سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.


هیج وقت دکتر ها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمیداند اما زندگی کردنش، آنهم بدون دست برای ما آدم ها حاوی پیامی است که کاملا گویاست ... جسیکا کاکس متولد 1983 در آریزونای آمریکا اولین شخصی بود که مجوز خلبانی بدون دست در جهان را کسب کرد. او همچنین به عنوان اولین دارنده کمربند سیاه در تکواندو است. جسیکا در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی در رشته روانشناسی از دانشگاه آریزونا و به عنوان سخنران انگیزشی فعالیت می کند. جسیکا بر این باور است که با ترکیب خلاقیت، پایداری، شهامت و بی باکی، هیچ چیز غیر ممکن نیست.


او از همان لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت




بدون دست هم میتوان رشد کرد و بزرگ شد




میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی آنهایی که به نظر غیر ممکن می آیند




نداشتن دو دست مانعی برای ورزش مورد علاقه ایجاد نمی کند




بدون دست هم میتوان زیبایی را تجربه کرد و به زیبایی جنگیدن با زندگی و نقص های آشکار آن

 


 

برای پرواز کردن دست ها کار ساز نیست. برای پرواز بال میخواهی و جسیکا بالهایش در اراده اش است

 


 

زندگی و روزمرگی همچنان ادامه دارد پس چرا مبارزه نکنی؟

 


 

کارها و علاقه مندیهای دیگر را نیز نمی توان به فراموشی سپرد

 


 

بدون دست هم میتوان پرواز کرد اما من که دست دارم چی؟ آیا من هم اراده آهنین و روح پرواز را دارم؟

 


 

او هم میتواند در برابر ناملایمات دنیا از خودش دفاع کند

 


 

برای آنان که در امتحان شهری بارها رد شدند تا گواهینامه گرفتند جسیکا حرف دارد که در این عکس میتوان شنید

 

 


شاید بتوان اینگونه هم نامه های عاشقانه نوشت

 

 


شاید بتوان با دست هایی که اصلا وجود ندارد دیگران را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر تقدیر های تغییر ناپذیر سخن گفت. آری میتوان بدون دست هم دیگران را در آغوش گرفت.

 













وقت آن است که باور کنیم یک معلول جسمی هم میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مــدال طلا را به گردن بیاویزد. وقت آن است که چشم ها را باز کنیم و با جرات به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس های جسیکا با ما سخن میگوید که به پاس تمام لحظات عمر می توان به زندگی لبخند زد و بهر شکل ممکن با ایجاد حس اعتماد بنفس به راز خواستن و توانستن، پی برد!


آیا ما هم میخواهیم؟ و میتوانیم؟!






تاریخ : شنبه 90/7/30 | 7:9 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

 

 






تاریخ : شنبه 90/7/30 | 7:6 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
همه افراد با توجه به دارایی های خود و برای اینکه پس از مرگشان اختلافاتی به وقوع نپیوندد وصیت نامه خود را تنظیم میکنند و اموال و دارایی خود را تقسیم میکنند.اما بعضی مواقع این وصیت نامه ها باعث تعجب همگان میشوند.

مشرق: عده ای هستند که بعد از مرگ خود برای انتقام یا برای مشهور شدن یا به علت نداشتن هیچ وارثی وصیت هایی میکنن که مورد تعجب همگان میشود.در زیر تعدادی از این وصیت های عجیب را میخوانیم:
 
1-بچه بیشتر بیاری ارث را میبری:چارلز وانس میلر،در سال 1926 درگذشت،او یک وکیل بود اما هیچ وارثی نداشت به همین علت وصیت کرد تا اموالش را بفروشند و به زنی که بیشترین بچه را به دنیا آورده بدهند.در این رقابت چهار زن با به دنیا اوردن 9 فرزند به مقدار مساوی از دارایی های میلر برخوردار شدند.او با مرگ خود باعث شد 36 بچه زندگی خوبی داشته باشند.

2- روزی یک شاخه گل: جک بنی یک از کمدین های بزرگ آمریکا،بسیار عاشق همسرش بود.او وصیت کرد بعد از مرگش هر روز یک شاخه گل رز به درب خانه همسرش ببرند.این کار به مدت 9سال انجام شد تا سرانجام او نیز درگذشت.

3-همه چیز مال سگم:الکساندر مک کویین یکی از طراحان خوب لباس،هیچ وارثی نداشت و تنها دوستش سگش بود او تمام دارایی خود را به این سگ بخشید و مقدار زیادی نیز به کمیته های حمایت از حیوانات کمک کرد.

4- اززندگی درجوب تا کاخ نشینی:به مانند بالا کارلوتا لیبنستین پس از مرگش در سال 1991 مقدار زیادی پول برای سگ خود به ارث گذاشت او همچنین خانه بزرگ و ویلایی خود را به تعدادی سگ بخشید تا دیگر در جوی آب نخوابند و خانه بزرگی داشته باشند.
 
5-ملکه خساست:در سال 1997 وقتی هری هلمسلی درگذشت یک خانه به ارزش میلیون ها دلار از خود به یادگارگذاشت.همسر سابق او این اموال را مصادره کرد و با داشتن ثروت بسیار به علت پرداخت نکردن مالیات به زندان رفت.او در سال 2007 از دنیا رفت و تنها مقدار کمی برای نوه های خود به یادگارگذاشت و حتی به دو تا از نوه های خود هیچی نداد.
 
6-به خاک نسپارید:جرمی بنتهام که در دوران خود یک دانشمند و فیلسوف بزرگ بود در سال 1832 درگذشت و وصیت کرد تا بدن اورا با یونجه پر کنند و بر روی یک صندلی بگذارند.بدن او امروزه در دانشگاه لندن وجود دارد.
 
7-انتقام با سیگار:ساموئل برت به خاطر مخالفت های همسرش نمیتوانست سیگار بکشد او پس ار مرگ وصیت کرد تا اموالش به همسرش برسد به این شرط که او روزی 5 سیگار بکشد.
 
8-یه قوطی قبر:شاید شما اسم فرد بایر را نشنیده باشید اما حتما قوطی های چیپس را دیده اید.او با اختراع این قوطی ها توانست کمک عظیمی به این عرصه بکند.او وصیت کرد تا پس از مرگش. بدنش را در این قوطی جای دهند.
 
9-خاک سپاری در فضا:ژان رودنبری در سال 1991 درگذشت.او خالق پیشتازان فضا بود و وصیت کرد تا بدنش به فضا برود .مقداری از بدن  او با شاتل کلمبیا به آسمان برده شد و باقی بدنش در سفرهای بعدی به فضا برده شد.

10-آرزوی مرگ:ژان کنور در سال 1997 در کنتاکی درگذشت و یک خانه به ارزش زیادی برای بازیگر فیلم آرزوی مرگ به ارث گذاشت اما خواهر او بسیار مخالفت کرد و تنها نیمی از دارایی او به این بازیگر رسید و او نیز این پول را به خیریه بخشید.






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 1:10 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
منبع آن: www.rasekhoon.net





تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 1:9 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) ـ 23 ذی القعده

23 ذی القعده

روز زیارتی مخصوص حضرت امام رضا علیه السلام

 

در فضیلت ماه ذی القعده و به خصوص روز زیارتی امام رضا (علیه السلام) شایسته دیدیم مطالب ذیل را به محضر خوانندگان محترم تقدیم کنیم:

 

مرحوم حاج شیخ عباس قمی در وقایع الایام و مفاتیح الجنان می نویسد :

بدان که این ماه اول ماههای حرام است که حق تعالی در قرآن مجید ذکر فرموده (و آنها ذی القعده و ذی الحجه ، محرم و رجب است که در اسلام معظم و مکرم بوده اند) و سید ابن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاست در وقت شدت  و در روز یکشنبه این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده که مجملش آن است که هر که آنرا به جا آورد تو.به اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خصماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال والدین او و ذریه او گردد و توسعه رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود. ( شرح این نماز پر فیض در مفاتیح الجنان آورده شده)

 

روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام سه روز متوالی که پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بگیرد ثواب 900 سال عبادت برای او نوشته شود . اما مناسبت های مهم این ماه عبارتند از:

- 1 ذی القعده ولادت با سعادت حضرت معصومه (س)

- 5 ذی القعده بالا بردن دیوار خانه کعبه توسط حضرت ابراهیم (ع)

- 6 ذی القعده نامه نوشتن حضرت مسلم در کوفه برای امام حسین (ع)

- 11 ذی القعده ولادت با سعادت امام رضا (ع)

- 23 ذی القعده روز بسیار شریفی است ، این روز زیارتی مخصوص امام رضا (ع) است و زیارت آن حضرت از دور و نزدیک سنت است.

 

 

علامه ی مجلسی می گوید :

زیارت حضرت رضا علیه السلام در روزهای مقدس اسلامی افضل است ؛ خصوصا روزهایی که اختصاص به آن حضرت دارد. مثل روز ولادت (11 ذی القعده) و روز شهادت آن حضرت (مطابق مشهور آخر ماه صفر) سپس از کتاب اقبال مرحوم سید بن طاووس استحباب زیارت آن حضرت را در روز 23 ذی القعده (طبق روایتی روز شهادت آن حضرت) نیز نقل می کند و در پایان می نویسد : استحباب زیارت آن حضرت در ماه رجب گذشت (بحار الانوار جلد 99 صفحات 43 و 44) . مرحوم محدث قمی روز 25 ذی القعده را نیز به این موارد ضمیمه کرده است.

 

قال سیدبن طاووس فی الاقبال:

و رایت فی بعض تصانیف اصحابنا العجم رضوان الله علیهم، انه یستحب ان یزار مولانا الرضا علیه السلام یوم ثالث وعشیرین من ذی القعده، من قرب او بعید. ببعض زیارته المعروفه او بما یکون کالزیاره من الروایه بذلک.
 



مثل روزی که متولد شدم

دور باشی یا نزدیک، امروز روز دیدار است، اما من خیلی دعا کردم که به نزدیک خویش دعوتم کند. غسل طهارت کردم، پاک و حلال ترین لباس را پوشیدم. کسی منتظر من است. باید آرام و آهسته قدم برداشت که در هر قدم ذکری با ثوابی است: سبحان الله ، الحمدلله ...، اما قدم های من آرام نمی شوند. پرواز می کنند. آخر آنجا که به سویش می شتابند، قطعه ای از بهشت است. لحظه ای بزرگ منتظر من است، بزرگتر از لحظه تولدم. آمده ام به قلعه (لا اله الا الله) داخل شوم و اذن دخول می خوانم :« فاذن لی یا مولای فی الدخول افضل ما اذنت لاحد من اولیاءکِ؛ مولای من! به من اجازه بده وارد شوم، همانطور که به یکی از دوستان نزدیکت اجازه می دهی و بلکه بهتر از آن!»

 

 

شک ندارم که اجازه می دهد... و حالا حتماً لحظه خوش آمد گویی است:«بسم الله و بالله و فی سبیل الله ...» سلام میدهم و شک ندارم که زود پاسخ می گوید. سرم را به نشانه احترام پایین انداخته ام و نگاهم را به نشانه شرمندگی.

«... ای خدایی که به یکتایی ات و رسالت پیامبرت اقرار دارم! بر محمد و آل پاکش درود فرست، چنان درودی که هیچ کس جز خودت نتواند بشماردش...»
«... اللهم إلیک صمدت مِن ارضی...؛ خداوندا از سرزمینم خارج شدم و به تو رو کردم، شهرها را زیر پا گذاشتم به امید رحمت تو! پس بی پناهم مکن و دست خالی برم مگردان...»
نماز زیارت خوانده ام، برای فرج دعا کردم و برای همه مؤمنان. حالا نوبت حرف ها و خواهش های خودم است. چه بگویم حالا که میزبان مهربان، منتظر شنیدن است و چگونه بگویم؟ به زبان مادری ام حرف می زنم.

مولای عزیزم! آمده ام مثل همیشه برای وعده هایی که داده ای؛ اما این بار آمده ام ، نه فقط برای هزار حج و هزار عمره مقبولی که هنوز هم نه استطاعت رفتنش را دارم و نه لیاقت مقبول بودنش را.

آمده ام نه فقط برای اینکه به خوابم بیایی و مثلا بگویی فلان حاجت و فلان آرزویت را برآوردم.

حتی نیامده ام فقط برای گرفتن بهشتی که ضمانت کرده ای یا رهایی از آتشی که خودم به پا کرده ام. برای همه اینها آمده ام اما نه فقط همین. این بار آمده ام که خواهش کنم به آن وعده بزرگتر وفا کنی. غسل طهارت کرده ام و آمده ام تا کمکم کنی « دوباره متولد شوم»، پاک و سبک شوم، مثل روزی که از مادر زاده شدم.

آقای عزیز! به دادم برس، من گناه دارم. یک بار بزرگ گناه که با رضایت شما از سنگینی اش رها خواهم شد، شما که شرطی از شروط امان الهی هستی. می ترسم که با این همه زائر شکایت ما را نزد خدا ببری که « خدایا! همین قوم مرا غریب و مهجور نگه داشتند»

آری! غریبی آن نیست که نام و نسبت را نشناسند، این است که حقت را نشناسیم، حق «امام بودن» و اطاعت شدن را، حق « مطیع» داشتن را.

می خوام در غریبی این روزگار، با دیدگان باز به دیدنت بیایم که پس از تولدم در آخرت، سه بار به بازدیدم بیایی و از هول و هراس غریبی و تنهایی نجاتم دهی ... و می دانم که می آیی، آقاتر از این حرف ها هستی امام رئوف!

کمکم کن که پیش از مرگ بمیرم و خدا بیامرزدم، به خاطر گل روی شما...

«اللهم انی اسئلک یا الله الدائم فی مُلکه... خداوندا مجلل تر از آنی که جز از عدالت بترسیم یا جز امید فضل و احسانت را در دل بپروریم، منت بگذار و با ما به فضلت رفتار کن نه با عدالت... یا من یسمی بالغفور الرحیم ...»

 

حافظ ! وظیفه تو دعا گفتن است و بس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

برگرفته از نامه جامعه نشریه جامعة الزهرا(علیها سلام)






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 12:52 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

آیت الله شیخ الاسلامی

آنچه پیش رو دارید بخش دوم از گفتگوی تبیان با حجت الإسلام والمسلمین دکتر محمد شیخ الاسلامی، استاد حوزه و دانشگاه و مدیرگروه معارف رادیو قرآن، می باشد که تحت عنوان « هفت حدیث برای زیارت امام رضا علیه السلام» از نظر خوانندگان گرامی گذشت.

 


 

تبیان: سوالی که ممکن است در ذهن بوجود بیاید این است که چرا بعد از زیارت یا حتی در حین زیارت، شخص مرتکب بعضی لغزشها و گناهان می شود؟

ببینید، اینکه گناهان آینده شخص نیز بخشیده می شود، منافاتی با اختیار ندارد، در واقع بعضی گناهان بصورت یک عادت و خوی در وجود شخص درمی آیند که همیشه همراه او هستند حتی در زیارت، دقیقاً مانند همان اتفاقی که در ماه مبارک رمضان می افتد، در عین حالی که دستان شیاطین بسته است ولی نفس انسان با گناهانی انس گرفته که شاید در همان ماه مبارک نیز مرتکب آن شود.

مثلاً در ازدحام جمعیت زائران، شخصی مرتکب گناه نگاه به نامحرم شود و یا این که بعد از زیارت با اطرافیانش بروند دور هم جمع شوند و مشغول گفتگوهای لغو و بی فایده و یا حتی بدگویی شوند. این به دلیل اینست که بعضی رفتارهای ناپسند در وجود شخص ریشه دوانده و تبدیل به بیماری و مرض روحی شده اند که باید درمان شوند و بهترین طبیب نیز امام رضا علیه السلام است. می توان گفت زیارت حضرت رضا علیه السلام در اینجا نیز یک محک و معیار است تا شخص را متوجه رذایلی که در او به صورت بیماری درآمده، می کند تا در صدد مداوای آن برآید و همانطور که در ماه مبارک رمضان نمی تواند مسئولیت کارهای بد خود را به گردن شیطان بیندازد، در اینجا نیز همینطور می شود.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز به آن اشاره شده است که خطاب به اصحاب خود فرمودند: یک رکعت نماز مردم در آخرالزمان برابر است با تمام جهادهای شما در راه خدا و این به خاطر مشکلات زیاد و شرایط سختی است که در این عصر بر سر راه مؤمنین قرار دارد

روایت سوم زیارت هفت حدیث، از امام پنجم حضرت امام باقر علیه السلام است، ایشان می فرمایند:

«یخرج رجل من ولدی موسی اسمه اسم امیرالمؤمنین سیدفن بأرض خراسان من زاره عارفا بحقه أعطاه الله أجر من أنفق من قبل الفتح و قاتل» ؛ مردی از نسل فرزندم موسی، می آید که نام او همان نام امیرالمومنین(علی) است، او در سرزمین خراسان دفن می شود، کسی که او را با معرفت زیارت کند، خداوند به او پاداش کسانی را می دهد که قبل از فتح مکه جهاد و انفاق کردند.

این روایت نورانی ناظر به این آیه شریفه از سوره مبارکه حدید می باشد، که خداوند می فرماید:

«لایستوی منکم من أنفق من قبل الفتح و قاتل اولئک أعظم درجه من الذین أنفقوا من بعد و قاتلوا ...» در این آیه خداوند، مقام کسانی را که قبل از فتح مکه انفاق می کردند و جهاد می نمودند را بالاتر از کسانی می داند که بعد از فتح مکه انفاق و جهاد می کردند، زیرا دوران قبل از فتح، دوران نوپایی و ضعف اسلام بود و یاری کردن اسلام در این زمان بسیار مهمتر بود نسبت به دوران بعد از فتح که دوران عظمت و قدرت اسلام بود. در روایت امام باقر علیه السلام نیز اشاره به این مطلب دارد که زیارت امام رضا علیه السلام که در غربت قرار دارد و در واقع غربت اسلام است، باعث یاری آن امام غریب و در حقیقت یاری اسلام است فلذا آن أجر و پاداش بزرگ را شامل می شود.

 

تبیان: شاید در اینجا این شبهه پیش بیاید که آیا این با عدالت خداوند سازگاری دارد که یک زیارت مختصر آن هم با این شرایط راحت در زمان ما، برابر باشد با آن سختی هایی که مسلمین صدر اسلام در جهاد و انفاق متحمل شدند و همان پاداش را داشته باشد؟

این شبهه که متأسفانه در محافل روشنفکری ما بسیار دامن زده شده است، در حقیقت ریشه در اندیشه های اگزیستانسیالیسمی که معتقد به بی عدالتی زمان هستند، دارد.

زائر از همان بدو ورود به این حرم شریف، وارد بهشت شده است و استمرار این بهشتی بودن او توسط امام صادق علیه السلام تا قیامت تضمین شده است که البته مرتبه بهشتی بودن زائر بستگی دارد به مرتبه او در معرفت به امام

 

 

 

در جواب باید گفت، اولاً سر جمع سختی ها در این دو عصر، شبیه یکدیگرند، و نمی توان گفت دینداری در عصر ما راحتتر است نسبت به صدر اسلام، بلکه حتی می توان گفت دینداری در زمان ما سختتر از گذشته است، همانطور که در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز به آن اشاره شده است که خطاب به اصحاب خود فرمودند: یک رکعت نماز مردم در آخرالزمان برابر است با تمام جهادهای شما در راه خدا و این به خاطر مشکلات زیاد و شرایط سختی است که در این عصر بر سر راه مؤمنین قرار دارد.

 

دوماً، چرا اینان به قضیه از بُعد دیگر آن نگاه  نمی کنند؛ به این صورت که مسلمین صدر اسلام نعمتی را داشتند که مسلمین در این زمان از آن محروم اند و آن توفیق درک حضور پیامبر اکرم و امامان معصوم علیهم السلام است.

یعنی حالا که زمینه جهاد در صدر اسلام و در رکاب پیامبر اسلام و حضرت امیرالمومنین، و یا انفاق در قبل از فتح مکه با آن پاداش عظیم برای ما فراهم نیست یا مثلاً توفیق نگاه به صورت علی علیه السلام که عبادت است برای ما ممکن نیست، باید چه کنیم؟ آیا در حق ما بی عدالتی نمی شود؟

زیارت

در اینجا خداوند برای بعضی کارها که عدد آنها نیز بی شمار است پاداش ها و اثر سازندگی خاصی را قرار داده است که بتواند جبران این محرومیت ما را بکند و این عین عدالت خداوند است.یکی از این اعمال، همین زیارات ائمه معصومین است که با وجود شرایط ساده و راحتی آن، هنوز هم خیلی ها از آن غافل اند و از این فرصت ناب بهره نمی برند و این ریشه دارد در بی  معرفتی آنان و شاید برای همین نیز باشد که اینقدر در این روایات وجود معرفت در زیارت مورد تأکید قرار گرفته است.

روایت چهارم در زیارت هفت حدیث از حضرت امام صادق علیه السلام است که می فرمایند:

«یقتل حفدتی بأرض خراسان فی مدینة یقال لها طوس من زاره عارفا بحقه أخذته بیدی یوم القیامة و أدخلته الجنة و ان کان من أهل الکبائر»؛ فرزند من در خراسان کشته می شود، کسی که او را با معرفت به حقش زیارت کند، در روز قیامت من او را با دست خود وارد بهشت می کنم، هر چند که او اهل گناهان بزرگ باشد.

در این روایت زیبا چند مسئله قابل توجه است. یکی این که امام صادق علیه السلام مسئله شفاعت را در اینجا مطرح می کنند که بصورت بلاواسطه هم این کار را می کنند یعنی خود، زائر حضرت رضا علیه السلام را به بهشت می برند.

مسئله دیگر این که، همانطور که در همین زیارت هفت حدیث نیز از قول حضرت رضا علیه السلام آمده است، حرم رضوی، خود باغی از باغ های بهشت است (قلت فی حقها هی والله روضه من ریاض الجنه) و زائر از همان بدو ورود به این حرم شریف، وارد بهشت شده است و استمرار این بهشتی بودن او توسط امام صادق علیه السلام تا قیامت تضمین شده است که البته مرتبه بهشتی بودن زائر بستگی دارد به مرتبه او در معرفت به امام.

 

تبیان: با توجه به معنایی که از عبارت "اهل الکبائر" برداشت می شود، این پرسش مطرح می شود که چطور شخصی که با گناه انس گرفته و گناه، جزئی از وجود او شده است، می تواند به بهشت جاودان وارد شود؟

بهشت نیز مراتبی دارد و زائر امام با توجه به مرتبه ای که از معرفت نسبت به امام برخوردار است به همان مرتبه از بهشت که سزاوار اوست، داخل می شود. ولی بهرحال با جهنم کاری ندارد

برای پاسخ به این سوال بهتر است مثالی بزنم. فرض کنید فردی به قصد رفتن به شهر مقدس قم وارد جاده قم شده است، این شخص وارد مسیر قم شده، هر چند در این میان گاهی نیز توقف کند و یا از سرعت خود کم کند، بهرحال او در مسیر صحیح قرار گرفته و به سوی مقصد صحیح در حرکت است. برخلاف فردی که به قصد رفتن به شهر قم، وارد جاده شهر دیگری شود، این شخص لحظه به لحظه از مقصد دور می شود. چرا که در مسیر نیست.

در مورد "اهل الکبائر" که معرفت به حق امام نیز دارد، مسئله به همین گونه است، یعنی شخصی که پایبند به ولایت اهل بیت علیهم السلام باشد، در مسیر قرار دارد، هر چند در این مسیر گاهی نیز دچار لغزش شود، برخلاف کسی که دارای محاسن اخلاقی زیادی است ولی در مسیر ولایت قرار ندارد، این فرد مانند همان راننده ای است که در مسیر شهر دیگری غیر از شهر مقصد، با بیشترین سرعت می راند و در نتیجه لحظه به لحظه از مقصد اصلی دورتر می شود.

امام صادق علیه السلام در این روایت، زائر امام رضا علیه السلام را در مسیر صحیح می داند، چرا که"عارفاً بحقه" است. البته واضح است که بهشت نیز مراتبی دارد و زائر امام با توجه به مرتبه ای که از معرفت نسبت به امام برخوردار است به همان مرتبه از بهشت که سزاوار اوست، داخل می شود. ولی بهرحال با جهنم کاری ندارد.

 

معرفة

تبیان: چگونه می شود شخصی دارای چنین معرفتی باشد ولی اهل گناهان بزرگ باشد؟ در واقع چطور می توان معرفت و کبائر را در وجود یک شخص جمع کرد؟

همانطور که عرض کردم، چنین شخصی چون تحت ولایت اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته، در هر صورت به سمت مقصد صحیح و در مسیر صحیح در حرکت است ولی چون در این مسیر، شیطان نیز بساط کرده، ممکن است این مسافر دچار لغزش شود، اما بهرحال در مسیر قرار دارد، مانند شخصی که از ناتوانی یک مرده با خبر است ولی حاضر نیست حتی یک شب هم در کنار آن تنها بماند. زیرا علم او به عجز و ناتوانی این جسد آنقدر قوی نیست که تبدیل به باور او شود.

زائری که اسیر آلودگی هاست، معرفت او نسبت به امام معصوم ضعیف است، و این مرتبه از معرفت او هنوز به چنان قوّتی نرسیده که او را کاملاً از خطرات، بیمه کند و مطمئناً چنین شخصی با شخص دیگری که معرفت بالای او نسبت به امام، باعث شده او امام را به خوبی درک کند و در متن زندگی خود دخیل کند، متفاوت است. امام رضا علیه السلام به هر دوی اینها جواب سلام می دهد ولی فقط یکی از آنها می تواند صدای امام را بشنود.

 

تبیان: لطفاً بفرمایید منظور از این معرفت، که در روایات کراراً مورد تأکید قرار گرفته و شرط اصلی زیارت بیان شده، چیست؟

این سوال در قسمت دوم همین روایت نورانی از امام صادق علیه السلام پاسخ داده شده است که در واقع به منزله روایت پنجم زیارت هفت حدیث تلقی می شود. در این قسمت از روایت، راوی از امام صادق علیه السلام سوال می کند: ما عرفان حقّه؟، این معرفت نسبت به امام چیست؟ حضرت در جواب می فرمایند: «العلم بأنّه امام مفترض الطاعة، غریب شهید».

امام رضا علیه السلام فرمودند: من در سه جا از زائر خود دستگیری می کنم: اول زمانی که نامه اعمال را به دست او می دهند، دوم بر سر پل صراط و سوم هنگام حسابرسی به اعمال

در اینجا امام صادق علیه السلام معرفت امام را شناخت نسبت به چهار ویژگی او معرفی می کند. دانستن اینکه او اولاً امام است، ثانیاً اطاعتش واجب است، ثالثاً در غربت است و رابعاً اینکه او به شهادت رسیده است.

در مورد "مفترض الطاعة" بودن امام باید به این نکته مهم توجه داشت که ایشان در همین زمان ما نیز اطاعتش واجب است نه اینکه این خصوصیت تنها مربوط به زمان حیات او باشد.

در رابطه با غربت حضرت نیز باید گفت گاهی افراد می گویند امام رضا علیه السلام با این همه زائر و دلباخته چطور غریب است؟! خودِ امام رضا علیه السلام در روایتی می فرماید: مرا تنها شیعیان خاص زیارت می کنند؛ یعنی زائران حضرت زیادند ولی زائران حقیقی که عارفاً بحقه هستند، بسیار کم اند و این خود نشانه غربت ایشان است.

در مورد شهید بودن حضرت نیز بعضی افراد در فضاهای روشنفکری، خدشه می کنند و می گویند ایشان مسموم هستند نه شهید. این اعتقاد همان بی معرفتی نسبت به امام است.

امام رضا

اما نکته قابل توجه در این معرفت داشتن به امام و علم به این چهار ویژگی او، اینست که این علم باید به باور قلبی تبدیل شود و این باور و ایمان نیز در رفتار و اعمال شخص بروز پیدا کند. شاید کسی به دل شک کند که مثلاً قبول ولایتعهدی مأمون از سوی امام رضا علیه السلام درست بوده یا نه؟ ولی اجمالاً آن را قبول کند. این نوع اعتقاد، خود خدشه ای در امامت ایشان و مفترض الطاعه بودن امام است.

امام صادق علیه السلام در ادامه حدیث می فرماید:

«من زاره عارفا بحقه أعطاه الله أجر سبعین شهیدا ممن استشهد بین یدی رسول الله صلی الله علیه و اله»؛ زائری که امام رضا علیه السلام را با معرفت زیارت کند، دارای پاداش هفتاد شهیدی است که در رکاب پیامبر اسلام به شهادت رسیده اند و این مانند همان مطلبی است که در روایت سوم از امام باقر علیه السلام روشن شد.

دو روایت پایانی که در زیارت هفت حدیث وارد شده اند، از خود حضرت رضا علیه السلام هستند، علاوه بر اینکه روایت دیگری نیز بصورت غیرمستقیم از ایشان در همین زیارت بیان شده است، به این صورت که زائر خطاب به امام رضا علیه السلام عرضه می دارد که من به زیارت شما آمده ام و از شما تقاضا می کنم که در سه جا که وعده کرده اید، دست مرا بگیرید:عند تطائر الکتب و عندالصراط و عندالمیزان؛ و این اشاره به همان روایتی است که امام رضا علیه السلام فرمودند: من در سه جا از زائر خود دستگیری می کنم: اول زمانی که نامه اعمال را به دست او می دهند، دوم بر سر پل صراط و سوم هنگام حسابرسی به اعمال.

اما آن دو روایتی که از خود حضرت رضا علیه السلام در متن زیارت هفت حدیث مورد تصریح قرار گرفته اند:

زائر در زیارت به حضرت عرض می کند که شما فرمودید:

«إن شرّ ما خلق الله فی زمانی یقتلنی بالسم ثم یدفننی فی دار مضیغة و بلاد غربة، ألا فمن زارنی فی غربتی کتب الله عزوجل له أجر مأة ألف شهید و مأة ألف صدیق و مأة ألف حاج و معتمر و مأة ألف مجاهد و حُشِر فی زمرتنا و جُعِل فی الدرجات العلی من الجنة رفیقنا»

کسی که مرا در آن بقعه زیارت کند مانند اینست که رسول خدا را زیارت کرده است و خداوند برای او پاداش هزار حج صحیح و هزار عمره مقبول را می نویسد و من و پدرانم او را در روز قیامت شفاعت می کنیم

بدترین مردم، مرا بوسیله سمّ می کشد، سپس مرا در قبر تنگی در سرزمین غربت دفن می کند، بدانید کسی که مرا در غربتم زیارت کند خداوند برای او پاداش صدهزار شهید و صدهزار صدیق و صدهزار حاجی و صدهزار مجاهد در راه خدا را می نویسد و او در زمره ما محشور می شود و در درجات بالای بهشت، رفیق ما می شود. و این همان رفاقتی است که در قرآن نیز مورد اشاره قرار گرفته است که خداوند می فرماید:

«اولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النّبیین و الصّدیقین والشهداء والصالحین و حَسُنَ اولئک رفیقا» (نساء/69) می بینیم که زیارت امام رضا علیه السلام تمام دغدغه های ما را که همان جایگاه مناسب ابدی است، به بهترین نحو رفع می کند، بلکه باید گفتاساساً درجات بالای بهشت، چیزی جز رفاقت با اهل بیت نیست. در واقع بهشت همان محبتی است که امام رضا علیه السلام نسبت به کسی دارد، بهشت خود امام رضا علیه السلام است.

در روایتی زیبا داریم که شخصی چند روز خدمت حضرت رضا علیه السلام مهمان بود، وقتی خواست از نزد حضرت برود، امام فرمودند: ممکن است چند روز دیگر، پیش ما بمانی؟ چون دل ما برای تو تنگ می شود. این رفاقت همان بهشت است، همانطور که قرآن نیز به آن اشاره فرموده که اجر بهشتیان، بودن آنها در "مقعد صدق عند ملیک مقتدر" است، یعنی همین که نزد خدا هستند، اجر اهل بهشت است نه اینکه اجر آنها در جیب خداست.

بنابراین همین که ما در گوشه ای از دل نازنین این امام رئوف قرار داریم، یعنی بهشتی هستیم.

در روایات هفتم از زیارت هفت حدیث، زائر در قالب زیارت به آن فرمایش حضرت رضا علیه السلام اشاره می کند که، حرم خود را قطعه ای از بهشت معرفی کرده و سپس فرموده است:

«من زارنی فی تلک البقعة کان کمن زار رسول الله و کتب الله له ثواب ألف حجة مبرورة و ألف عمرة مقبولة و کنت انا و ابائی شفعاؤه یوم القیمة» ؛ کسی که مرا در آن بقعه زیارت کند مانند اینست که رسول خدا را زیارت کرده است و خداوند برای او پاداش هزار حج صحیح و هزار عمره مقبول را می نویسد و من و پدرانم او را در روز قیامت شفاعت می کنیم.

اساسا مقوله رضایت در این عالم به امام رضا علیه السلام سپرده شده است. و این رضایت در تمام مراتب مادی و معنوی است، رضایت در زندگی، رضایت از خانواده و در یک کلام رضایت دنیا و آخرت

با توجه به این روایت، اگر زائر در حرم امام رضا علیه السلام احساس کرد در بهشت قرار دارد، به این معناست که تصور او از بهشت صحیح است ولی اگر اینطور نبود، برداشت او از بهشت که در حقیقت همان آرامش است و نه فقط حورالعین و خوراکیهای بهشتی، درست نمی باشد. در واقع رضوان الهی، همان امام رضا علیه السلام است و با توجه به نام مبارک حضرت، خود امام رضا علیه السلام در رضای خداوند موضوعیت دارد و همانطور که در حدیث شریف سلسله الذهب نیز امام رضا علیه السلام فرموده اند یکی از شرایط توحید، خود ایشان هستند که البته به اصل ولایت نیز تفسیر شده است.

اساسا مقوله رضایت در این عالم به امام رضا علیه السلام سپرده شده است. و این رضایت در تمام مراتب مادی و معنوی است، رضایت در زندگی، رضایت از خانواده و در یک کلام رضایت دنیا و آخرت.

زیارت

یکی از اهل معنا، بعد از ازدواج بنده با همسرم، به من فرمود: به حرم امام رضا علیه السلام بروید و رضایت در زندگی تان را در آنجا تضمین کنید. من رفتم و شیرینی آن را تجربه کردم و به جوانان عزیز نیز توصیه می کنم که این شیرینی رضایت در زندگی را از دست مهربان امام رضا علیه السلام تجربه کنند.

حتی بنده عرض می کنم که بی دینان نیز رضایت را از امام رضا علیه السلام بگیرند.

در اینجا یک اتفاق واقعی را از یکی از نزدیکانمان بدون واسطه برایتان نقل می کنم، ایشان در آلمان زندگی می کرد و یک دوست مسیحی داشت که ساکن آمریکا بود و گاهی در آلمان به دیدن او می آمد. این آشنای ما می گفت یکبار که از آلمان خواستم به ایران بیایم تا بروم مشهد برای زیارت امام رضا علیه السلام از این دوست خود که در آن موقع در آلمان بود خواستم تا همراه من به زیارت امام رضا علیه السلام بیاید، ولی او گفت من اصلاً این آقا را نمی شناسم. به او گفتم: ببین این آقا به هر کسی که به زیارت او برود قول داده تا شب اول قبر از او دستگیری کند. ولی او که به این حرفها اعتقادی نداشت قبول نکرد. به هر زحمتی که بود او را متقاعد کردم که یکبار هم که شده به زیارت بیاید.

بهرحال با هم به مشهد آمدیم و بعد از زیارت برگشتیم به آلمان و او هم به آمریکا رفت. ارتباط ما با هم از طریق ایمیل بود. مدتی بعد از سفر به او ایمیل زدم ولی جوابی نیامد تا اینکه یک روز ایمیلی از او به دستم رسید که توسط همسرش فرستاده شده بود. همسر او در ایمیل گفته بود: شوهرم مدتی است که از دنیا رفته و من دیشب او را در خواب دیدم که بعد از گفتن رمز ایمیل خود به من، خواست تا پیغامی به شما برسانم، او از من خواست تا به شما بگویم: "آن آقا به قول خودش عمل کرد". این در حالی بود که همسر او اصلاً از ماجرای ما خبری نداشت و نه آن آقا را می شناخت و نه از قول او چیزی می دانست.

بنابراین امام رضا علیه السلام به قول خود عمل می کند و همه را راضی می کند.

در یک کلام، کلید رضایت در این عالم در دستان امام رضا علیه السلام است.م:تبیانl






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 12:40 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

گروه اینترنتی

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In

گروه اینترنتی مرداب | Mordab.In






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 12:1 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

  


لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد که در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این ایمیل مرور می کنیم :


1. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن.

2. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.

3. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.


4. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار.

5. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن.


6. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

7. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.


8. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن.

9. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش.


10. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو.

11. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.


12. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.

13. سخن به اندازه بگو.


14. حق دیگران را به خوبی ادا کن.

15. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.


16. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.

17. با سود و زیان دوست را امتحان کن.


18. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.

19. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.


20. در کسب و کار نیک جدّی باش.

21. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.


22. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.

23. سخن سنجید? همراه با دلیل را بیان کن.


24. روزهای جوانی را غنیمت بدان.

25. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.


26. یاران و آشنایان را احترام کن.

27. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.


28. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.

29. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.


30. کمتر از درآمدی که داری خرج کن.

31. در هم? امور میانه رو باش.


32. گذشت و جوانمردی را پیشه کن.

33. هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.


34. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.

35. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن.


36. هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن.

37. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.


38. سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر.

39. در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن.


40. با هر کس به انداز? درک او سخن بگو.

41. به هنگام سخن متین و آرام باش.


42. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده.

43. آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.


44. هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده.

45. نا آموخته استادی مکن.


46. با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار.

47. چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش.


48. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

49. هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.


50. کار ناکره را کرده خود مدان.

51. کار امروز را به فردا مینداز.


52. با بزرگتر از خود مزاح مکن.

53. با بزرگان سخن طولانی مگو.


54. کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند.

55. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.


56. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن.

57. کار خوب دیگران را کار خود نشان مده.


58. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.

59. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن.


60. هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن.

61. خودخواه و متکبر مباش.


62. در حضور ایستادگان منشین.

63. در حضور دیگران دندان پاک مکن.


64. با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن.

65. به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار.


66. حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن.

67. در مجالس انگشت در بینی مینداز.


68. کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن.

69. هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن.


70. با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو.

71. سخن گفته شده را تکرار مکن.


72. از شوخی و مزاح خود کمتر کن.

73. از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن.


74. از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن.

75. از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن.


76. حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار.

77. در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن.


78. از مردگان به نیکی یاد کن.

79. از خصومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن.


80. با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن.

81. نان خود را بر سفره ی دیگران مخور.


82. در هیچ کاری شتاب مکن.

83. برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور.


84. به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو.

85. از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار.


86. در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر.

87. سخن و کلام دیگران را قطع مکن.


88. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن.

89. در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر.


90. مهمان را به هیچ کاری دستور مده.

91. با دیوانه و مست سخن مگو.


92. برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز.

93. در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن.


94. در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن.

95. ادب و تواضع را هیچگاه فراموش مکن.


96. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.

97. بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش.


98. خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن.

99. با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش.


100. با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش.

101. در مال و مقام دیگران طمع مکن.


102. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو.

103. بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار.


104. عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن.

105. عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان.


106. اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن.

107. سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان.


108. بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن.

109. خود را با ستم سلاطین شریک مگردان.


110. دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار.



و اما اینهم

جدیدترین وصیتنامه لقمان حکیم به فرزندش

(به زبـان طنــز )

پسرم! گروهی، اگر احترامشان کنی تو را نادان می دانند و اگر بی محلیشان کنی از گزندشان بی امانی. پس در احترام، اندازه نگهدار.

پسرم! سخت ترین کار عالم محکوم کردن یک احمق است. پس خون خودت را کثیف نکن. ضمنا چرچیل هیچگونه نسبتی با طایفه ما ندارد. بچه هایش یکوقت ادعای ارث نکنند.

پسرم! با کسی که شکمش را بیشتر از کتاب هایش دوست دارد، دوستی مکن.

پسرم! دوستانت را با یک لیوان آب خوردن امتحان کن! آب را به دستشان بده تا بنوشند! بعد بگو تا دروغ بگویند! اگر عین آب خوردن دروغ گفتند از آنان بپرهیز ...


پسرم! در پیاده رو که راه می روی، از کنار برو. ملت می خواهند از کنارت رد شوند.

پسرم! اگر کسانی از سر نادانی به تو خندیدند، تو برای شفایشان گریه کن.


پسرم! خود را وابسته به هیچ دسته ای مدان. چون پس فردا گندش درمی آید و حالا خر بیار و معرکه بارکن.

پسرم! اگر به ناچار به جریانی متمایل شدی، جایی برای نفس کشیدن خود و رقیبت بگذار. نه او را چنان به زمین بکوب و نه خود را چنان بالاببر. دیرزمانی نیست که جایتان عوض شود.


پسرم! در تاکسی با تلفن همراه بلندبلند صحبت نکن.

هان ای پسر! اهل هنر را احترام کن. اما مواضع سیاسی ات را با کسی مسنج و کسی را به خاطر مواضعش مرنجان.


پسرم! هیچ گاه دنبال به کرسی نشاندن حرفت مباش و همه جا سر هر صحبتی را بازمکن. بگذار تو را نادان بدانند.

پسرم! اگر برای دختر یا پسری پیش تو برای تحقیق آمدند و تو چیزی می دانستی رک و راست بگو هر آنچه که می دانی. به فکر بدبختی دختر و پسر مردم باش.


پسرم! اخبار را از منابع مختلف بگیر. جمع بندی اش با خودت. مخاطب دائمی یک رسانه بودن آدم را به حماقت می کشاند.

پسرم! پیش از استخدام در اداره های دولتی، آی سی دی ال را و حداقل پاور پوینت را فرا بگیر.


پسرم! اگر در اداره ای استخدام شدی هرچه دستمال از جیب هایت داری دور بریز. آب بینی ات را با پیراهن تمیز کنی بهتر است تا کسی دستمال در دستت ببیند.

پسرم! اساتید را محترم بشمار! اگر توانستی دستشان را ببوس اگر نه، خود دانی.


پسرم! در ضمن، به هر کسی بی خودی لقب استاد عنایت مکن. استاد باید خودش بیاید، زورکی که نیست.

پسرم! از فیلم های تکراری رنجیده خاطر مشو! حتما حکمتی در آن است.


پسرم! بلوتوث تلفن همراهت را خاموش نگهدار، مگر در مواقع ضروری.

هان ای پسر! اگر کسی گفت اسفندیار را می شناسی خودت را به نفهمی بزن.


پسرم! هر روز از همکارانت در اداره عمیقا خداحافظی کن. کسی نمی داند آیا فردا در همان اداره باشی یا نه. اداره در همان شهر باشد یا نه. شهر در … ولش کن پسرم.

پسرم! دانشگاه کسی را آدم نمی کند. علم را از دانشگاه بیاموز، ادب را از مادرت.


پسرم! می دانم الان داری حسرت دیدار مرا می خوری. یالله بلند شو دست مادرت را ببوس بعد بیا بقیه وصیت را بخوان.

پسرم! پیامک های عیدنوروزت را همین الان بفرست چون آینده نگری خوب چیزیه.


هان ای پسر! خواستی در مملکت خودمان درس بخوانی بخوان. خواستی فرنگ بروی برو. اما اگر ماندی از فرنگ بد نگو، اگر رفتی از مملکتت.

پسرم! گوجه را از نارمک بخر، شنیده ام ارزان است.


پسرم! هیچ گاه از دانشگاه های هاروارد، ماساچوست و بوستون مدرک نگیر. برایت حرف در میارن. مگه آزاد رودهن چشه؟

پسرم! نامزد انتخابات شدی، اول یا داماد لُرها شو یا تُرک ها که تو را در انتخابات تنها نگذارند.


هان ای پسر! خسته شدی؟ … از ساعت چند داری وصیت می خونی؟ … کی خسته است؟ … خودت نقطه چین ها رو پر کن.

پسرم! شماره حساب هدفمندی یارانه ها، رمزگذاری شده در صندوقچه مرحوم آقابزرگ توی اتاق پشتی است.


پسرم! شهر ما خانه ما! … نه نه نه! نمی خواد عزیزم. شهرشون خونه خودشون. اول اتاقت رو از این ریخت در بیار.

هان ای پسر! به اقوام و ملل جهان هرگز حسادت مکن چون عنقریب است که تو هم جهانی شوی.


فرزندم! هیچ کس تنها نیست.

پسرم! راه تو را می خواند. اما تو باور مکن.






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 11:52 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()


نوشیدنی خنک!



چای کیسه ای همراه با قایق کاغذی



بسته بندی عسل شبیه به کندو به علاوه یه عالمه زنبور!



بسته بندی خلاقانه خامه





کالباس شبیه به CD





 






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 11:21 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()






















 






تاریخ : پنج شنبه 90/7/28 | 11:9 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بی بی مارکت
  • ttp://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">