سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

زنی که فرشته ها به او می خندند و تمسخر میکنند!

گاهی اوقات سوالاتی درباره ملائکه برای انسان پیش می اید؛ اینکه مثلا ملائک چه شکلی هستند ؟ می خندند؟می گریند؟ و....
گاهی اوقات سوالاتی درباره ملائکه برای انسان پیش می اید؛ اینکه مثلا ملائک چه شکلی هستند ؟ می خندند؟می گریند؟ و...
جالب است بدانید پیامبر اکرم(ص) نیز این سوالات را از جبرئیل پرسیده اند ؟
ایشان از جبرئیل پرسید آیا ملائکه ،گریه و خنده دارند؟
فرمود :آری؟ به سه کس از روی تعجب می خندند و بر سه کس از روی ترحم ودلسوزی می گریند.
- از کسی که سراسر روز را به سخنان چرند و پرند و (یا کارهای)بیهوده می گذارند، و چون شب شود نماز عشاء خوانده و باز به بیهودگی خود ادامه می دهد ،ملائکه می خندند و می گویند ای بی خبر از صبح تا شب سیر نشدی ،حالا سیر می شوی؟
- دوم :دهقانی که بیل و کلنگ خود را برداشته و به بهانه تعمیر و اصلاح زمین خود ،دیوار مشترک (بین خود و شریکش)را می ساید تا به سهم خود بیافزاید،ملائکه می خندند و می گویند ،آن زمین به آن پهناور ترا سیر نکرد این مختصر تو را سیر می کند؟
- سوم :از زنی که خودش را از نامحرم در زمانی که زنده بود نمی پوشانید ، بعد از مرگش وقتی که او را در قبر می گذارندبدنش را می پوشانند تا کسی حجم و اندامش را نبیند .ملائکه می خندند و می گویند :وقتی که مورد میل و رغبت بود او را نپوشانیدید ،حالا که مورد نفرت و انزجار است او را می پوشانید؟
(مواعظ العددیه ص 144،145)






تاریخ : شنبه 91/10/16 | 10:55 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

ماجرای دختر فراری که یک شب پیش یک طلبه ماند!

ماجرای دختر فراری که یک شب پیش یک طلبه ماند!
شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید...

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید.
دختر پرسید: شام چه داری؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان  نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی!
محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد...

شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ...
علت را پرسید. طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.






تاریخ : شنبه 91/10/16 | 10:44 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

جـالب ترین تصاویـر ورزشـی سـال 2012

 







































































































تاریخ : شنبه 91/10/16 | 9:43 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

 

فرا رسیدن اربعین شهادت سید و سالار شهیدان، سرور آزاگان جهان، چهلمین روز وداع خونین حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش، به تمامی دوستان اهل دل و ارجمند تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدوارم که سوگواری های یکایک شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.

 

 اربعین حسینی، جویبار همیشه جاری عاشورا، روز شهادت حماسه سازان و اربعین، روز زیارت مرقد عاشورا سازان است. عاشورا، خروش خون حسین(ع) است و اربعین، پژواک این فریاد ظلم شکن است.

عاشورا و اربعین، نقطه ابتدا و انتهای عشق نیست؛ بلکه چله عارفانه تشیع سرخ علوی است.

عاشورا تا اربعین، نقطه اوج عشق حسینی است و در این چهل روز، حسین(ع) تنها سخن محافل است تا در طول عمر انسان، بهانه بیداری و ظلم‏ستیزی باشد.

عاشورا، زمانه خون و ایثار است و اربعین، بهانه تبلیغ و پیمان. در عاشورا، حسین(ع) با تاریخْ سخن گفت و در اربعین، تاریخ پای درس حسین(ع) نشست.

عاشورا روز کشت "خون خدا" در کویر جامعه ظلم‏زده است و اربعین، آغاز برداشت نخستین ثمره آن.

آری، اربعینْ فرصتی برای اعلام همبستگی با عاشوراست. هر اربعین حسینی، قاصد حماسه ای ماندگار، پیامدار استعلای ایمان، نشانه‏ای از شکوه عشق، و برگ همیشه سبزی بر درخت هماره سرخ شهادت است.

اربعین یک واژه نیست؛ کتابی قطور و پرماجراست. کتابی که گذر زمان و حادثه‏های زمین، هرگز نمی‏تواند نوشته‏های آن را محو کند و البته کهنگی در آن راه ندارد.

اربعین، هنرنامه مصوّر آرمان گرایی و حق یاوری است. اربعین، نشانه‏ای بر اعتلای دین و بالندگی زمزمه‏های دعا و تلاوت قرآن در شب عاشورای حسینی است.ر

اربعین، صدای عدالت و صداقت، و شاخه‏های درخت آزادگی است که از خاک کربلا روییده و تا ژرفای روزها و روزگاران ریشه دوانیده است.

اربعین، جویبار همیشه جاری و سرخ تاریخ، و جوشش چشمه‏های خون خداوند از چهار سوی عالَم است.






تاریخ : چهارشنبه 91/10/13 | 1:55 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

 

یک لحظه قبل از وقوع حادثه




























































































 






تاریخ : چهارشنبه 91/10/13 | 8:26 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

چشم اندازهای زیبا از زمستان







































































تاریخ : چهارشنبه 91/10/13 | 7:44 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()






































تاریخ : سه شنبه 91/10/12 | 2:0 عصر | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

28 جمله زیبا از دکتر حسابی


چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است. 

 زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید. 

 عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست. 

 کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم. 

 احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست. 

 انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است. 

 تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند. 

 یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت. 

 بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است. 

 راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است. 

 سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است. 

 هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است. 

 فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت. 

 جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد. 

 هنر، با احساسات آدمی بازی می کند. 

 عشق زندگی را به شیوش می آورد. 

 هنر، چاشنی زندگیست.  

 ایران، جزیره هوش و ذکاوت است. 

شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند 


طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است. 


موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست. 


داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است 


با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند. 


دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند. 


باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد. 


سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.  


حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است. 


نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.






تاریخ : سه شنبه 91/10/12 | 7:38 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

نـگاهی به آینـده نـزدیک تـلفن های هوشمنـد

چیزی به سال 2013 نمانده و تمام کمپانی ها با سخت کوشی فراوان روی محصولاتشان کار می کنند. کاربران هم می خواهند که هر چه زودتر بهترین محصولات به میدان بیایند تا پادشاه بازار را بخرند ولی بازی تخت شاهی، همیشه پویا در جریان است و هنوز محصول قبلی به تخت عادت نکرده، مدعیان جدید می آیند و با نمایشگر بزرگتر، پردازنده قوی تر یا حافظه بیشتر آن را به چالش می کشند. 

اما شاید هم در آینده سخت افزارهای درون تلفن ها چندان مهم نباشند چون دنیای تکنولوژی به سمت رایانش ابری در حرکت است و وقتی پردازش در ابرها انجام شود، تلفن ها می توانند از شر رقابت سخت افزاری راحت شوند، البته نه تا چند سال آینده. ما همچنان باید حدس و گمان ها درباره سخت افزارهای آینده را دنبال کنیم تا بتوانیم در بهترین زمان، خرید مناسبی داشته باشیم. در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا نکاتی را درباره تلفن های آینده بر شماریم.

نمایشگر

همین که در حال آماده شدن برای CES 2013 بودیم سامسونگ خبر از معرفی نمایشگرهای منعطف در لاس وگاس داد. البته آن طور که در فیلم های علمی تخیلی دیده می شود نه، ولی به هر حال این نوآوری هم کم کم دارد به سطح مناسبی می رسد. آیا این پیشرفت ها به معنای رسیدن به آن آینده ای است که همه فکرش را می کنیم: نمایشگر و تلفنی کاملاً منعطف که شبیه کاغذ تا شوند و در جیب جا بگیرند؟ 

در سمت دیگر، نمایشگر تلفن های امروزی چنان چگالی پیکسل بالایی دارند که آنها را از فاصله طبیعی با چشم غیر مسلح نمی توانیم تشخیص دهیم. با این حال باز هم بالا رفتن چگالی ادامه دارد. چرا؟ به همان دلیلی که از کوه ها بالا می رویم: چون می توانیم. چگالی پیکسل در نمایشگرهای کوچک ارتباط مستقیمی با رزولوشن دارد و ما همیشه عاشق رزولوشن بالا بوده ایم. 

خب، انتظارات برای سال آینده در چه حدی است؟ به گمان ما نمایشگرهای منعطف سال آینده آن چیزی که در فیلم های تخیلی دیده ایم نخواهند بود. در بهترین حالت ویژگی انعطاف پذیری آنها را به عنوان یک مشخصه جدید بر روی تلفن هایی مشابه تلفن های فعلی خواهیم دید. نمایشگر منعطف بر روی تلفن های فعلی، می تواند برای تولید بازخوردهای لمسی و بازسازی بافت اجسام در حال نمایش استفاده شود که فایده بیشتری هم به حال کاربران دارد. 

همچنین با بهبود رزولوشن، کمپانی ها شروع خواهند کرد به تمرکز بر روی بهبود رنگ و نه افزایش بیش از پیش چگالی زیرا این مورد هنوز جای کار بیشتری دارد. می توانید چند تلفن را کنار هم بگذارید و بعد ببینید که چقدر رنگ مشکی یا سفید در آنها متفاوت است. 

باتری

تا چند وقت پیش، باتری تلفن های همراه چندین روز دوام می آورد ولی با هوشمند و لمسی شدن آنها، ماجرا تغییر کرد. در بهترین حالت 1 یا 1 و نیم روز می توانید بدون شارژ مجدد از اسمارت فون خود استفاده کنید، که واقعاً چیز خیره کننده ای نیست. اگر استفاده شما خیلی زیاد باشد که دیگر هیچ، به یک روز نکشیده باید آن را دوباره به برق بزنید. 

این حوزه، مهمترین و در عین حال پر ریسک ترین بخش است. باتری های امروزی نه چرخه عمر طولانی دارند و نه کیفیت خود را در طول این چرخه حفظ می کنند. اگر یک نظر سنجی کنیم، مسلماً نیاز به تحول در باتری تلفن ها رأی بالایی خواهد آورد. امروزه باتری، یکی از عوامل تنفر ما از گجت هایمان شده ولی بیایید آنها را ببخشیم، مشکل اصلی آنها نیستند، بلکه خود دستگاه ها و البته ما هستیم. 

باتری دستگاه ها مدت ها است که پیشرفت چندانی به لحاظ تکنولوژیک نکرده اند. پژوهشی در دانشگاه نیو وسترن در سال گذشته منجر به تولید یک باتری برای تلفن های سلولار شد که ظرف 15 دقیقه شارژ می شود و 1 هفته هم دوام می آورد. تصورش را بکنید که با این باتری، زندگی چقدر لذت بخش می شود. انواع مختلفی از باتری ها در حال توسعه هستند ولی چرا هنوز آنها را در دستگاه های خود ندیده ایم؟ 

مسئله این است که تولید کنندگان همیشه به خاطر هزینه های فزاینده تولید، برای تغییر در این زمینه کند عمل کرده اند ولی به نظر می رسد که زمان تغییر نزدیک شده. همچنان که دستگاه ها بزرگتر و بهتر می شوند، باتری ها هم چنین می شوند و بیایید با هم صادق باشیم، اگر یک تلفن بتواند با هر بار شارژ چندین روز دوام بیاورد و در عین حال باریک و جذاب هم باشد، همه سر خرید آن دعوا خواهیم کرد. 

سخت افزار

بر عکس باتری ها که حداقل پیشرفت را داشته اند، سخت افزار داخلی دستگاه ها بیشترین پیشرفت را به خود دیده. دلیل هم یکسان است: هزینه تولید. هزینه تولید یک پردازنده یا حافظه جدید با اندازه کوچکتر پایین است، بنابراین همیشه شرکت ها پذیرای این تغییر هستند. ولی خط پایان کجا است؟ 

اثر بهبود سخت افزار محسوس است و جذب مردم با تبلیغ بر اساس آن هم ساده. ولی دیگر به حدی از تجمع سخت افزار در این دستگاه های کوچک رسیده ایم که به نظر می رسد از سرعت رشد کاسته خواهد شد؛ NFC، LTE، رم زیاد و پردازنده های 4 هسته ای قوی... آیا کافی نیست؟ 

خوشبختانه فضای ذخیره سازی ابری دارد بخشی از جنون حافظه داخلی بیشتر را پوشش می دهد. پردازنده های 8 هسته ای هم سر پیچ تکنولوژی هستند و دارند به ما نزدیک می شوند ولی به نظر می رسد سرعت پردازش دارد به جایی می رسد که مثل چگالی پیکسل در نمایشگرها، دیگر افزایش آن به چشم نخواهد آمد. تصور کنید که اواخر 2013 یا اوایل 2014 پردازنده های 8 هسته ای به بازار بیایند و سال بعد از آن هم پردازنده های 16 هسته ای. آیا بیش از آن، (لااقل برای عموم مردم) کاربردی خواهد داشت؟ 

دوربین

دوربین برای تلفن های هوشمند یک برگ برنده بزرگ است. در اوایل، وجود دوربین روی تلفن ها بیشتر از آنکه رضایت بخش باشد آزار دهنده بود زیرا کیفیت بدی داشت ولی حالا با دوربین های 8 مگاپیکسلی، واقعاً کیفیت به مرز رضایت بخشی رسیده. البته این را هم در نظر داشته باشید که همه دوربین های دیجیتال، بعد از مدتی دچار افت کیفیت می شوند. به هر صورت، تلفن های ما همیشه همراه مان هستند و دارند برای عکس و فیلم گرفتن، جایگزین دوربین های کامپکت می شوند. 

برای پرچمدارهای سال 2013 انتظار دوربین های 12 یا 13 پیکسلی را داریم ولی در نظر داشته باشید که به خاطر حجم کم و ابعاد کوچک تلفن ها، محدودیت های تکنولوژیک همیشه وجود خواهد داشت. 

در عوض دوربین جلوی تلفن ها که برای مکالمه یا چت تصویری به کار می رود، جای پیشرفت بسیاری دارد و شاید در سال آینده، دوربین جلوی 4 مگاپیکسلی را هم بر روی تلفن ها ببینیم. 

جمع بندی

در نظر داشته باشید که اینها انتظارات ما از دستگاه های یکی دو سال آینده هستند و واقعاً پیش گویی آینده بدون اطلاع داشتن از تکنولوژی های عملیاتی، امکان پذیر نیست. شاید در سال های آینده تلفن هایی با 64 هسته پردازشی و نمایشگر تا شوی 12 اینچی هم دیدیم، ولی شوکه نخواهیم شد. 

چیزی که نباید از آن غافل شد، سرویس ها هستند. این سرویس ها و اپلیکیشن ها هستند که دستگاه های ما را زنده می کنند و گرنه سخت افزار که به خودی خود کاربردی ندارد. ولی در عین حال، طراحی دستگاه ها هم مهم است، بسیار مهم. ما حاضر به حمل دستگاهی که برای اجرای بازی ها کارتریج بخورد نیستیم و برای همین است که کمپانی ها، این تلفن های باریک و جذاب را جلوی چشم های مردم به رقص در می آورند. 

پس ما تلفن هایی با طراحی زیبا، باریک و سبک می خواهیم و در عین حال، وابستگی زیادی به سرویس ها داریم، چه بازی باشند، چه چک کردن ایمیل. بیایید منتظر باشیم تا ببینیم دستگاه های آینده، چه چیزهای جدیدی در حوزه طراحی و سرویس ها برای ما خواهند داشت، زیرا فقط گذر زمان از نوآوری ها پرده برداری می کند.






تاریخ : سه شنبه 91/10/12 | 7:29 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()

گابریال گارسیا مارکز: در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم

در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود

در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته، محروم می کند

در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن

در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ؛ بلکه چیزی است که خود می سازد

در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می دهیم دوست داشته باشیم

در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می دهند 
داستانک؛ همانا زندگی زیباست...
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بد ترین دشمن وی است....

در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید 

در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد

در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارتهای خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است

در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ، به رشد وکمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود 

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا استدر 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست






تاریخ : دوشنبه 91/10/11 | 11:39 صبح | نویسنده : سیدسعیدبهروزجزین | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • بی بی مارکت
  • ttp://www.bachehayeghalam.ir/sitefiles/bgh_sound_player.php">