تار را جلب کرد. او در کلاس‌های آقای نی‌داوود شرکت کرد و گوشه‌های موسیقی ایرانی را فرا گرفت.

فضای مردانه موسیقی آن دوران با قمرالملوک وزیری دگرگون شد. او که حدود 20 سال بیشتر نداشت در اولین کنسرت خود در گراند هتل خیابان لاله زار تهران، قاعده سنتی را بر هم زد و سال 1303 در فضای مردانه موسیقی، بدون حجاب در کنسرت خواند.

خودش می‌گوید در زمانه‌ای بدون حجاب کنسرت داد که "هر کس بدون چادر بود به کلانتری جلب می‌شد."

محمود خوشنام، کار‌شناس موسیقی می‌نویسد: قمر با این کار دیوار ترس را از پیش پای زنان هنرمند دیگر برداشت و راه را برای گام نهادن آنان بر صحنه هموار کرد.

با گشایش رادیو در سال 1319 صدای قمرالملوک وزیری به گوش همه رسید.

آوازها و تصنیف‌های قمر از لحاظ شعری و ادبی هم قابل توجه است. شاعران تصنیف‌ها و آوازهای قمر شاعران مشهوری چون علی اکبرخان شیدا، میرزاد? عشقی، عارف قزوینی، ایرج میرزا و ملک الشعرا بهار بوده‌اند.

قمر علاوه بر قطعات بی‌شمار آوازی، نزدیک به 200 تصنیف در زندگی 54 ساله خود ضبط کرد که بسیاری از آن‌ها از میان رفته است.

فروغ فرخزاد

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

فروغ فرخزاد

شاعر و فیلمساز
تولد 8 دی‌ماه 1313، تهران
مرگ 24 دی‌ماه 1345، تهران

پیش از فروغ فرخزاد، شاعران و نویسندگان زن آثار بسیاری خلق کرده‌اند، اما فروغ تاثیرگذاری بی‌مانندی در ادبیات و نگاه زنان در جامعه گذاشت.

او دی‌ماه 1313 در تهران به دنیا آمد. 16 سالگی با عشق ازدواج کرد و چند سال بعد از همسرش جدا شد در حالی که یک پسر کوچک داشت.

در فاصله 17 تا 23 سالگی سه کتاب شعر چاپ کرد؛ اسیر? دیوار و عصیان. نام مجموعه اشعار نیمه اول زندگی شاعرانه‌اش نشان می‌دهد که یکی از محورهای مهم شعر‌هایش بی‌تابی، خشم از محدودیت و اسارت، نا‌رضایتی و تقلا برای رهایی بوده است.

هرچند خودش گفته بود که این مجموعه‌ها را در سال‌هایی نوشته که هنوز به مرحله تفکر نرسیده و رشد نکرده بود? اما صداقت او در بیان ظرافت‌های زنانه و جسارتش او را متمایز می‌کرد. جسارتی که حتی سال‌ها بعد هم پذیرش آن برای جامعه محافظه‌کار ایران دشوار بود.

چهار دهه بعد از مرگش? سال 1389 آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر ایران در جمعی از شاعران گفت "این را بدانید شعری که آن وقت فروغ فرخزاد می‌گفت، در دنیای روشنفکری آن زمان هم کسی قبول نداشت." آیت‌الله خامنه‌ای شعر "باز و عریان" فروغ را تقبیح کرده و از شاعران جوان خواسته بود در بیان عواطف حد و مرز را نگه دارند.

از فروغ فرخزاد نقل شده که سال 1332 در نامه‌ای گفته است "من به رنج‌هایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی‌عدالتی مردان می‌برند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم درد‌ها و آلام آن‌ها به کار می‌برم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیت‌های علمی هنری و اجتماعی زنان است."

شهریور 1337 با ابراهیم گلستان نویسنده و فیلمساز پیشرو آشنا و در شرکت او به نام گلستان فیلم مشغول کار شد. این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر داد.

او پاییز 1341 فیلم خانه سیاه است را از زندگی جذامیان آسایشگاه تبریز ساخت. فیلمی که شهرت او را به خارج از مرزهای ایران برد.

یک سال بعد مجموعه شعر تازه او به نام «تولدی دیگر» منتشر شد. مهدی اخوان ثالث شاعر هم‌دوره فروغ فرخزاد درباره این کتاب گفته است "من معتقدم تولدی دیگر نه تنها برای فروغ تولد تازه‌ای بود? بلکه مولود همایون شعر زنده و پیشرو امروز ما و تولد تازه برای شعر پارسی است."

فروغ با این کتاب و مجموعه بعدی‌اش به نام ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد? نامش را در فهرست بزرگ‌ترین شاعران معاصر ایران ثبت کرد. هرچند آنقدر زنده نماند که تأثیر صداقت و جسارت نگاهش را در نسل‌های بعد ببیند. 32 سال بیشتر نداشت که در تصادفی در تهران کشته شد.

فرخ رو پارسا

زنانی که تاریخ ایران را تغییر دادند

دادگاه فرخ‌رو پارسا بعد انقلاب. عکس از موسسه پژوهش‌های سیاسی

فرخ‌رو پارسا

اولین وزیر زن ایران
تولد اول فروردین 1301
اعدام در 18 اردیبهشت 1359

فرخ‌رو پارسا در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد.

فخرآفاق پارسا? مادر فرخ‌رو پارسا مدیر مجله جهان زنان و از فعالان حقوق زنان بود. او چهار شماره نشریه را یک سال بعد از به دنیا آمدن فرخ‌رو پارسا منتشر کرد. در شماره آخر? انتشار دو مقاله درباره "ضرورت تحصیل دختران? آلام روحی زنان و ضرورت بازنگری در قانون ازدواج" برای او و خانواده دردسرساز شد. نتیجه خشم روحانیان? تبعید خانواده آن‌ها به اراک بود. به خاطر شرایط آن روز اراک و ترس از حمله آن‌ها به قم رفتند. تا بعد که با میانجیگری نخست وزیر وقت به تهران بازگشتند.

فرخ‌رو پارسا سال 1329 در رشته پزشکی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. اما به جای پزشکی ترجیح داد به فعالیت فرهنگی و آموزشی ادامه دهد.

او سال 1333 انجمن بانوان فرهنگی را برای دبیرستان‌های دخترانه تأسیس کرد.

او که سال‌ها در دبیرستان‌های تهران درس داده و مدتی مدیر دبیرخانه دانشگاه ملی ایران بود? سال 1347 اولین وزیر آموزش و پرورش ایران در کابینه هویدا شد.

هرچند بعضی از پژوهشگران حوزه زنان معتقدند تحولات دوران محمدرضا شاه بیشتر ظاهری بود و شاه سعی داشت ویترین زیبایی از جامعه زنان ایران به نمایش بگذارد، اما بعضی دیگر معتقدند فرخ‌رو پارسا در وزارت فرهنگ ایران نقش مهمی در توسعه آموزش دختران داشت.

عباس میلانی? مورخ ایرانی در دانشگاه استنفورد آمریکا در کتاب «ایرانیان نامدار» نوشته است او نه تنها بعد از انقلاب اعدام شد بلکه قبل از انقلاب هم هدف حمله مخالفانی بود که به دنبال ترور شخصیت او بودند. به گفته آقای میلانی? بار‌ها به او درباره فساد مالی? فساد جنسی و اخلاقی و مقام‌پرستی تهمت زدند و این شایعه را رواج دادند که بهایی شده است.

خانم پارسا بعد از انقلاب از ایران خارج نشد. بعد از آن‌که مأموران برای دستگیری به خانه‌اش رفتند و او خانه نبود? دوره کوتاه زندگی نیمه مخفیانه او در خانه اقوام و دوستان آغاز شد.

بر اساس گفته‌های فرخ‌رو پارسا در دادگاه، محمدجواد باهنر، نخست‌وزیر بعد از انقلاب از مشاوران او در تهیه کتاب‌های درسی وزارت فرهنگ بودند.

او پیش از بازداشت از محمدجواد باهنر که از معتمدان سران انقلاب بود درخواست کمک کرد. در خاطراتش نوشته که آقای باهنر به او گفته بهتر است از کشور خارج شود. در تدارک خروج قاچاقی از ایران بود که مأموران دستگیرش کردند.

محاکمه او 9 جلسه طول کشید و در ‌‌نهایت به جرم افساد فی‌الارض? همکاری با ساواک برای بازداشت فرهنگیان و غارت بیت‌المال به اعدام محکوم شد. او گفته بود که در محاکمه، وکیل و حق تجدید نظر نداشته است. در آخرین صحبت‌هایش گفته بود که دادگاهش نشانه‌ تبعیضی است که میان زنان و مردان روا داشته شده و امیدوار است که آینده‌ای بهتر از امروز در انتظار زنان باشد.

فرخ‌رو پارسا 18 اردیبهشت 1359 تیرباران شد.






تاریخ : یکشنبه 91/12/20 | 8:56 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم






تاریخ : شنبه 91/12/19 | 7:57 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

 

                    سـرگـرانان رفتـه اند و لطـف یاران را خوش است

                                                               بعد از آن سرمای دی، فصل بهاران را خوش است

                    گـلعــِذاران در رَهـنـــد و فَـــرِ فــــروردیـن رســـــید

                                                               بوسـه هــای گـــرمِ  مـا از گلعِذاران را خوش است

                    لالــــه مـی رقـصـــــد بــرای ســــــــرو آزاد چـمــن

                                                               مقـدمِ ســـــرو روان و جــان نثـاران را خوش است

                    فصـــلِ باران اســت و بویِ عطــرِ گل هـــای بهـار

                                                               رفتـنِ دیــوِ خــزان، از سـبزه زاران را خوش است

                    «ابـــر را بـوســــیده ام تـا بـوســـه بارانـت کــنـد »

                                                               زیــــربـاران رفتــن خـیـــل نگــاران را خوش است

                    بــوی جــــوی مولیـــــان مـی آیـد از طَــــرفِ چمـن

                                                               یـادِ یـار مهــــربـان  و جـــویبـــاران را خوش است

                    جوشش عشـق اسـت و می در کاسه می ریزد نگار

                                                               شــاد نوشــی در میـان می گســاران را خوش است

                                        دشــت غــرقِ گل ، هـــوا پـر عطـر و دلبر در میان

                                        طارق و جـامِ می و ایـن روزگـاران را خوش است

    

 






تاریخ : شنبه 91/12/19 | 7:47 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

     

        یادم باشد زندگی را دوست دارم.   

       یادم  باشد  قلب کسی را  نشکنم.    

      
یادم باشد زمان، بهترین  استاد است.  

      
یادم باشد که عشق  کیمیای زندگیست.  

        
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست  ندهم.    

      
یادم باشد  زندگی، ارزش  غصّه خوردن  ندارد.    

      
یادم باشد  پل های  پشت سرم  را  ویران  نکنم.    
  
      
 یادم باشد  هیچگاه  از راستی نترسم  و نترسانم.    

      
یادم باشد از بچّه ها  می توان خیلی چیزها  آموخت.   

      
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام.    

      
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود.  

      
یادم باشد که روز و روزگار خوش است و تنها، دل من، دل نیست.  

      
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم شاید روزی  دشمنم شود.  

      
یادم باشد از چشمه،درس خروش بگیرم و از آسمان، درسِ پـاک زیستن.  

      
یادم باشد که آدم ها همه ارزشمندند و همه میتوانند مهربان و دلسوزباشند.  

      
یادم باشد جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم.  

      
یادم باشد گره ی تنهایی و دلتنگی هر کس، فقط به  دست دل خودش باز می شود.  

      
یادم باشد قبل از هر کار،با انگشت به پیشانی ام بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم.    

      یادم باشد هرگاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بیزبانی که بسوی قربانگاه♥  

                                      می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن، پی ببرم.                 

 

 

 






تاریخ : پنج شنبه 91/12/17 | 9:38 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

عشق بازی کار هر  شیاد  نیست                        این شکار، دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است                              طالب حق را حقیقت لازم است

عشق ، از معشوق اول سر زند                          تا به عاشق ، جلوه دیگر کند

تا به حدی که برد هستی از او                            سر زند صد شورش و مستی از او 

شاهد این مدعی خواهی اگر                             بر حسین و حالت او کن نظر

****

روز عاشورا در آن میدان عشق                             کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم                                    این علمدار رشید، این اکبرم

این سکینه، این رقیه، این رباب                             این عروس دست وپا خون در خضاب

این من و این ساربان، این شمر دون                      این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم                                 این من و این ناله های زینبم

*******

پس خطاب آمد زحق کی شاه عشق                      ای حسین یکه تاز راه عشق

گر تو بر من عاشقی ای محترم                              پرده برکش من به تو عاشقترم 

غم مخور که من خریدار توام                                  مشتری بر جنس بازار توام

هر چه بودت داده ای در راه ما                                مرحبا صد مرحبا خودهم بیا

خود بیا که می کشم من ناز تو                              عرش و فرشم جمله پا انداز تو 

لیک خود تنها نیا در بزم یار                                        خود بیا و اصغرت را هم بیار

خوش بود در بزم یاران بلبلی                                 خاصه در منقار اوبرگ گلی

خود تو بلبل ، گل؛ علی اصغرت                              زودتر بشتاب سوی داورت






تاریخ : پنج شنبه 91/12/17 | 9:18 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بی بی مارکت
  • ttp://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">